۱۸ پاسخ

من شیاف استامینوفن گذاشتم براش خیلی خوب بود یعنی عالی بود
قطره هم بهش دادم

بهش استامینوفن بده دردش کم کنه

استا بده جیش اولو بکنه اروم میشه

هر چهارساعت بهش استامین فن بده
چ روشی ختنه کرده

خدا نکنه .
باهاش بازی کن حرف بزن .
پماد و قطره هاشم بده
نترس

شربت ایبوپروفن بده

۱۲ ساعت اول سخته یواش یواش بهتر میشه
یادمه من میگفتم غلط بکنم دیگه پسر بیارم😁😁

من لیزر بردم ۳ ماهگی همون لحظه ک رسیدیم کلینیک استا دادم دوبرابر وزنش
فقط همون دو دقیقه ای ک تو اتاق دکتر بود گریه میکرد و جیش اول بعدشم ب خاطر استا بیشتر خواب بود ک
شاید خدایی نکرده بد ختنه شده‌ ،چون من بیشتر کسایی ک دیدم همون جیش اول اذیت بوده بچه

اخ یاد کیاشا افتادم مادرش بمیره توی ۱۶ روزگی ختنه کردیم

عزیزم شایدبدختنه کرده بچه هربارجیش گریه میکنه آخه دوتابچه های من فقط جیش اول خیلی گریه کردن درحدکبودشدن ولی جیشای بعدی ساکت بودن خصوصادومیه

منم دیروز ختنش کردم با لیزر واااااای فقط جیغ میزنه گریه میکنه کبود میشه😭

من اینقدر میترسم هنوز نبردم پسرمو ختنه نکردم توهم گلم ارامشتو حفظ کن داروهاشو سر وقت بده پمادشو بزن انشاءالله زود خوب میشه

دردش روز اولشه.. استا بده بهش آموکسی هم بده...پماد استریل چشمی هم مرتب بهش بزن

خیلی وحشتناک بود😭

استا نداده مگ بهش؟

پسر من فقط همونجا گریه کرد گریشم بیشتر بخاطر این بود که دستو پاهاش نگهداشتن برش میاد بعد دیگه اصلا گریه نکرد

وای چرا خدانکنه دور از جونش یعنی انقد بد بود😥

منم الان از ختنه برگشتم😭😭😭😭😭😭

سوال های مرتبط

مامان مهدیار🩵 مامان مهدیار🩵 ۶ ماهگی
امروز یه تجربه خیلیییی بد داشتم طوری که هنوز تموم تنم میلرزه
پسرم رفلاکس داره از زمانی که به دنیا اومد
تو بیمارستان دوبار نفسش رفت پرستارا ریختن سرش نفسش برگشت
ولی از اون به بعد اینجوری نشده بود
امروز بهش شیر دادم هرکار کردم آروغ بده نداد
بعد گفتم یه لحظه بزارمش پایین لباسمو درست کنم دوباره بگیرمش که آروغ بده
همین که سرشو گذاشتم رو بالشت نفسش قطع شد
به پشت برش گردوندم پشتشو زدم هرکار کردم نفسش نیومد
همسرمو صدا زدم اومد چندتا محکم زد تو پشتش و برعکسش کرد نفسش برگشت
وقتی اینکارارو میکرد فقط میگفت خدایا ازم نگیرش
هی داد میزد چرا نفسش نمیاد
منم فقط گریه میکردم و نگاش میکردم
همه این اتفاقا سه جهار دقیقه بودولی برامون انگار یه عمر بود
نفسش که برگشت سه تایی نشستیم گریه کردیم
نمیدونم از دیروز چه اتفاقی افتاده که یه سره بدبیاری داریم
تو محل کار همسرم مشکل پیش اومد،وامی که همه چیزش حل شده بود و باید ریخته میشد به حسابمون یهو کاراش گره خورد و نریختن،همسرم تصادف کرد باید کلی خرج ماشین کنیم،الانم که پسرم اینجوری شد
صدقه دادم،اسپند دود کردم،همسرم میخواد قربونی کنه
دیگه نمیدونم چیکار کنیم که این بلا و بلایا از سرمون رفع شه
ولی هیچکدوم از این اتفاقا اندازه اتفاقی که برا پسرمون افتاد دیوونمون نکرد
خدا هیچکسو با بچش امتحان نکنه