۴ پاسخ

حالا من برعکس
پدر شوهر و مادر شوهرم با بچم مثل یه چیز شکستنی رفتار میکنن خیلی حساسن روش
بغلش می‌کنی میکنن دستش درد نگیره
پشت گردنشو بگیر گردنش درد نگیره
پاهاش و حواست باشه 🥴🥴

وای ن نذار بیدارش کنه بدخواب میشه فقط اذیت میکنه،خودشم گناه داره بچه ،

دقیقا مشکل من فک کن مادر شوهرم خودش ۶صبح بیدار میشه بعد ۷صبح میبینی میاد بالا اصلا هم براش مهم نیس خوابی یا نه دوتا بچه هامو بیدار میکنه انگار من بلد نیستم بچه دوممه پوشکشو عوض کنم .....میخام ببرم بهداشت میگه منم میام جالبه بیرون نمیذاره بچمو بغل کنم از دستت میوفته ...

دقیقا منی تو حالا منو بغیر مادرشوهر جاریمم حساب کن دخترش هی میاد بچه رو باید ببرم خونمون ندادنی هم یه داستان درست میکنن بیا وببین

سوال های مرتبط

مامان فندق مامان فندق ۱۰ ماهگی
مامانا تو رو خدا بیاید بگید من چیکار کنم
من بچم آروم بود ولی شبا نمیخوابید از بس کسیو نداشتم نمیدونستم بچه تا چند ماهی خواب شد نداره
۲۸ روزش بود که از بی کسی بردمش خونه مادرشوهرم ک کمکم بده خودش تنهاعه ولی خب با من خوب نبوده هیچوقت چون فکر میکنه پسر آخرش که همیشه پیشش بوده رو ازش دزدیدم 🤦‍♀️
بعد کلا آدم شنیدن از اینور و اونور دعا و جادو اینا زیاد میکنه🙁
خلاصه من بچه رو بردم ولی بچه به روز خوابش خوب بود فقط شب نمیخوابید منم واقعا این ۲۸ روز خسته بودم بردمش اونجا شب
با فردا صبحش بچه رو برد با دست آب پاشید توصورتش
بعد اومد نشست گفتش که خونه ما پری داره و خواستیم احضارش کنیم فلا بالا سر بچه این حرفا رو میزد اونروز بچم چشم رو هم نزاشت
شبنم رفت پیش دعا نویس یه وردی آورد که اینو داده گفته مادر تو گوش بچش بخونه فقط آروم میگیره
از اونروز بچم اصلا پیشم آروم نمیگیره دیگه سینمم نگرفت
نزدیک سینم میشه گریه میکنه پیش همه میمونه پیش خودم فقط گریه میکنه تو خونه خودم تو خونه خودم بیقراری میکنه خواب نداره حتی روز
یه روزم بغلش بود هی تو گوش بچه کوچیک میخوند که فقط مامانبزرگ و بابا رو دوست داشته باش مامانو دوست نداشته باش
خیلی ام از این موضوع که بچم پیشم آروم نیست موقعی شنید خوشحال شد
تو رو خدا بگید من توهم زدم یا کاری کرده چیکار کنم حالا😭
خدایا خودت ب داد منه بی کس برس😭
مامان نی نی👶🏻 مامان نی نی👶🏻 ۹ ماهگی
امشب رفتیم مهمونی . بعد حدودای ساعتای ۱۱ من خونه رو تاریک میکنم و حاضر میشم که بچه رو شیر بدم بخوابه. بعد امشب مهمونی بودیم این تایم بچه کژ خلقی میکرد و گریه میکرد ساعتای ده و نیم. بعد همه شروع که چشه چشه 😐😤 منم میگم خوابش میاد باید بخوابه. بعد مادرشوهرم همیشه تا بچه گریه میکنه میگن این دلش درد میکنه در صورتی که بچه من دلش درد نمیکنه و من خودم میدونم خوابش میاد شیر حسابی و محیط آروم میخواد. بخدا لجم گرفته هر وقت این بچه گریه میکنه هی میگن دلشه بابا بچه نیاز های دیگم داره اجازه بدید خود مادر ببینه بچش چ مشکلی داره بعدم بچه رو میگیرن یکم میزارنش رو شکم بعد کلا بچه من دوس داره رو شکم بخوابه کاری به دلش نداره میگن دیدی دلش بود این دل دردیه. در صورتی که من هر شب روتین بچه مو میدونم اگه یکم بهم بخوره گریه میکنه.
خانواده های شوهر عزیز لطفا اجازه بدید مادر خودش برای بچه ش تصمیم بگیره و تا کمک نخواسته الکی نظر ندیم😤😤😤
تازه نگم که چقدر منو سرزنش میکنن که چرا پستونک میدی😩 تورو خدا ولم کنید خودم همینطور سر کوچیک ترین مسئله بچم عذاب وجدان میگیرم شماها هی بهش دامن نزنید 🥸
گفتم یکم حرف دلمو بزنم بلکه آروم بشم😅
بعد راستییی بچه رو که یکم راهش بردم و خوابش برد گفتم دیدین خوابش میاد😩😤🥸