یکسره با خودم میگم اگه دوقلو نمیداشتم نمی‌خواست منت اینو و اون بکشم و کلی حرف بشنوم برا بچه داری کردنشون خانواده مادرم اینا ک کمک میکنن ولی بعد چند مدت مادرم کلا نمیاد کمکم وقتی هم بعد چند روز میرم خونشون ب خنده همش میگ اینا اذیت میکنن و ازین جور حرفا خانواده شوهرم جمع میکنن مخصوصا ی خواهر شوهرم ک خیلی خوبه هر وقت بگم میاد ولی بدی خونه مادرشوعرم اینه که اونجا همش صحبت و سر و صدا هست بچه های منم عادت ب سروصدا ندارن و اینک صدای جارو برقی عادت دارن برا همون اونجا نمیتونن بخوابن الان فرستادم پایین بچه ها رو ولی عذاب وجدان دارم میگم چطور خودم بگیرم الان بخوابم بچه هام پایین اذیت بشن ولی دیگ توانش ندارم از ساعت ۲ نوبتی دل درد میشدن یا باهم جیغ میزدن از یک ورم خونه پایین بچه ها هستن مثلا شیرخشک اینا درست میکنم ی بار ۶۰ تا آب ریخته بود یک پیمانه شیر من دیدم گفتم یکی دیگ اضافه کن در کل با دوقلو شدن بچه هام خیلی دارم عذاب میکشم دلم میخواست بچه هام خودم بزرگ کنم امیدوارم منظورم بگیرین الان هر روز باید برم طبقه پایین و از اونور خودم با چادر و مانتو و جوراب اینا باشم بچه هامم زیر دست ۴ تا بچه سال بزرگ بشن دلم میخواست عین این زن های آلمانی ک رو همه چیز بچه حساسن و ب همه چیز بچه میرسن باشن ولی بازم کم میارم تا کی هر روز ب کمکی احتیاج دارم راسته ک اگر ۵،۶ ماهه بشن دیگ راحت میشم یا نه؟ منظورم از راحتی اینه ک هر روز نخواد برم خونه این و اون

۱۸ پاسخ

دیگه دو قلوعه اطرافیان باید درکنن یه نفری بزرگ کردن دوقلو سخته حتی همسرتم 24 ساعته کمکت کنه مطمعن باش دو نفری از پا در میایید
این مدت حرف و گوشه کنایه و منت همه رو به جون بخر ولی نذار مریض بشی از پا بیوفتی بذار همه کمکت کنن بچه هاتم اگه خونه مادرشوهرتن مهم نباشه بالاخره نوه اوناهم هست فقط موقعه خنده حال خوبه بچه کنارت باشن به چه دردی میخورن؟؟؟

منکه دیگه سرم درد گرفت از قرقر هات بیچاره شوهرت بلاکت کنم پیامات نیاد برام

باور کن تک قلو هم همینه آرزو بکساعت خواب دلری اونا تویدفیلماوبلاگریه اینطوریه

از بعد سه ماهگی بهتر میشه گلم

مادر شما چ جوری میتونه ببینه دخترس داره عذاب میکشه و یکی در میون کمک کنه بعضیا فقط اسم مادرو یدک میکشن ببخشید اینو گفتم ولی خیلی ناراحتت شدم کاش نزدیک بودی

الهی بگردم برات، چقدر اذیت شدی . کاملا میفهمم چی میگی درکت میکنم چون منم هیچوقت از کسی تقاضای کمک نمیکنم معذبم، ولی میدونستی اگه الان لذت نوزادیشونو نبری بعد ها غصه میخوری؟ یکمقدار فکر و ذهنتو رها کن عیب نداره میان کمک خدا براشون جبران میکنه خیر ببینن.
به چهره ی معصوم بچه هات نگاه کن و ققطط لذت ببر از الانشون
بچه ها زود بزرگ میشن

درکت می کنم واقعا سخته آبجی ولی ۲ ماه نیم تحمل کردی ۲ دیگه تحمل کن سختیش نمی ره ولی خیلی کمتر می شه

عزیزم میدونم سخته ولی مث من نباش ک بخاطر حرف بقیه از کسی کمک نمیگیرم و خودمو نابود میکنم
اینجوری مریض میشی
بزرک کردن یکیم سخته چ برسه دوتا
حساس نباش شل کن دختر

چرا انقد خودتو سرزنش میکنی
من که یدونه اس بچم ، کم میارم وای ببه حال تو .
حتما کمک بگیر از اطرافیان ، از 4 ماه دیگه روی روالن . پسر من الان 2.5 ماهه ، خداروشکر کم کم داره روالش دستم میاد . به خودت فرصت بده ، استراحت کن که انرژی داشت باشی ، بچه هات به انرژی تو نیازز دارن نه افسردگی و ناراحتی تو . جتما از اطرافیانت تحت هر شرایطی ، با همه خوب و بدش کمک بگیر . به خاطر بچه هات
من الان دختر بزرگم هشت سالشه ، گاهی شیر بچه رو میدم ، میبینم خوابش نمیاد بهش میگم حواست بهش باشه من بخوابم ، میخوابم تا زمانیکه بچه گریه میکنه و شیر میخواد . میخوام بگم برای استراحت کردن از همه کمک بگیر ، اینطوری هم حال خودت خوبه چون انرژی داری هم به بچه ها رسیدگی میشه

عزیزمم می دونم خیلی سخته ولی تو میتونی ، تحمل کن وقتی بچه هات یکم بزرگ تر بشن و بخندن با خودت میگی ارزشش رو داشت اون همه سختی کشیدن
اره یکم بزرگ بشن از آب و گل در میان اونوقت راحت تر میتونی بهشون برسی دیگه عادت می کنن شب بخوابن و دل درد اینا شون برطرف میشه

خودت بزرگ کن من تنهایی دوتاشونم بزرگ کردم انقدر اروم بزرگ شدن برای شیرخشک مثلا اب جوشیده سرد شده بریز تو یه شیشه ای چیزی گریه میکنن مثلا برای 3شماره دوشماره از اون اب بریز یک شماره اب داغ فوری ولرم میشه شیردرست میکنی

بگیر بخواب یکم استراحت کن که جون داشته باشی اگر بیتابی کنن خودشون بهت میگن

اخ
خداقوت مامان جان
میفهمم
خیلی سخته
ولی مراقب خودت باش
عزیزم اگر تونستی از روانشناس کمک بگیر
خواهر منم دوقلو داره، اونم این دغدغه ها رو داره😢🥺💙🫂ان شاءالله اوضاع براتون بهتر و بهتر بشه

من آرزومه بچه دوقلو گیرم بیاد

بزرگتر که بشن بهتر میشن ان شاالله

عزیزم الان که راحترن بیشتر میخوابن.ببر دکتر برا رفلاکس و کولیک دارو بده راحت بخوابن.

عزیزم به توان بدن خودت اعتماد کن
جاری من دوقولو داره از روز اول هم تنها بود یعنی مادرشوهرم و مادرش روستا بودن خودش اینجا تنهای تنها
به خودش متکی شد کم کم قلق بچه ها دستش اومد و قشنگ تونست مدیریت کنه الان 9 ماهشونه منت هیچکس هم نکشید

عادت می‌کنی
کاش دختر منم زنده بود منت میکشیدم منم دوقلو باردار بودم دخترم ۶ روزه بود فوت کرد

سوال های مرتبط