با اینکه مرتب هفته ای دو سه بار رابطه داشتیم خبری نبود دیگه بیخیال شدیم ببینیم چی میشه منم بخاطر شغلم هی مسافرت میرفتم و نبودم. تا اینکه یه مدتی سرگیجه زیاد داشتم رفتم دکترعمومی بهش گفتم قبلاً عفونت گوشت داشتم و همینطوری بود سرگیجم و بهم آنتی بیوتیک بدین اما گفت چون پریودت عقب افتاده من بهت دارو نمیدم برو آزمایش کم خونی ادرار و تست بارداری بده. گفتم ای بابا اینم ز ایناست که می‌خواد آدمو سربدوونه. اما چند روز گذشت پریود نشدم البته به این عادت داشتم چون تنبلی تخمدان داشتم پیش میومد که پریود نشم و برم آمپول پروژسترون بزنم خلاصه که گفتم برم آزمایش بدم که بعدشم برم آمپولا رو بزنم یه روز صبح پا شدم با دوچرخه رفتم آزمایشگاه. من کلا ادم فعالی بودم باشگاه می‌رفتم ورزش می‌کردم و داشتم اصلاح سبک انجام می‌دادم.تو آزمایشگاه اول رفتم دستشویی و دیدم که یکم لکه رو لباس زیرم هست گفتم خب تا شب دیگه پریود میشم از همونجا بدون اینکه آزمایش بدم برگشتم خونه و شبش‌رفتم حمام، چون هروقت استخر یا حمام میرفتم بعدش پریود میشدم

تصویر
۲ پاسخ

عاشقتم که با دوچرخه رفتی آزمایشگاه تست بارداری بدی 😂😅

بعدش .... 🙂

سوال های مرتبط

مامان ❤️mylovely baby مامان ❤️mylovely baby ۱ سالگی
خاطره بارداری #قسمت ۳
فرداش با یه کمردرد حسابی بیدار شدم و دیدم نه باز خبری از لکه‌ام نیست دیگه پا شدم شال و کلاه کردم رفتم با شوهرم آزمایشگاه آزمایش دادیم و اومدیم خونه جوابش قرار بود هفته بعدش آماده بشه چون آهن و کم خونی و ادرار و چند تا چیز دیگه هم بود . دو شب بعدش شوهرم زود اومد خونه هی به من گیر داده بود که پاشو برو از تو یخچال میوه بیار بخوریم منم می‌گفتم خودت برو بیار. دیگه انقدر گفت که پا شدم رفتم سر یخچال و دیدم بله یه کیک خریده گذاشته اونجا چون فرداش تولدم بود اینم از مدل سورپرایز کردن همسر منه 😄 گفتم حالا که کیک گرفتی فردا بریم چند تا عکس باهاش بگیریم رفتیم مت ناژنون که اصفهانیا می‌دونن چقدر سرسبز و قشنگ یه چند تا عکس گرفتیم و برگشتیم خونه منم دیدم لباس پوشیدم و آماده‌ام ماشینم بیرون هست گفتم برم جواب آزمایشمو بگیرم پا شدم رفتم آزمایشگاه. مسئول آزمایشگاه آزمایش دستمو گفت ۴ ۵ هفته ای، گفتم بله؟؟؟؟؟ گفت دعوام نکنیا بارداری با چنان ذوقی گفتم نه بابا دعوا چیه مرسییییی که همه همکاراش جمع شدن گفتن چه خبره گفت که این خانم بارداره و خلاصه همشون برام ذوق کردن و بهم تبریک گفتن. گفت آخه خیلیا میان اینجا وقتی بهشون میگیم باردارن ناراحت میشن گفتم نه من اصلاً اینجوری نیستم خیلی هم خوشحال شدم. اصلاً باورم نمی‌شد چون انقدر پریودم عقب افتاده بود دیگه بیبی چکم اطمینان نمی‌کردم یک عالمه اززمایش داده بودم و همیشه منفی بود و این سری مثبت .نشسته بودم تو راهرو ازمایشگاه و گریه میکردم اینم عکس اون روزه
خلاصه که بهترین کادو رو خدا روز تولدم بهم داد🥹🥹🥹🥹
مامان محمد و سبحان مامان محمد و سبحان ۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی دومم
پارت ۳

دیگه من برگشتم خونه .پسر اولم سه سال و نه ماهش بود میگفت مامی خسته شده هرچی ورزش میکنه فایده نداره نینی نمیاد دیگه اونم فهمیده بود که چقدر خستم از ورزش کردن و پیاده روی رفتن☹️
خلاصه شب که خوابیدم تا صبح هی انقباض داشتم اما اینبار دیگه انقباض و درد باهم همراه بود خوشحال شدم چون ماماهه هم بهم گفته بود که دیگه فردا دردات رو دور میفته و زایمان میکنی
صبح که بیدار شدم دیدم نه باز دردای نامنظم دارم و گاهی با انقباضه و گاهی هم نه دوباره ناامید شدم اما گفتم سعی خودم میکنم اون روز هم تا تونستم ورزش کردم وقتی حرکت پروانه رو میرفتم حین انقباضام درد شدیدی میومد سراغم درد زیر شکمم بود میگرفت
ظهر بود ساعتای ۲ اینا که داشتم پله میزدم رفتم دسشویی دیدم ترشحاتم قهوه ای شده سریع زنگ ماماهمراهم زدم و جریان رو بهش گفتم بهم گفت نشونه زایمانه دهانه رحمت داره باز میشه اما محض اطمینان عصر یه سر برو زایشگاه نوار ازت بگیرن باید احتیاط کنیم چون ۴۰هفته ای من تا عصر کلی ورزش لگنی اینا انجام دادم کلی هم پله زدم اما بازم دردام منظم نشد و نامنظم بود یه بار درد داشتم یه بار نداشتم یه بار کم بود و یه بار شدید
مامان گردالی^-^🩷 مامان گردالی^-^🩷 ۱۷ ماهگی
از بس مک زد این بچه اعصابم خورد شده گفتم بیام بعد از ۱۹ روز تجربه زایمانم رو بنویسم😑😂
اخرشم همه رو بالا میاره از بس میخوره 😫


تجربه زایمان ۱
۱۲ اردیبهشت من رفتم که از ماما همراهم ورزش هارو بگیرم و وضعیتم رو چک کنه . چون دکترم گفته بود لگنم زیاد خوب نیست اما چون خودم دوست داشتم طبیعی بیارم گفت دو هفته دیگه وقت میدیم تا ببینیم اون موقع وضعیت لگن تغییر میکنه یا نه... خلاصه ماما ورزش هارو گفت و منم اخرش گفتم چند روز پیش یکم ورم کردم اما تا قبلش نبود (فکر میکردم چون ماه ۹ هست طبیعیه) ولی از دو سه روز قبلش خیلی بیشتر شده بود و یه پام بیشتر از اون یکی بود و یه سردرد خیلی کم و گذرا هم داشتم. اینارو بهش گفتم و گفت بیا فشارت رو بگیرم ضرر نداره، گرفت روی ۱۴ بود گفت بالاست یکم و ازمایش دفع پروتئین اورژانسی نوشت تا مثانه م هم خالی بعد دوباره فشارم رو بگیره...
جواب ازمایش مثبت بود اما کم... یعنی فقط یکم دفع داشتم که گفت احتمالا اولاش بوده اما دوباره که فشارم رو گرفت روی ۱۶ بود... سریع به دکترم اطلاع داد گفت همین امشب بستری شه ۲۴ ساعت تحت نظر باشه...
اونم منی که تا اون موقع پام به بیمارستان باز نشده بود 🥴
(اینم بگم که در طول بارداری همیشه فشارم عادی بوده و هیچ گونه سابقه ای هم نداشتیم)
مامان شاهان و دلانا مامان شاهان و دلانا ۱۰ ماهگی
تجربه بی بی چک
امروز چندتا تاپیک راجع به تست بی بی چک و این چیزا دیدم یاد خودم افتادم گفتم تجربه مو اینجا به اشتراک بزارم شاید بشه یه نظریه تست شده😜
من از اونایی بودم که هرماه چند روز زودتر از تاریخ پریود ماه قبل پریود میشدم سر پسرم یادمه آخرین تاریخ پریودم چهار دی بود و من نهاااایتا باید تا چهار بهمن پریود میشدم از اول بهمن منتظر خونریزی بودم تمام علائم پریود رو هم داشتم ولی خبری از پریود نبودم هر لحظه حس میکردم شدم میرفتم دستشویی میدیم خبری نیست یادمه سوم بهمن تولد مامانم بود و مامانم موقع فوت کردن شمع تولدش آرزو کرد خدا به من یه بچه بده درحالیکه من اصلا مشکل باروری چیزی هم نداشتم اصلا تو اقدام جدی هم نبودم روز چهارم بهمن بی بی چک زدم منفی شد بی بی‌چک رو انداختم تو دستشویی آمدم بیرون بعد یکساعت که دوباره رفتم دستشویی میخاستم دستمال بندازم تو سطل که دیدم یه هاله خیلی کمرنگ رو بی بی افتاده و فرداش رفتم آزمایش و مطمئن شدم باردارم و…
حالا سر بارداری دخترم من نهایت باید تا ۲۱ فروردین میشدم از اونجایی که همیشه زودتر میشم روز چهارده فروردین وقتی لکه رو دیدم فکر کردم پریوده دیگه ولی همین که فرداش هیج خبری از لکه و خون نشد مطمئن شدم باردارم چند روز بعد بی بی چک زدم و بلافاصله و خیلی واضح و پررنگ دو خط شد
از همون جا من نتیجه گرفتم وقتی پسر باشه خط کمرنگ چون جنسیت مخالف مادره ولی اگر پررنگ باشه دختره چون جنس هورمون هاش با مادر هماهنگه البته این استدلال من بود
شما هم اگر تجربه ای دارید بگید بخونیم😁
مامان شاهان مامان شاهان ۷ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت اول
بر اساس ان اس تی چهل هفته ام کامل شده بود و بهداشت منو ارجاع داد به دکتر زنان رفتم دکتر دکتر بهم گفت براساس پریودی یک هفته وقت داری برو یک هفته دیگه بیا اگه دردت نگرفت تو این یک هفته هم پیاده روی روزی یک ساعت انجام بده
منم تو این یک هفته ای که وقت داشتم هر شب با شوهرم میرفتم پیاده روی وپله نوردی انجام میدادم ،رابطه بدون جلوگیری داشتم،شیاف گل مغربی میزاشتم،تو چاییم دارچین میریختم چون میگفتن برای نرم شدن دهانه رحم خوبه،صبح ها ناشتا خاکشیر و گلاب میخوردم،دو یا سه بار بادمجون میپختم و میخوردم ،ماما همراهمم یک روز درمیون برامون کلاس ورزش میزاشت میرفت کلاسا یک ساعت ورزش لگنی انجام میدادم ،هر روز حموم بودم و زیر دوش ورزش میکردم،یعنی بگید هر کاری که لازم بود کردم اما دریغ از یک ذره درد یعنی تا خودش نخواد شروع نمیشه
روز اخر بود که ساعت پنج صبح بعد از یه اتسه احساس کردم یکم اب ازم خارج شد منم با خودم گفتم حتما دستشویی بوده زیاد نگران نشم برم چایی بخورم بعد برم حموم یه نیم ساعت بعد که میخواستم برم حموم دیدم نه خیلی شورتم خیس شده گفتم نکنه کیسه ابم سوراخ شده دیگه ترسیدم زنگ زدم به ماما همراهم اونم گفت یه نیم ساعت دیگه بیا کلینیک که قبل از اینکه برم شیفت معاینت کنم ببینم که کیسه اب پاره شده یا نه
ادامش بزارم؟