۲۲ پاسخ

عزیز دلم، نترس. ما همه مون همین حسو داشتیم. من مامانم روز دهم رفت، تا یک روز قبل رفتنش هنوز بچه هارو پوشک نکرده بودم. نمیتونستم آروغ بگیرم، اینقدر کوچولو بودن میترسبدم باهاشون تنها بمونم.
اما مامانم که رفت گرگ شدم.
همیشه فلاسک با آب ولرم آماده داشته باش. چندتا شیشه شیر بگیر برا بچه ها چون تنهایی نمیرسی هر دقه شیشه بشوری.
گهواره اگر عادت کنن بمونن کمک بزرگیه.
حتما حتما بعد هر شیر خوب آروغ بگیر و یک ربع عمودی بغل کن که بعدا بخاطر دلدرد اذیتت نکنن و نخوابن.
تا میتونی از هرکس میتونی کمک بگیر. اصلا تعارف نکن. خیلی کارهارم به همسرت بسپر.
ما هنوزم که بچه ها یکسالشونه بچه ها یک شب در میون پیش یکیمون میخوابه.
یعنی قل یک اگر امشب پیش من خوابیده، فرداشب پیش باباش میخوابه.
اگر یکبار من بچه شستم، یکبار باباش میشوره، اگر من لباسهارو ریختم لباسشویی باباشون در میاره آویزون میکنه، من جمع میکنم و تا میزنم.
فکر نکن قبلا اینطوری کمک میکردا، اونقدر من اعصابم خراب بود از خستگی و بیخوابی چندبار پاره اش کردم درست شد.

حتما پستونک رو از همون روزای اول بده تا عادت کنن من ندادم و متأسفانه الان خیلی پشیمونم
بانوج دوقلو خیلی کمک بزرگی بود به من
حتما بانوج بگیر به راحتی به همه کارات میرسی، میذاری داخل بانوج و تکون میدی میری به کارات میرسی

شبای سخت داری ولی تو ازپسش برمیای مطمعن باش و تموم میشه شبای سخت،فقط وقت کردی استراحت کن

عزیزم دوقلو داشتن سخته ولی ازپسش برمیای بعضی روزا بچه ها خوبن توام خوبی ولی بعضی روزا نه الانم که آلانه من درگیرم کمک داشتن خیلی خوبه من ۶ماه موندم خونه مامانم شهرستان ولی هیچ جا خونه خود آدم نمیشه هیشکی هم اندازه همسرت نمیتونه کمکت کنه توهمه کارا ازش کمک بگیر حتما یکی ازبچه ها با باباشون بخوابه شبا توام راحت تری شیشه شیر چندتا داشته باش برای هرکدوم هم توخونه هم مسافرتی جایی رفتنی پستونک حتما بهشون بده گهواره هم اگه جا داری حتما براشون بگیر بچه رو آروم میکنه

ترس نداره...نشدنی نیست فقط سخته و اذیت میشی...بستگی به شوهرتم داره که همکاری کنه یا نه..من شوهرم پا میشد یکیشونو شیشه میداد من اون یکی را شیر میدادم...کار خونم تا ۶ ماه نمیرسیدم بکنم مثل کارتون خواب ها زندگی می کردیم...یه موقع ساعت ۵-۶ تازه ناهار می خوردیم...

منم اوا راهم ۱۰روز مامانم خونمون بود الان اومدم خونشون دارن تمرین میکنم تنها بتونم مدیریت کنم ک برگشتم اذیت نشم

من تا الان خونه مامانمم ولی بیشتر شبا خودم تنهایی تا صب به بچه ها میرسم صب که میشه بعضی وقتا صب بچه هارو تحویل مامانم میدم میگیرم تا سه چهار ساعت میخوابم ولی منم اولایل همین فکرو میکردم میگفتم چجوری میخوام نگه دارم الان انگار روال کار دستم اومده تقریبا میتونم تنهایی نگهشون دارم ینی درواقع اگه برم خونه خودم به بچه ها برسم ناهار و شام مادرشوهر و مامانم برامون بیاره قرار شد چهل روز که شد برم خونمون چون من چند ماهی میشه که از خونمون دراومدم اخرای بارداری رو خونه مامانم موندم یه ماه اخرم بیمارستان الانم چهل روزو موندم خونه مامانم دوس دارم که دیگه برگردم سر خونه زندگی خودم هرچند سخت میخواد بشه همسرمم طفلک تو خونه تنهاست میگه بیا خودم کمکت میکنم

از من ب تو نصیحت اصلا ب بغل کردن عادت نده اصطلاحا بغلیشون نکن

من تا دو ماهگی بچه ها کمکی داشتم دیگه بعدش نه ...عادت میکنی آدمی از اول یاد گرفته خودشو با شرایط وقف بده

الان خیلی راحتی بزرگتربشن سختتره ولی شیریناشون بیشتر مطمعنن خدا دیده که میتونی بهت دوقلو داده

منم دست تنها بزرگشون کردم درسته سخته ولی شیرین

همسرت شبا هست؟

ببخشید وزن تولد بچه ها چقدر بود؟

حتما بهشون پستونک بده
عادتشون بده داخل گهواره یا روی زمین بدون تکون دادن بخابن

من هنوزم دوهفته بیشتر نمیتونم تنها بمونم 🤣سه هفته میام خونه مامانم خستگی در کنم راهمون دوره از هم

عزیزم شبای سختی در پیش داری منم از اولش تنها بودم خدا خودش کمکت میکنه

عزیزم شبای سختی در پیش داری منم از اولش تنها بودم خدا خودش کمکت میکنه

من وقتی گریه میکردن شیر خشک که درست میکرد پتو مینداختم روی دوتاییشون بعد شیشه شیر‌و میذاشتم دهنشون و با پتو جا سازش میکردم😄
از گریه بچه هات نترس هیچ طوریشون نمیشه گریه کنن
مامانم وقتی میرفت اینجوری بهم گفت چون تا یه ماه بیشتر نموند منم ازون موقع اصلا از گریشون نترسیدم و بزرگشون کردم

شیر خشک درست کردن که کاری نداره بالشت بزار زیر شیشه ش خودش میخوره احتیاج خودت نگه داری

عزیز منم بعد یه ماهگی خودم تنهایی نگه داشتم حتما به پستونک عادت بده
خدا بزرگه خودش کمکمون میکنه

منم دوقلو دارم شیشه شیر پستونک اروم میکردم

من ک تا ۵ ماهگی ۲۴ ساعته مامانم موند
بعدشم روزا میاد شبا میره

البته مامانم نزدیکمه

سوال های مرتبط