۱۰ پاسخ

شاید باورت نشه اما با تمام وجودم درکت میکنم و دقیقا ۱۰ روز پیش همین داستان شما برا منم رقم خورد و شوهرم گفت اگه بچه رو نندازی باید بری خونه پدرت اونجا ب دنیا بیارش و اونجا زندگی کن دیگه نمیخوام باشید انقد برام این حرفاش سخت بود ک قبول کردم و با ماما هماهنگ کردم اما اکن لحظه ک ماما بهم گفت برو زعفران با هل دم و نبات کن بخورو عروس پشت پرده بخر دم کن بخور همه این کارارو کردم نصف بطری دم کرده زعفران خوردم دو یا ۳ لیوان دم کرده پشت پرده خوردم اما اون لحظه ک داشتم میخوردم فقط گریه میکردم و با بچم حرف میزدم ک چ پدر ظالمی داره اما تصویر سنوگرافی میومد جلو چشمم چجور تکون میخورد تو دلم صدای قلبشو شنیدم شوهرم نصف شب بیدار شد دید بیدارم بهش گفتم نمیتونم بندازمش انقد اینجور گفتم گناهه بهش احساس گناه دادم و عذاب وجدان گرفت دیگه کم اورد گفت هرجور راحتی الان کم کم داره عادت میکنه میگه دیگه همین دوتا دختر بسه ولی میدونم عاشق پسره و خودم چند سال دیگه برا پسر میرم ای وی اف میکنم ک تو دل دوتامون نمونه چون خوده منم عاشق پسرم متاسفانه

عزیزم چرا این قد پیچیده ش میکنی بچه تون دختره وقتی دکتر تو این هفته گفته دختره پس قطعی، به جای این سوال ها برو بشین با همسرت حرف بزن مگه دختر پسر چه فرقی داره پسر میخواد چیکار کنه برای آدم؟ هر کی یه نگاه به اطرافش کنه دخترا بیشتر به درد پدر و مادرش میخوره به این فکر کنید آدم خوبه یه پسره مشکل دار داشته باشه یا یه دختر سالم ؟
خدا همه چی و بهتر میدونه

گلم ببین ته دل خودت چی می خواد
قرار نیست همسرتون برای اتفاقی که خودش ایجاد کرده و حتی جنسیت رو ایشون مشخص کرده و سختی رو به شما وارد کرده تنهایی تصمیم بگیره و شما مجبور به انجام باشی و مجدد سختی سقط رو تحمل کنی و حتی ممکنه در آینده باروری تون هم تأثیر بگذاره
به خواست خدا اعتماد کنید

خیلی بی کیفیته عکس🥺

نگو دختره خب بگو مشخص نشده فعلا

عزیزمم میخوای هر تصمیمی بگیری زندگی خودتونه و من و امثال من از شرایط روحی شما خبر نداریم ‌نمیتونیم قضاوت کنیم ولی بگم بهت که خواهر کوچیک منو مامانم چون هم دختر داشته و هم پسر ،میگفت جنسیت هم نمیدوسنتم چیه فقط میگفتم من دیگه بچه نمیخوام بندازمش ،بعد بماند که فقط با ورزش سعی کرده بندازه و خدا خواست و موند ،الان خواهر من مایه افتخار خانواده است ،خواهرم منظم ترین دختر فامیلع ،خواهرم پناه داداشم شده ،خواهرم شده همه چیز بابام ،ببین اصلا نمیتونی تصور کنی این دختر چقدر همچی تمومه ،تو درس تو کار تو درآمد ،شمام هم فک کنید هم مشورت حتی باهم دیگه ،شاید خدا داره منجی خانواده رو مبفرسته ؟هدیه خداست شاید داره معجزه زندگیتون رو میفرسته ،عصبی نباش گریه نکن و فقط آروم باش و منطقی فک کن ،اگر بازم احساس کردی روحی نمیتونی دیگه مادر دختر باشی و ممکنه براش کم بزاری و همسرت صدشو نزاره ،بعد من میکم نیاد بهتره ،تا اینکه بیاد و اذیت بشه ،امیدوارم بهترین تصمیم رو بگیری و خدا برای هر تصمیمی کمکت کنه

با شوهرت حرف بزن ایشالله اونم راضی میشه دوتا دخمل خیلی خوبه لعنت به حرفای مردم لعنت بهشون

چیزی معلوم نمیشه اصلا

اینم...

تصویر

اینم هست

تصویر

سوال های مرتبط

مامان الارا✨ مامان الارا✨ هفته سی‌وهفتم بارداری
مامان شکلات🍫👼🏻 مامان شکلات🍫👼🏻 هفته سی‌ام بارداری
مامان نی نی مامان نی نی هفته بیست‌وسوم بارداری
مامان هیرا مامان هیرا هفته بیست‌وهفتم بارداری
مامان نفس😍 مامان نفس😍 هفته بیست‌وپنجم بارداری
مامان فندوق مامان فندوق ۲ ماهگی