سوال های مرتبط

مامان گل پسری مامان گل پسری ۳ ماهگی
مامان هاکان💙 مامان هاکان💙 ۲ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۱
من توی ۴۱هفته و ۳روز رفتم بیمارستان معاینه کرد گف ۱ درجه باز شده ختم بارداری دادن بستری شدم ی اتاق تنها بودم اومدن باز معاینه کردن گفتن ۲فینگر دیر پیشرفت کرده ایزی وصل کنین( سوند داخل رحمم ) بدترین درد دنیا روی همین ایزیه بود ک افتادم ب لکه بینی آبریزش ایزی ک فقط داد میزدم میگفتم کیی میشه من از این بیمارستان راحت بشم اومدن باز معاینه کردن گفتن با ایزی شده ۳ درجه ک خودشون زنگ زدن ب ماما همراهم اومد ورزش داد دردام کنترل میشد اوکی بود تا این ک اومدن باز معاینه کردن گفتن ۲درجه من خودمو باختم چون ی روز تمام تو بیمارستان بودم هنوز زایمان نکرده بودم توی اون روز ی دوز ب من سرم فشار زدن من بدترین درد زایمانو سپری کردم ولی روی ۲درجه مونده بودم شب ساعت ۱۲ ی دوز سرم فشار قطع شد صبح ساعت ۶ دوباره شروع کردن ب سرم فشار باز دردام زیادتر شد من روی ۲ درجه بودم میومدن معاینه تحریکی میکردن خونریزی میکردم میگفتن باید طبیعی بدنیا بیاری من افسردگی گرفته بودم
مامان نلای مامان🎀🧸 مامان نلای مامان🎀🧸 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان
قسمت شیشم:

تصورم از زایمان طبیعی خیلی ترسناک بود و فکر میکردم قراره با آمپول فشار زایمان کنم،اما کاش به اون ترسناکی بود که من فکر میکردم و شب و روز نداشتم از نگرانیش،متاسفانه از چیزی که فکر میکردم میلیون ها بار وحشتناک تر بود😐
اول بهم قرص زیرزبونی دادن،تا یه فینگر شدم که اصلا دردی نداشت هرچند معاینه واقعا دردناک و بد بود.
یهو یه دکتر اومد گفت باید برات سوند رحمی بزنیم برسی به ۳ سانت حداقل بعد آمپول فشار میزنیم،منم از همه جا بی خبر،گفت یه خورده درد داره ولی همکاری کنی نه زیاد!
یه توپ کوچولو رو با اسپکولوم که خودش دردش وحشتناکه،وارد رحمم کردن و دفعه اول خوب جا نرفت!دراوردن دوباره با دست تا ته رحمم جا زدن!چقدرم خون اومد و درد داشت،سر اون توپ به چند متر شلنگ و در نهایت به یه سرم خیلی بزرگ وصل بود،گفتن این سرم قطره قطره میره داخل اون توپ بزرگ و بزرگ تر میشه تا برسه به ۳ سانت خودش پرت میشه بیرون!
تقریبا دو سه ساعت جهنمی و دردناک طول کشید تا اون سرم بزرگ وارد توپ شد و توپ منو به سه فینگر رسوند و با درد فراوان پرید بیرون،اندازه یه توپ زرد پشمی بود😭خیلی خیلی دردناک بود و بعدش راند بعدی قرص زیر زبونی رو بهم دادن
مامان آرشـــام🧸💙 مامان آرشـــام🧸💙 ۳ ماهگی
مامان فندق مامان فندق ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
دوشنبه ۱۲/۶
۳۸هفته و ۳روز بودم رفتم دکتر، معاینه کرد دو سانت باز بودم. ان اس تی گرفت گفت حرکات بچه کمه بهتره بیای برای زایمان. گفت پس فردا بیا بیمارستان.
توی این دو روز حسابی ورزش کردم تا بلکه دردم بگیره ولی چهارشنبه صبح بدون درد راهی بیمارستان شدم. ساعت ۹.۳۰ بدون درد بستری شدم. اولین معاینه تحریکی رو که انجام دادن، دل دردای پریودی خیلی کم پیدا کردم. تا ساعت ۱۰ دکتر اومد معاینه کرد همون دو سانت بودم و برام سرم فشار با دوز کم تجویز کرد.
بعد از سرم فشار دل دردام کمی بیشتر شد ولی قابل تحمل بود. درخواست ماما همراه کردم. ماما همراه توی دردام بهم ورزش میداد که خیلی به کاهش دردم کمک میکرد. تا ساعت ۱به همین صورت گذشت. ساعت ۱ دوباره دکتر اومد برای معاینه که گفت ۳ سانت شده و کیسه آبمو زد. بعد از کیسه آب دردام خیلی بیشتر شد ولی یه کم که گذشت توی انقباض هام ضربان قلب بچه افت پیدا میکرد. که ماسک اکسیژن بهم وصل کردن تا شرایطم اوکی شد. یه ساعت بعد دوباره معاینه شدم که هنوز همون سه سانت بودم و هیچ پیشرفتی نداشتم. دردامم زیادتر شده بود.