۴ پاسخ

دختر منم دقیقا همین بود
تو‌ تاپیکام هس تجربم دوس داشتی بخون

پروسه خیلی سختی خیلی بد اخلاق میشن اما بقول مامان گل پسر اول باید شیر روز رفته رفته کم کنی جای هر وعده شیری که نمیدی با مایعات و سوپ میوه چیزای دیگه سرگرمش کنی نزاری گشنه شیر بش

همین شیر مادرهم شبا خوب نیست نیخوره دندون و خراب میکنه چ برسه ب پاستوریزه یا شیرخشک

من یک‌سالگی قطع کردم چون باردار بودم
اول شیر روز رو قطع کردم اصلا صبح تا شب نمی‌دادم
شب از موقع قبل خوابش تا صبح بهش شیر میدادم
خیلی پسرم وابسته بود مخصوصا شبا فقط زود زود بیدار میشد مک میزد
یه هفته کلا روز ندادم بهش یه شب برای همیشه دیگه بهش شیرمو ندادم اون شب تا صبح فقط گریه کرد
چون پسر من اصلا شیشه نمی‌خورد نمی‌تونستم بهش شیر دیگه ای هم بدم چون نمی‌خورد اصلا شیشه
شب اول فقط گریه کرد شب دوم بهونه گرفت مینداختیم رو پام شب سوم دیگه هیچی یادش رفت دیگه اصلا برای شیر هم بیدار نشد شب می‌خوابید صبح پامیشد

سوال های مرتبط

مامان مهراد و 🐣 مامان مهراد و 🐣 هفته بیست‌ودوم بارداری
من میخواستم به مهراد تا دوسالگی شیر بدم ، یازده مهر دو ساله میشه ولی تا فهمیدم باردارم ، تصمیم گرفتم از شیر بگیرمش ، چون خیلی اذیت می شدم ، شیر شب رو خیلی وقت بود قطع کرده بودم و کارم خیلی سخت نبود ، در کل دیگه روزی دوبار شیر می‌خورد ، یه بار صبح حدود ساعت شش هفت ، یه بارم ساعتای چهار بعد ازظهر ...
همیشه یادتون باشه اول شیری رو قطع کنید که کمترین وابستگی رو داره معمولا بچه ها به شیر آخر شب و اول صبح خیلی وابسته ان، منم اول شیر ظهر رو قطع کردم... در کمال ناباوری خیلی راحت همکاری کرد 👀
دو روز بهش شیر ظهر رو ندادم ، معمولا بعداز چرت ظهرش اون شیر رو می‌خورد ، دیگه بیدار می شد دنبالم یکم می گشت ولی من خودمو در دسترس قرار نمی دادم مثلا می رفتم آشپزخونه میگفتم: اینجام مامان ، بیا اینجا ، بعد می‌دیدم بچم از تخت می اومد پایین و می اومد آشپزخونه🥺 دیگه بغلش می کردم و دستش رو می برد به سینم ولی با آب میوه و خوراکی مورد علاقه اش زود راضی می شد و می رفت ، دو روز بعدم با همین منوال شیر صبح رو ندادم 👀 به حاش آب میخورد می‌خوابید بعدم خداروشکر بیدار میشد و صبحونه میخورد ...🥺 خلاصه بچم خیلی باهام راه اومد ، ولی هنوزم میاد بغلم سینمو بو می‌کنه ، دستش رو میزاره رو سینم و می‌خوابه اما اصلا نمیخواد که بخوره...🥺 وقتی واسه بار آخر بهش شیر دادم دلم داشت می ترکید ، خیلی بغض کردم و گریه کردم ، دلم برای نگاهاش موقع شیر خوردن و شیطنتاش و از این سینه به اون سینه رفتناش تنگ شده واقعا🥺