۹ پاسخ

نه کاردکتر زنان نیست جراح عمومی باید بری براهموروعید

منم قبل زایمان اون طور بودم تو حاملگی یه خورده بزرگتر شد زمان زایمان هم خییلی بزرگ شده بود بعد با مراقبت کوچولوتر شد ولی بعدا دیگه خیلی اذیت میکرد رفتم واسم لیزر کردن
زایمانم هم طبیعی بود

خواهش میکنم. مامان عزیز انشالله کوچولوی خوبت به سلامتی. بدنیا بیاد. برای خانواده. خوش برکت باشه

نه اذیت نداره. فقط باید استراحت کنی. کمی درد داره. اما دارو هست. میدن آروم میشه. ولی باید شکم نرم باشه. که دوماه اول اذیت نکنه. شما که. سز هستی. تقریبا ۲۰ روز استراحتی. تا جای که میتونی. سبزی کاهو روغن زیتون و. سوپ تو وعده غذای بزار. عزیزم. یکماه زمان میبره تا خوب بشه ماه دوم بهتر. فقط توالت فرنگی باشه بعد از دکتر بپر. شربت لاکتوز میتونی. بخوری. برای شیر دهی مشکلی نداشته باشه خوبه.

به دکترت بگو ببین میتونه. انجام بده بهتر

دکتر زنان زایمان بود. تقریبا. پارسال. بود. بخاطر هموروئید رفت چک شد بعد هم لیزر شد.

فقط باید بگی وتاکید کنی.

به دکترت بگو. آره میشه. با لیزر. میسوزونه. مامانم. همینجوری شده بود. با. لیزر. سوزوند

عزیزم نگران نباش موقع زایمان. به دکترت بگو. با لیزر بسوزونه. تا. راحت بشه فقط بعدش به پهلو بیشتر باش تا خوب بشی. سبزی. کاهو. روغن زیتون. خوبه.

سوال های مرتبط

مامان فاطمه زهرا مامان فاطمه زهرا ۴ سالگی
مامان فاطمه زهرا مامان فاطمه زهرا ۴ سالگی
دخترم پیش یک میفرستم کلا دخترم حرف من یا باباش گوش میداد مثلا بی ادب نبود چون خیلی چیزا یادش دادم گفتم هر ک حرف بد بزنه دهنش بوی بد میده مثلا هر ک گفت شکلات یا چیزی بردار بگو ممنون مامان بابام برام می‌خرن با غریبه ها حتا دوستت بدون اجازه من جایی نمیری اونم همیشه حرفم گوش میداد حتا خونه بابا بزرگش ک میخواست بره اجازه می‌گرفت میگفت برم پیش عمم اجازه میدی
ولی از وقتی رفته پیش یک ی دختری هست خیلی حرف بد میزنه مثلا اون روز ب معلمش گفته می تو گیجی کوری بخدا گفتم دختر منم یاد میگیره گفت مثلا مامان انیسا اسمم خراب میکنه واقعا نمیدونم چکار کنم باباش گفت نره فاطمه زهرا اصلا اینجور نبوده گفت شنبه میرم پیش مدیرشون چون خدایش دخترم چیزای جدید یاد گرفته ک سر من سوت میکشه گفتم چرا اون خمیر بازی برا خودش نمیگیره خمیر فاطمه زهرا برداره ب دخترم گفتم مامان بهش نده چون دخترم هر چ داشته باشه تقسیم میکنه ولی اون دوستش ن یهو میاد خونه میگه مامان انیسا گفته مداد شمعی میگیرم ب تو هم نمیدم گفتم مامان روز اول گفتم با همدیگه دوستان ولی اون هر چ بهت نداد من خودم میخرم ولی تو هم بهش نده نمیدونم چکار کنم چ رفتاری کنم بنظر شما چکار کنم ولا تصمیم گرفتم بگم نره مغزم درگیر کرده