دو سه روزه نمیدونم چرا باز حس دل گرفتگی و اینا اومده سراغم
همش دوست دارم زودتر برسم ب روز زایمانم🥲
به حساب سزارین فقط ۴۸ روز دیگ مونده ب زایمانم
شاید حتی زودتر🥹
دارم فکر میکنم ماه دیگ این موقع همه کارامو کردم
لباساشو کامل خریدمو
توو این فکر این خواهم بود ک
هر لحظه ممکنه جوجم به دنیا بیاد🥹🤍
دیشب ب همسرم میگم ۴۸ روز مونده ب اومدن نورا شایدم حتی زودترررر
شوک شده بود باور نمیکرد یکم رفت توو فکر😂گفتم چیه انتظار نداشتی گفت نه بخدا فکر کنم فکر میکرد ۷ ماهمه هنوز دو سه ماهی فرصت داره برای بیخوابی ها😂😂
داشتم فکر میکردم چقدر فرق هست بین زن و مرد
اینکه من دارم روز شماری میکنم ولی آقا شاید براش سخت گذشته باشه بالاخره روزای باردای با قبل بارداری خیلی فرق کرده زندگیمون یه جور دیگ شده
ولی انتظار این همه نزدیک شدن ب روز زایمانو نداشت
یه زن چقدر با گوشت و استخوونش هر ثانیه منتظره و اذیت شده ولی همشو ب جون خریده فقط برای سلامتی بچش🥲☘️🦋✨🫀

تصویر
۶ پاسخ

عزیزم درخواست بدی من پرم

منم 49روزم مونده انگار زمان متوقف شده نمی‌گذره هر روز حس دلتنگی دارم 😥😥

عزیزم تاریخ زایمان سزارینتو دقیق گفتن بهت چند هفته میشه

من این روزا تنها آرزوم اینه که بچه ام ۳۸هفته بدنیا بیاد آخه دخترم ۳۵هفته بدنیا اومد دوست ندارم اون روزا تکرار بشه

ان شاالله به سلامتی به دنیا بیاد

عزیزم این روزا برای هممون یکم داره سخت میگذره ماها شدایطمون فرق میکنه که داریم روز شماری میکنیم اتفاقا همسر منم دیشب بهش گفتم رفتم تو ۷ ماه تعجب کرده بود میگفت ااا چه زود در صورتی که واسه من انگار ۷ سال گذشته 😁 یزره گیراییشون ضعیفه تو این چیزا تو به دل نگیر هورمونامون بهم ریخته بد بختا نفسم میکشن ما ناراحت میشیم ایشالا این ۴۸ روز هم تو یه چشم بهم زدن برات بگذره و نورای قشنگمون صحیح و سالم بیاد بغلت

سوال های مرتبط

مامان آرسین نازم😍 مامان آرسین نازم😍 ۵ ماهگی
مامان حامی💙 مامان حامی💙 هفته سی‌وهشتم بارداری
امروز اولین روز ماه نهممونه پسرم… 🥹💙ازین ماه دیگ من هر روز منتظرم ک نکنه هفته بعد یهو بیایی یا نکنه یهو زایمان کنم🤭
باورم نمیشه بعد از این همه انتظار، نگرانی، سختی و روزایی که از ترس از دست دادنت دلم هزار تیکه می‌شد، بالاخره رسیدم به این روز… منم دارم ماه آخر بارداریمو می‌گذرونم و هر روز بیشتر از قبل به دیدن پسرم نزدیک می‌شم. خدایا، چقدر باید شکرت کنم؟ 🥹🤲🏻 شکرت که بهم فرصت دادی مادر بشم، شکرت که به همسرم فرصت دادی پدر بشه و شکرت که حامی کوچولوم تا اینجا مهمون دلم مونده. 💙

حامیِ مامان، نمی‌دونی چقدر برای دیدنت ذوق دارم… برای اون لحظه‌ای که بالاخره صورت کوچولوتو ببینم، صداتو بشنوم، بغلت کنم و باورم بشه تو همون فرشته‌ای هستی که این همه ماه با عشق منتظرش بودم. دلم می‌خواد زودتر بیای تو بغلم و با تموم وجودم بوتو حس کنم🥹👶🏻💙

ولی راستش یه گوشه‌ی دلم هم از همین حالا برای این روزا تنگ می‌شه… برای تکون‌هات، برای وقتایی که دستمو می‌ذاشتم روی شکمم و باهات حرف می‌زدم، برای این حس قشنگ که توی دلم بودی و من هر لحظه حضورتو حس می‌کردم. می‌دونم قراره یه روزی دیگه تکون‌هاتو از توی دلم حس نکنم، اما عوضش قراره توی بغلم باشی و بتونم ببوسمت و بگم چقدر دوستت دارم. 🥹💗

خدایا، هزار بار شکرت که منو به این روز رسوندی… حالا که فقط یه قدم تا دیدن پسرم مونده، خودت مراقبمون باش و این انتظار قشنگو به سلامتی تموم کن. من فقط می‌خوام حامی رو سالم و سلامت توی بغلم بگیرم و اون لحظه از ته دلم بگم: خدایا، شکرت که آرزوی مادر شدنم بالاخره داره به قشنگ‌ترین شکل ممکن واقعی می‌شه… 🤲🏻💙

۱۴۰۵/۷/۱۸ شنبه
بمونه ب یادگاری از اولین روز ماه نهمم🥲🗓
۳۴‌هفته و ۲ روز