خانما شماهم مثل من هستین ؟
پسرم سیستم ایمنی قبل از پنج ماهگی خیلی خوب بود
تا اینکه وقای ۵ ماهه شد بدون تب تشنج کرد
۲۶ روز بستری شد تو بیمارستان
از ۶ ماهگیش دیگه لاغر و ضعیف شد وزن نگرفت
مشکل گوارش داشت
همش یبوسته
غذا کمکیش رو شروع کردم هرروز بهش شیره بادوم میدم
آب ماهیچه میزارم تو شیشه با بلدرچین
ولی چیکار کنم پسرم همکاری نمی کنه
هیچ کدوم رو نمی خوره
بعضی وقتا بزور چند قاشق
فقط دوست داره شیرمادر بخوره
منم شیرم قوی نیست به اونصورت
الان داشتم یه تاپیک تو گهواره می خوندم
می گفت بچه های من سیستم ایمنیشون خیلی قویه همه چی می خورن و اصلا مریض نمی شن
تو دلم گفتم منم همه اینایی که این خانمه درست می کنه دوبرابرشو تهیه می کنم
اما پسرم استقبال نمی کنه و سیستم ایمنی پایینی داره
وقتی شوهرم می گه دوروز بریم مسافرت وحشت می کنم
بهم می گه ۲۰ دیقه بریم مهمونی می ترسم
چون پسرم سیستم ایمنی قوی نداره
همکاری هم نمی کنه باهام
دوروزه دارم با بدبختی بهش با قاشق ۳۰ سی سی شیرخشک میدم
چون می گن شیر خشک ویتامین های زیادی داره
بزور می خوره

۵ پاسخ

با سرنگ‌بده بعش شیر خشکو.گلم‌من به پسرم نه ماهیچه میدم نه بلدرچین نه بادام غذا سفره نهایت خوب خوبش مرغ قیمه قورمه ولی خداروشکر سیستم بدنش قویع

خوش خوراکی و بد غذایی بچه،لاغری،سیستم ایمنی و...همه اینا ارثیه حالا یا از مادر یا پدر
زوری نمیشه واقعا

گلم شیر خشک خوبه ولی اگه همکاری نمیکنه خودت مغز بادوم و پسته زیاد بخور همینطور گوشت قرمز شیرت چرب باشه
برا یبوست بچه هم تو غذای کمکیش کره بریز حتما
نگران نباش بچه ها با هم تفاوت دارن
من خودم چون شاغلم همه میگن واس همین لاغره در حالی که دکترش میگه مهم سلامتیشه

عزیزم خیلی چیزا ارثیه حتی ایمنی منم هرماه پسرم مریضه وزن نمیگیره بشدت بدغذاشت و من خیلی نگرانشم تقویتی هم بیفایده بود

میگن شربت زینک بدن بچه رو قوی میکنع

سوال های مرتبط

مامان ❤️زندگی مادر❤️ مامان ❤️زندگی مادر❤️ ۹ ماهگی
خانما شما بیاید قضاوت کنید
پسر من پنج ماهش که بود تشنج کردم ما بردیم بیمارستان اونجا بستری شد بدون تب تشنج کرد یهو
بعد از اون دارو بهش تجویز کردن دکترا
مرخص که شد از بیمارستان سرما خورد چون تو بیمارستان ویروس بود پسر منم گرفت مت گفتم می خوام ببرم مطب خصوصی
شوهرم گفت می بریم دولتی رایگان خوبش می کنیم
مادرم گفت خودم پولشو میدم
بزار بچه رو ببریم دکتر
بماند چقدر من دلم خون شد تو این مدت بااین بچه
بماند
الانم پسرم دوباره سرماخورده از صبح آبریزش و سرفه داره
به شوهرم که گفتم می خوام ببرمش دکتر چون خونه بود شوهرم
گفت نمی خواد ببری گرونه مطب خصوصی
بعد زنگ زدم به مادرشوهرم
اونم برگشته می گه ببرنش بیمارستان دولتی
خصوصیا گرونه
من که ۳۰ سال پیش بچه هامو می بردم مطب خصوصی ارزون روده قدیم
الان گرونه ببرمش دولتی

منم به شوهرم گفتم شما خانوادگی گدا گدولین
یعنی انقدر بدم اومده از خودشو خانوادش که یعنی داد می خوام بکشم
خودم مریضم پاهام واریس داره خیلی ببخشید
تو خونه مثل سگ دارم کار می کنم خیلی اذیتم می کنه
تیکه زیاد می ندازه
دیگه امروز گفتم طلاقم بده نمی تونم
مامان Ali مامان Ali ۱۰ ماهگی
علی عزیزم نه ماهه شد
پسرم این روزا آب بازی دوست داره دستاشو تو آب می زنه و تا در حمام را باز می بینه چار دست و پا میدوه که بره اونجا چون خاطره خوشی ازش داره
روی چار دست و پا رفتن تسلط بیشتری پیدا کرده هر سطحی را می گیره و می ایسته دیگه مثل قبل وقتی می ایسته نمی افته و تسلط بهتری پیدا کرده چون می تونه از ایستاده به نشسته دربیاد
پسرکم همچنان اونقدری غذا نمی خوره که مامانش خوشحال بشه فقط در حدی که خودش حال می کنه غذا میخوره
بازی با بچه ها را دوست داره با دیدن بچه ها آروم و خوشحال میشه بهتر از قبل با اسباب بازیهاش بازی می کنه و بیشتر میذاره براش کتاب بخونم
توی کالسکه دوست داره وایسته
وقتی میریم دنبال خواهری از مدرسه بیاریمش تو مسیر برگشت که بچه ها را نمی بینه انقدر گریه می‌کنه تا بغلش کنم
نون پنیر دوست داره پنیر ماجان براش گرفتم و گاهی لقمه های ریز بهش میدم
پسری خیلی مهربون و دلبره خندون و خوش اخلاقه بیشتر شبا زود میخوابه
وقتی بیداره مامان باید فقط کنارش باشه چون هم گریه می کنه می گه منو بگیر هم ممکنه خودشو به یه جا بکوبه
اسباب بازیهاشو‌می دونه کجاست و میره پیدا می کنه
کم کم دارم وسایل خونه را استتار می کنم دستشو به هر چیزی می زنه
رو زمین که میذارم غذا بخوره پاشو می کنه تو کاسه و بشقاب کلی هم کیف می کنه
دستشو میکنه تو پریز
لوله جارو برفی را میخواد دهن کنه ...
ماشین شارژی خواهرش را باتریشو عوض کردیم و با خواهری سوار میشن
خواهری روی اسکیت برد هم میذارنش و سرش میده و بازی می کنن
خلاصه که دورانی داریم با هم
الانم سرماخورده آب ریزش بینی داره