عزیزم به دل نگیر، بچه رفته جایی که دور واطرافش شلوغ بوده وحتما وقتش همش به بازی گذشته
خودت رو برای این آماده کن، بزرگتر بشه ممکنه راهش رو جدا کنه، ولی شما مادر هستی برای این مدت که پیشت هست تا میتونی بزار بهش خوش بگذره وبرای تربیت ورشد کردنش زحمت بکش واصلا از رفتار وحرفش ناراحت نشو
من دخترم بزرگه، اینقدر براش سختی کشیدم ولی بعضی وقتها یه حرفهایی میزنه که خیلی ناراحت میشم، حتی به خودم میگم من مادرم، هرکاری کردم برای دل خودم برای بچه هام کردم، پس نباید توقع داشته باشم، اونها هم جواب محبت های من رو با محبت بدند
ان شاالله توی زندگی پسرت به جاهای خوب برسه وافتخارش برای شما باشه وخودت هم موفق ترین فرد بشی وپسرت بهت افتخار کنه
ب باباش بگو نیارتش تا خودش دلتنگ بشه
تو بد نیستی بچه دچار دوگانگی شده بیاد پیشت حالا باباش بگه نمیره من خودم متاسفانه تو شرایط بچه شما بودم میرفتم پیش مامانمنمیخاستم بیامپیش بابام میرفتمپیش اون نمیخاستم برگردم یه وضعی بود ولی هنوز اثراتش رومه.
هم به قول دوسنان حتما اونجا نفرات بیشتری کنارشن وهمبازی داره وتنها نیست وهم اینکه من حدس میزنم پسرت باباییه واین موضوع ربطی به زحمات ومحبتهای شما نداره ونمیشه کاریش کرد...ان شاالله رفته رفته خودش به یه ثباتی برسه.
اون بچه این وسط از همه بیشتر آسیب میبینه و دچار دوگانگی اونم با این سن کم طفلی دوست داره الان پدر و مادرشو کنار هم داشته باشه ، ولی متاسفانه یجوری که اکثرا بچه های طلاق یا مثل یه کش میشن که هر کی میخواد به سمت خودش بکشه ،یا مثل یه توپ که هر کی پاس میده به سمت مقابل و بچه بیچاره اون وسط سر در گم ،الان به پدرش بگو بزار خود بچه هر روزی خواست بیارتش به زور نیاره بده به شما
عزیزم نمیدونم واقعا چی باید گفت
ولی آفرین بهت ک نموندی تو اون زندگی و نگفتی پس بچم چی بخاطر بچم تحمل کنم بفرما اینم بچه راسته ک میگن بچه وفا نداره اینجا بعضیا هستن. کتک میخورن و هزار جور خفت تحمل میکنن میگن بچه بابا بچسب بخودت بچه آخرش ازت تشکر هم نمیکنه هیچ منت هم میزاره سرت
عزیزم نکران نباش ناراحت نشودخترمن خیلی به من وابسته است وقتی پسرعمه اش میادچشم بازمیکنه میرع پایبن تاکی میگه منپصدانکن غذانمیخوام دستشویی نمیرم
پسرت الان تقریبا مث مهمون بوده براشون و اونا این چند روز تحویلش گرفتن فک میکنه اونا بهترن ولی چند وقت اگه بمونه و براشون عادی بشه و ببینه چ جور رفتار میکنن باهاش اون موقع بهتری مامانشو درک میکنه هیچ سخت نگیر ک بچه رو زود بیارن بزار تا هر موقع ک میتونن و میخواد اونجا بمونه
نکنه شوهر سابقت بهش چیزی میگه که اینطور شده
عب نداره عزیزم دلتو صبور بگیر دخترم بچه اس دیگه هرجا شلوغ باشه خوش بگذره بهش میچسبه به همونجا😏 خودش یهو دلش تنگ میشه میاد پیشت
عزیز دلم قربون دلت
تو خیلی مامان خوب و قوی و از خود گذشته و با مسولیت و با شرف هستی
زنگ هم بهش نزن تا وقتی ک خودش بیاد
آدم تو هر شرایطی باشه عادت میکنه انشالله هر چی خیره شاهان فقط حالش خوب باشه و بهش خوش بگذره
شما هم ب کارا خونه و خیاطیت برس از تنهایت استفاده کن بقیش و بسپار ب خداااا
❤️
غصه نخور بچس خونه مامانز رگش رفته خوشذشته اینجوری یه بچه ها که تا اسم حد قوه ی تحلیل ندارن
چقدر سخته اگه جات بودم دیگه نمی اوردمش بازی و سرگرمی فوقش یه روز بچه ای که بعد چند روزم نخواد مامانشو ببینه بنظرم اصلا نیار
عزیزم باباش با ماشین میبرش میچرخونش اینور اونور بازی زیاد حتما باهاش میکنه بخاطر همونه پسر منم باباشو بیشتر میخاد
میگم عزیزم نمیدونم اعتقاد داری یا نه شاید ی دعایی به خوردش دادن یا شاید اینطور میکنه که شما هم با خودش ببره پیش باباش فکر میکنه اینکار کنه شاید شما هم بری پیشش
دقیقا شلوغ ک هست دورش دوست داره ناراحت نباش
الهام جان بچس
منم بچم وقتی باباشو میبینه منو نمیخواد اصلا
خیلی هم باهام بد میکنه
ولی بازم بچس
میره تو خونه ک قبلا باهم داشتید بچه ها دورشن سرش شلوغه
توام بیخیال باش
خودش میاد
میدونم خیییلیییییی سخته خیییلیییی اما سرتو گرم کن
عزیزم به دل نگیر بچست هرجا بیشتر بهش خوش بگذره دوست داره اونجا بمونه الان دختر من خونه مامانمینا رفتنی نمیاد پیشم ولی خب روزی ده بارم دلش تنگ میشه حتما شاهانم یادت میکنه ولی نمیگن بهت تو خونه تنها حوصلش سر میره
توبهترین مادردنیایی ولی پیش توتنهاست شایدباباش میبرتش بیرون چقدرسخته بچه تواینموقعیت قراربگیره
دلم گرفت😔
منم شرایطم باهات یکیه تو همه چیز پسرمنم همینکارو میکنه بره پیش پدرش دیگه نمیخاد بیاد پیش من
غصه نخور عزیزم دورش شلوغه عیده الان سرش گرمه بخدا پسر من ده سالشه منتظر آخر هفته بشه بره خونه مامانم
آنقدر ما محبت میکنیم بهش اما اصلا انگار آخر هفته پر میزنه که بره
ماهم عین تو به دل میگیرم
درخواست دوستی میدین
اینم مزد زحماتت اینم تخم همون پدره.. ولش کن بزار همون ور دل بابای خیانتکارش بمونه
پسر منم اصلا بل من جور نیس من فک میکنم بخاطر اینه ک کل وقتشو با من میگذرونه ازم خسته شده ی دلیل دیگ اینکه با باباشوت بیشتر میرن بیرون دورشون شلوغه بیشتر
واقعا بچه وفا نداره من روزی نیست که گریه نکنم که اینقدر براش مایه میزارم حتی لباس برا خودم نمیگیرم همش خرج پسرم میکنم بعد اونو میخواد روزی نیست که نگه میخوام برم پیشش
نگو که دل منم خونه
سلام سال و بهارتون به خوشی ..دختر خالم طلاق گرفت بچه هارو گذاشت برا پدرشون البته بچه هاش بزرگن .به پسرش گفته بود کمک کن زندگیمون خراب نشه پسره برمیگرده میگه تو بری زندگیمون بهترم میشه ..موند و دختر خالم جدا شد و شوهر سابق ازدواج کرد حالا پسرش التماس میکنه ک بیاد پیش مامانش .اینم گفته نع همون پیش بابات باش...بهش گفتم چ دلی داری گفت خییییییلی تلاش کردم حفظشون کنم وقتی اونا براحتی از من گذشتن منم یاد گرفتم بگذرم ..
سلام سال و بهارتون به خوشی ..دختر خالم طلاق گرفت بچه هارو گذاشت برا پدرشون البته بچه هاش بزرگن .به پسرش گفته بود کمک کن زندگیمون خراب نشه پسره برمیگرده میگه تو بری زندگیمون بهترم میشه ..موند و دختر خالم جدا شد و شوهر سابق ازدواج کرد حالا پسرش التماس میکنه ک بیاد پیش مامانش .اینم گفته نع همون پیش بابات باش...بهش گفتم چ دلی داری گفت خییییییلی تلاش کردم حفظشون کنم وقتی اونا براحتی از من گذشتن منم یاد گرفتم بگذرم ..
بزارتا۱۵روزپیشش باشه توام ازفرصت استفاده کن ب خودت کارهای موندت برس بالخره پدرشه ب دل نگیر
تقصیر شما نیست الهام اون بچه س یه مدت باباشو ندیده بلاخره دوسش داره نمیخواد فعلا ازش جدا بشه . شایدم اونجا دورش شلوغ باشه ... بزرگ بشه بد و خوب رو بهتر میفهمه
گلم واسه این نمیاد چون خونه قبلی خودتونه و اونجا خاطره زیاد داره دوست داره همونجا بمونه .
حتما دعا گرفته براش که از تو سیاه بشه بچه
الهی حق داری ناراحت بشی چند روز دیگه دلتنگت میشه میاد
خب بش بگو نیارش هرجا دلش میخاد بمونه
عزیزم میدونم سخته ولی بچه طلاق واقعا سخته من خواهر شوهرم شوهرش یک دختر داره الان دختره کلا میره پیش مامانش دلتنگ باباشه میاد پیش باباش دلتنگ مامانشه و چون بیشتر پیش باش هست برای عادی تر شده و وقتی میرع پیش مامانش بیشتر دوست داره چون نهایت یک هفته یا اصلا تو بگو دوهفته هستش و اونها سعی میکنند بهش خوش بگذره
منم پسرم دفعه قبل اومده بود میخواست بیادپیشم اربابان جدانمیشششد باگریه اومدبغلم ازمنم جدامیشدپیش باباش بره گریه میکردکه پیش من بمونه این دفعه هم تودادگاه دیدمش بهم پیش قاضی برگشت گفت مامانو دوست ندارم بدم میاد برو بخواب برای حضانتش اقدام کرده بودم
عزیزم مطمئن باش به خاطر وجود هم بازی های خونه مادربزرگشه که میخواد اونجا بمونه، اصلا دلیل دیگه ای هم داشته باشه مهم نیست هنوز بچه است، وقتی ۷،۸ سالش بشه اونوقته که اولویتش شما میشی
عزیزم ناراحت نشو لابد اونجا دورو اطرافش شلوغه پیش تو تنهاس حوصلش سرمیره بخاطر همینه نمیاد
بزار نیاد اشکال نداره تو سختته تنهایی؟
خدا کمکت کنه بچه ست به دل نگیر
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.