۱۱ پاسخ

خب به این فکر کن چقدر دوستون داره درکش کن ما این دوره وسواسو توی بارداری تجربه کردیم اونا تازه دارن اون حس رو با همه وجود حس میکنن

خونه بابات اینارو میگه بزار بره خونه خونه خودت یا مامانش ببین همینارو میگه یا ن

گلم خب اونم باباشه حساس نشو فقط لبخند بزن و بگو ای شیطون فکر نمیکردم انقدر بچه دوست باشی بلا
به زبون بگیرش

عزیز اولشه بعد عادی میشه کاش شوهرمنم همینقدر رو بچه حساس بود ..بی توجهیش اذیتم میکرد

اشکال نداره اولشه بعد عادی میشه براش

شوهر منم همینه وقتی دل درد میگیره میگه کی خوردی هی گفتم اینو نخور اونو نخور بوسش میکنم میگه نکن بغلش میکنم میگه اینجاشو اینطوری نگیر اون طوری نگیر 😑😑😑 بعضی وقتا عصبی میشم واقعا میگم بیا برا تو خودت بزرگش کن من بلد نیستم

من از خدام بود شوهرم انقد مراقب باشه
ولی بیخیاااال
اصن کار نداره چی به چیه

عزیزم زایمان کردی من نمیدونستم تبریک بهت قدمش مبارک باشه گلم اکثر مردها اینجوری حساس میشن عزیزم تو فکرش نرو شوهر دوست منم اینجوری بود آنقدر وحشتناک حساس شده بود همه ناراحت میشدن تذکر میده

خوبه که ...خیلی پدرا بی خیالن

شوهر منم همینجوری شده واقعا عصبیم کرده

همشون همینن

سوال های مرتبط

مامان دل آرا💖🌸 مامان دل آرا💖🌸 ۱ ماهگی
دلم گرفته رفقا
من کلی تلاش کردم شیر خودمو بدم ولی شیرم‌کمه بچم‌خوب وزن نگرفته خیلی یا بعد شیر بازم‌نق میزنه من نمی‌خواستم بهش شیر خشک بدم ب خاطر زردی و اینا مجبور شدم دادم الان شوهرم همش می‌ره میاد میگه شیرت الکیه بچم‌رشد نمیکنه شیر خشک بده نمی‌دونم چرا انقد دلم می‌شکنه وقتی فکر میکنم شیر خشک بدم قلبم درد میگیره همش فکر میکنم مادر بدی هستم اگر شیر خودمو ندم نمیتونم کنار بیام با این موضوع
شوهرم خانوادم هی میگن بچه گرسنست تو بهش گشنگی‌میدی
شوهرم ک میگه کلا خشک کن این شیرو
اصلا موندم چیکار کنم😓😓😓😓
از این ور دکتر گفته لبنیات نخور در نتیجه روغن محلی ام چند با شیره نخور مادرم هی میگه فردا از جونت در میاد دست و پا درد میگیری بخور گوش نکن هی میگم بچه دل درد میشه خب میگه قطره میخوره دیگه ب فکر خودت باش بذفکر فردات باش نمی‌دونم واقعا چیکار کنم
شوهرم هم آدم کمک کنی نیست من خودم همش یا مشغول بچم‌یا کارا اصلا وقت نمیکنم چیزی بخورم بایدچیکار‌کنم واقعا☹️
گهواره
کودک
نوزاد