۵ پاسخ

آخه یه روزایی منم شوهرم منو مجبوری تا سر کوچه نمی‌برد دلم باز بشه ولی خوب بلد بود مجبوری ببره پیش مامانش و باباش ... دیگه با تلاش ها و سیاست های فراوان دیگ فاصله شهری بی‌فایده بود از اون استان جا ب جا شدم اونم با ی بچه دوماهه😑😂😂😂😂 عییی راحت شدم چقد آرامش دارم هوووف دیگ نمیبینمشون کمتر هم جرات دخالت دارن 😂

عزیز دلم از محبت خار ها گل میشه
باشوهرت دعوا کردی نه مادرش
پس ربطی نداره نری برو گلم
تاکی نمیری تو که امروز فردا زندگی
نمیکنی یا یک سال دوسال قرار نیست
زندگی کنی قرار اس تا آخر عمر زندگی کنین
پس قهر زیاد نمیونین باهم آشتی کنین یه دفعه تو آشتی کن یه دفعه اون منم با شوهرم دیروز کلی دعوا کردیم شب با یه دسته گل اومد معذرت خواهی کرد گاهی من معذرت خواهی میکنم بعضی موقع ها میبنی داره بعث میکنه هیچی نگو اعصابش آروم شد باهاش حرف بزن موقع اعصبانیتش چیزی نگو گلم باهم کنار بیاید بعضی موقع ها کوتاه بیا اون مرد اس بخدا من شوهرم انقدر بعث کردیم فوش خاهر مادر داد بعد اعصابش آروم شد من هرچی دهنم اومد گفتم البته راه دورست گفتم بعد معذرت خواهی کرد اونجایی که شب ها نمیاد از سر کار راهش دوره پنجشنبه ها میاد ولی دید
ناراحت ام شب با کلی خوراکه گل اومد
منم بخدا طوری رفتار کردم انگار نه انگار ما 3ساعت پیش دعوامون شده بود اصلا آخرشب گفتم تازه یادم اومد من تو دعوا کردیم ناراحتم گفت معذرت خواهی کردم
اشتی اشتی کردیم گفتم اونجا حواسم نبود دعوا کرده بودیم بعد بغلم کرد گفت
ببخشید حالا اشتباه کردم منم معذرت خواهی کردم که دعوا کردم

شوهرت چرا رفته گفته وا

خب حالا ی قسم بوده ادم‌تو عصبانیت ازین حرفا میزنه، برو دلت و بد نکن

بچه رو بهونه کن بگو دل‌درد دارن گریه می‌کنه

سوال های مرتبط