اها اینو یادم رفت بگم
پسر من فقط همون روزش تا ظهر یکم بی قرار بود جیش اولش گریه کرد و بعدش اصلا ن درد داشت ن بی قراری
بعد ختنه هم قهر کرده بود اقا ک شیر نمیخورد میخواست ولی نمیخورد ک با صدای سشوار و دور زدن تو ماشین ابنا خورد و خوابش برد

ی بوی خیلی بدیم میداد اون قسمتش بعد دو سه روز زنگ زدم دکتر گفت ک طبیعیه بوی نخ دور حلقه اس ک با ادراش قاطی میشه…

من سعی مبکردم هرباری ک عوضش میکنم نیم ساعت باز بزارم هوا بخوره

یسریم چند قطره خون اومده بود ب دکتر دوبارع زنک زدم ک دکتر گفت اونم طبیعیه حلقه داره ار پوست جدا میشه کم کم

خون ریزی بدون وقفه بود عکس بفرست و بگو بهم


مامانای قمی
من به روش حلقه قران عترت دکتر مشرف رفتم

به گفته ی دکتر پسرم ک گفتن یا برو دکتر مشرف یا دکتر زین العابدین
خب من چون دکتر زین العابدین متخصص بودن نوبت گرفتم رفتم پیششون
گفتن هم حلقه میشه هم بخیه ولی خب بخیه بیشتر قبول داشتن
دکتر خوبی بود ولی من نمیدونم چرا خیلی دودل شدم. و اصلا حس خوبی ب اونجا و محیطش نداشتم(بیمارستان حضرت معصومه)
حتی گفت نوبت میدم همینجا عمل میکنم(جای دیگ کفت پره و نوبت ندارم) کلا دیگ یجوری شدم
چون ب دشتت کثیییییففف الوده بوی بد اصلا نگم….

خلاصع دیدم همه اطرافیانم دوستام فامیل میگن ما بردیم قران عترت فلان چندین ساله اونجا هرروز روزی چندددد تا نوزاد ختنه میکنن
حساس نشو گیر نده برو ما راضی بودیم اینا …
خلاصه دیگ رفتم قران عترت خداروشکر ب خیر خوشی تموم شد

تصویر
۴ پاسخ

منم برپم پیش دکتر مشرف همون قران و عترت، روش بخیه تحقیق کردم بهتره همونو انجام دادم، فقط پیش دکتر هنگام انجام ختنه گریه کرد، بعدش نه. خیلی ترس داشتم خودم از انجامش، خداروشکر به خوبی و خیر گذشت، مبارکه پسرامون😍

خانوما میگم برا سرفه نوزاد چی بدم خوبه

چند روز افتاد حلقش پسر من ۵ روزه حلقش نیفتاده خیلی نگرانم چ کاریس انجام دادی ت

چرا بچه رو خفه کردی گناه داره😅

سوال های مرتبط

مامان لیام🩵🤰🏼 مامان لیام🩵🤰🏼 ۳ ماهگی
خداروشکر پروسه ختنه ی ماهم به خیر خوشی تموم شد😮‍💨😮‍💨😮‍💨
حالا مونده واکسن چهارماهگی🥴😪

مامانا من پسرمو به روش حلقه ختنه کردم خیلی راضی بودم
قبلش شیر خورد پسرم اروم و سرحال بود نوبتمون شد رفتیم تو پسر من از اول تااخرش گریه کرد ی ربع 😅
البته الان دارم میخندم اونجا گریه میکردممم
دکتر معاینه کرد گفت هم حلقه میشه هم بخیه ک حلقه میزنم
امپول بی حسی زد بعد کفت بیا پیشش رفتم پیشش یکمی اروم شد بهش شیر دادم بعد گفت برو بیرون دیکه ی هفت هشت دیقه ای طول کشید (کل این تایم لیام گریه میکرد) بعدم ک تموم شد دکتر گفت امروز هر ساعت از الان بهش استامینوفن بده
فقط امروز ( من دوروز دادم روز اول هر چهار ساعت روز دوم هر شش ساعت) راستی من شیر خودم میدم ولی شیشه شیرخشک اماده کرده بودم ک حین ختنه ی خانمی بود کمک دکتر بود اونجا ازم گرفت ک بده به پسرم عین ختنه ک اروم شه


دکتر ب من گفت برو مثل روال قبل عادی ادامه بدی میخوای بشوری حموم ببری هر کاری میکنی بکن
واقعا هم خیلی راحت بود برام خداروشکر
چون من میترسیدم ک نتونم بغل کنم پسرم رفلاکس داره باید عاروقش بگیرم همش میترسیدم نتونم بغلش کنم لباساش زیر دکمه ای تنش کنم
اما خدااروووشکرررر خیلی خوب بود
هم بغلش میکردم هم میشستم هرباری ک دشویی میکرد تازه تندتند عوصش میکردم و روزی یبار یا دوبار میزاشتمش رو لگن اب ولرم
فقط مای بی بی. ی سایز بزرگتر گرفتم
پماد هم دکتر گفت بعد اینکه حلقه افتاد بزن ی هفته
حلقه ی پسر من روز ۱۱ ام افتادد ( هرسوالی داشتید بپرسید میگم من تاجایی ک‌یادم‌نوشتم)
مامان حسین حامی مامان حسین حامی ۸ ماهگی
جهت استفاده جهت تجربه
تذکر تذکر
زکات تجربه مو دارم میدم ک شاید خدا بهم نظر کرد
پسرم بعد واکسن تب کرد
بردم درمانگاه کودک من قم
دکتر بی سوادش گفت شیاف نصفه و پاراکید
اومدم خونه ساعت 1 شب اولین مراجعه م ب کودک من بود
دوباره 7صبح با وجود پاشویه و همه چی تب رفت بالا
پسرم هرچی میدادم نمیخورد
با قطره چکون کم کم آب قند میریختم گوشه لپش
دوباره رفتم کودک من
دکتر با خنده توجه نکرد و گفت تا فردا خوب میشه
هرچی گفتم دکتر میترسم پسرم هیچی نمیخوره
گفت تا فردا خوب میشه
پپسومید و اندانسترون نوشت
اومدم خونه پپسومید دادم و بازم شیر و آب قند و هرچی دادم نمیخورد
شوهرم چون ب دکتر اعتماد کرد اسم منو گذاشت وسواسی و گفت خوب میشه
تا ظهر با پاشویه پیش رفتیم ولی همچنان تب بالا پایین شد
ظهر رفتم خرمی
تو راه پسرم یکم شیر خورد
اونجا دکتر دید و شانس بدم باز هم دکتر بد ب پستم خورد
دکتر گفت اگرررر خیلی دیدید حالش بد شد سرم بزنید الان ک خوبه
باز ما برگشتیم خونه و دوباره پسرم هیچی نخورد ب زور قطره چون آب قند و شیر میدادم ک بیشترشو تف میکرد
شوهرم میگفت نمیزارم بچه رو سوراخ کنی
غروب برگشتیم خرمی ک سرم بزنیم...