۸ پاسخ

شرایط زندگیت خیلی سخته که میگی شوهرت زندانه ولی به اینده فکر کن زندانش تموم میشه کنارهم روزایه خوبی درانتظارته تو دراینده میتونی اروم و شاد باشی ولی اون بچس روانش بااین برخوردایه شما شکل میگیره و قابل تغییر نیس

تو باردارم هستی عزیزم هورمونات ریخته بهم ، کسی نیست دو سه روز در هفته بچه تو نگه داره؟ مادری؟ مادرشوهری؟ ی کمکی کاش داشته باشی ... بعد سعی کن حتما ی مشاوره بری خیلی بهت کمک میکنه واسه ارامشت و ریلکس شدنت

دوغ یا انار هم خودت بخور هم بچه قشنگ میخوابید

ای بابا نکن عزیزدلم میدونم هورمونات به هم میریزن خسته میشی کاش سخت جلوگیری میکردی و الان میتونی بچتو با خیال و اعصاب راحت بزرگش کنی الان اون کوچیکه به خودت مسلط باش باید از هر لحظه بزرگ شدن اون لذت ببری حتی شلوغی کردنش فقط موقع عصبانیت به صورت معصومش نگاه کن بگو چجوری دلم میاد اینو بزنم و حتما خدا رو یاد کن ذکر کن تا ارامش داشته باشی

به خدا بخاطر فشار زندگی هست بخاطر بچه داری همم بارداری هزار یک فکر آدم تو زندگی داره.منم دارم میگذرونم خدارا شکر کن آروم میشی به خودت یاد بده تو عصبانیت صلوات بفرستی من از تو بدتر بودم صلوات میفرستم بچه هامو روزی ۶۰بار بغل میگیرم خدامو شکر میکنم بخاطر شون

حق داری بابا
منم نقطه ضعفم خوابه صب تاشب هرسازی بزنه میرقصم ولی وقتی نخوابه روانی میشم دیگه
ملاتونین بهش بده دوسه قطره خوابش تنظیم میشه بعد قطعش کن یا اگه حوصله داری ببر بیرون خسته بشه زود میخوابه

با روانشناس صحبتت کن چرا مواظب نیستین بچهذ هاتون اینقد کوچکن حامله نشین

من ازتوبدترم بدتر نمیدونم چ مریضی دارم نمیدونم واقعا

سوال های مرتبط