زبان تند و نیش‌دار روح کودک رو بیمار می‌کنه. توهین، تحقیر و نفرین، مقایسه و تحقیر‌ نسبت به دیگران، به خصوص اگر با کلمات زشتی همراه بشه، تو ذهن بچه می‌مونه و وحشت ایجاد می‌کنه.

ساده‌ترین حالت مقایسه، زخم زبونه مثل: "خوش به حال مادرش!" این‌جور حرف‌ها زخم زبان هستن، اذیت می‌کنن. فکر نکنید که با این حرف‌ها به بچه‌ها انگیزه می‌دید و اون‌ها رو به حرکت درمیارید.

ما تو مقایسه کردن سعی می‌کنیم بدترین کلمات رو به کار ببریم: "بدبخت! بیچاره! اگه درس نخونی، پسر عموت دکتر می‌شه، تو باید بری مستراح‌شورش بشی!" فکر می‌کنیم با این حرف‌ها غیرت فرزندمون بیدار می‌شه و کاری که ما می‌خواهیم رو انجام می‌ده، در حالی که خبر نداریم داریم در دل فرزندمون از کسی که باهاش مقایسه‌اش می‌کنیم نفرت می‌کاریم و اون فرد رو تبدیل به دشمنش می‌کنیم.

خیلی از اختلافات فامیلی که تو بزرگسالی به وجود میاد، نتیجه همین مقایسه‌هاست. مقایسه باعث نفرت از دیگران می‌شه و به جای ترویج همدلی و همراهی و یگانگی، تنفر و دوری رو تو دل بچه‌ها تقویت می‌کنه.


@koodakaneh7

۱ پاسخ

حرفه حق

سوال های مرتبط

مامان امیرعلی مامان امیرعلی ۳ سالگی
اشتراک تجربه ترس از تاریکی بچه ها



درمورد ترس بچه هم اگه از تاریکی میترسه میشه این بازی رو باهاش انجام داد خیلی مؤثره
غروب به بعد و شب که هوا تاریک میشه، یه اسباب بازی تو اتاقش مثلا زیر تخت، تو کمد، کشو، پشت پنجره،.. قائم کنید
برقا رو خاموش کنید و چراغ قوه گوشیتون روشن کنید و به پسرتون بگید مامان میخوایم یه بازی خیلی هیجان انگیز باهم انجام بدیم. میخوایم مثل یه کارآگاه بریم تو اتاقت و وسیله ها رو پیدا کنیم...

و اگه یه چیزی تو اتاقش هست که وقتی برق خاموش میشه و سایه اش برای بچتون احساس می‌کنید ترسناکه اگر امکانش رو دارید اونو از اتاق خارج کنید و اتاق رو خلوت تر کنید و یا حداقل یکم تغییر دکوراسیون بدید وسیله ها رو یکم جابه‌جا کنید

و اگه بچه مثلا میترسه و میگه مامان مثلا من احساس میکنم تو کمدم یچیزی هست، پشت پنجره یچی هست، زیر تختم چیزی هست،...
واکنش اشتباه اینه که بگیم مامان بیا بریم نشونت بدم که هیچی نیست
جمله درست اینه که: بچه رو ببریم تو اتاقش مثلا در کشو رو باز کنیم و بگیم مامان بیا باهم ببینیم که تو کشو فقط لباساته، یا پشت پنجره و پرده رو نشون بدیم که مامان بیا باهم ببینیم که پشت پرده یه گلدونه،...
مامان 💙راد💙 مامان 💙راد💙 ۳ سالگی
سلام
منو همسرم ارتباطمون با آدمها خیلی زیاده
از لحاظ کاری، ورزشی، فعالیتهای جانبی
ارتباط با همجور قشری رو داریم
از اونجاییکه پسرم باهامون در تمامی برنامه‌ها حضور داره مثله همایش‌ها و جلسات کاری منو پدرش، باشگاه و …
برخوردش طوری شده که اول به ما نگاه میکنه و بعد انجام میدا
و بعد میره سراغ بازیاش

اما از اول کلماتی مثل عمو و خاله و دایی و … رو فقط و فقط مخصوص آدمهای نزدیک و فامیل درجه یک و دو گذاشتیم
و بقیه رو به خانوم فلانی و آقای فلانی میگفتیم

الان برای پسرم خیلی راحت شده صدا زدن اسمها و اینکه به همه میگه شما
دست دادن رو دو سه روز شروع کرده اگر ما دست بدیم
ما اصلاً کلمه تو رو نمیگیم همیشه شماست، و این خودش نشونه احترامه (البته منو همسرم با دوستان صمیمی و خواهر و برادرمون تو میگیم)
و وقتی بزرگترها میشنوند که راد اینجوری صحبت میکنه اونها هم محترم صحبت میکنند با بچه ( بعضیا دیدید که شوخیهایی از دید خودشون بامزه میکنند تا با بچه ارتباط بگیرند)
و از طرفی قبل از بچه دار شدنمون نگرانیهایی از طرف دوستاتموپ میشنیدم که بچه‌هاشون با غریبه‌ها ارتباط صمیمی داشتن و یا نه گفتن براشون سخته
و
این جریان ترس از ارتباط با آدمهای غریبه و مخصوصا سمّی باعث شد از وقتیکه بچه‌دار شدیم حد و مرز در صحبت کردن رو بزاریم

شماها چه نوع آموزشی دادید؟! تو این زمینه؟!