امشب الهی ک بمیرم واسه ای حالم🥲💔

اخرین باری ک پسرم بستری شده بود زمانی بود ک بدنیا اومده بود زود ب دنیا اومد و ب مدت ۷ روز بستری شد چون ریه هاش مشکل داشت
و تو این نه ماه تنها مشکلش سرماخوردگی بود ک تقریبا هر ب دوماه درگیرش میشد
دیشب بردیمش دکتر ی سیتریزین دادو یدونه اسپرع بینی
امشب خیلی بی قراری کرد خیلی و در کمال ناباروری شوهرم گفت ببریمش دکتر نمیتونس نفس بکشه همش بهونه می‌گرفت
شوهرم کلا زیاد اهل دکتر نيست.
ساعت دو شب حرکت کردیم سمت بیمارستان اول گفتن همچیش خوبه چون نه تب داشت نه هیچی بعدش ک علائمش و گفتیم گفت برید رادیولوژی عکس از سینش بگیرید وقتی دکتر عکسو دیده بود
گفت س روز بايد بستری بشه عفونت کرده ریه هاش
و قلب من از جا کنده شد💔
دردناک ترش اونجاست ک امروز همسایه مادر شوهرم و خاله شوهرم دیدنش بعد چند وقت
و کلا خونه مادرشوهرم بودم
حالا شوهرم اومده تو بیمارستان داره با من دعوا میکنه🫠
آخه الان خودم دارم از غصه دق میکنم چرا باید بیاد بگه ک من مقصرم😔
لطفا برای پسرم آیت الکرسی یا صلوات بخونید🫠

تصویر
۱۸ پاسخ

اصلا ربطی ب کسی نداره ک مادر شوهرتون خاله همسرت دیدن. شب قبلش بچه مریض بوده بردیشدکتر این ویروس تو۱۲ساعت تا۲۴ساعت میزنه ب ریه

انشالله زود بچتون خوب شه هیچ بچه‌ای مریض نشه 🥺♥️

انشالا زودی خوب بشه به حق حضرت زهرا 🥲

خدا کمکتون کنه ..انشالله زود حالش خوب شه

عزیز دلم نگران نباش خوب میشه دختر من -۲۴ روزش بود ریه هاش عفونت کردن شکر خدا پسرت بزرگتره زودی خوب میشع
دختر منم سه چهار روز بستری بود قشنگ میفهمم حالتو
ببینم لباسایی که میشوی توی خونه میذاری خشک بشن؟؟!

عزیزم انشالله زود خوب میشه می تونی بگی چه علایمی داشت

عزیزم نگران نباش پسره من تازه مرخص شده خیلی اوضاعش بد بود تو picu بود
عفونتش خیلی شدید بود جوری که دکتر گفت ممکنه به مغزش زده باشه ازش کلی آزمایش گرفتن سوراخ سوراخ شد آخرم از گردنش رگ گرفتن نبضش خیلی ضعیف بود
منم مردم و زنده شدم
توکلت به خدا باشه این یه ویروسه جدیده معلوم نیست چیه
انشاءالله زودی مرخص میشه

واییی خدایا پسرمنم سرماخورده دیشب دیدم آب دماغش میادیهویی تعجب کردم این ویروس جدید غلائمش چیاست

علائمش چی بود

عزیزم ان شاءالله زود خوب میشه
ولی ربطی نداره به اون بنده خداها بچه خودش مریض بوده

وای دقیقا ی همچین اتفاقیم واسه من افتاد ک شوهرم میگفت مقصر منم نمیدونم این مردا یهو چشون میشهههه🥴

عزیزم
علائمش چی بود ؟؟
یعنی اصلا سرفه نمیکرد ؟؟
یا خس خس سینه نداشت ؟؟😥

دکترش کیه

دلم یجوری شد🥲انشاالله ک زووووده زوووود خوب میشه کوچولو

بمیرم الهی...
انشااللع زودتر خوب شه
لعنت ب این عفونتا🥲

ای خداااا 😫😫الهی بمیرم براش کوچولوی قشنگم ایشاللع ک زود زود خوب بشی قربونت برم
توهم ولکن اونو همه مردا همینن بفکر خودت و جیگر گوشت باش مردا کلا افریده شدن ک زخم زبون بزنن😔💔

الهی بگردم عزیزکم🥺🥺
ان‌شاءلله به زودیِ زود با دل خوش و سلامتی کامل برگردید خونتون❤️❤️

نگران نباش آنتی بیوتیک میگیره زود خوب میشه پسر من ۶ماهگی۲بار بستری شد واسه ریه هایش خداروشکر. من زود میبرم بیمارستان کودکان خیلیا بودنانقدر دیر آورده بودنزدهبود ب قلب بچه آب آورده بود

سوال های مرتبط

مامان ۳ قلوها مامان ۳ قلوها ۱۰ ماهگی
داستان بارداری پارت دوم
شد فرداش قرار شد شوهرم از سرکار اومدنی بگیره جوابشو ک زنگ زد گفت جوابشو گرفتم گفتم چیشد گفت الکی حرف نندازی بین مردم منفیه😐منو میگی گفتم دروغ نگو گفت باور کن دیگ نتونستم حرف بزنم قطع کردم یه یه ربع بعد دوباره زنگ زدم گفتم بگو جون شقایق منفیه گفت به جون شقایق مثبته 😂 گفت میخواستم شب سوپرایزت کنم ک نذاشتی انقد خوشحال شدمم ک نگو بعد زنگ‌زدم ب دکتر و گفت فلان روز بیا اینجا بعد همون روز از شرکت بانک ملی زنگ زدن به شوهرم ک نیرو میخوایم و اسمت از سیستم در اومده وااای یعنی باورمون نمیشددد چون ۱۰ سال بود ک اسم شوهرم تو سیستم بود و نمیشد یعنی دقیقا روزی ک فهمیدیم باردارم همون روز این کار براش جور شد 🥹 بعدش گذشت تا روزی ک رفتم دکتر و سونوگرافی کرد گفت یه جنین تو یه کیسه آب خیلی تمیز تشکیل شده و ۵ هفتته و هنوز قلبش تشکیل نشده 😄ولی همه چیز خوب بود بعد گفت برو و فلان تاریخ بیا واسه سونوی قلب گذشت و همون تاریخ با مامانم دوتایی رفتیم دکتر و من از استرس داشتم میمردممم ک نکنه بگه قلب نداره و دکتر ن تنها اونجوری نگف بلکه گفت خانم دوقلوان 🥹😍و جفتشون قلب دارن با ضربان قلب خیلیی عالیی😍وااای ک از ذوق میخواستم جیغ بزنم خیلیییییی خوشحال شدم خیلیی زیاد مخصوصا اینکه گفت کیسه و جفتشون جداست گفتم خدا کنه یه دختر یه پسر باشه عالیی میشهه 😉ولی گفت ضربان قلب یکی شون نسبت ب اون یکی ضعیف تره و این نشون نمیده ک چون کوچولوئه اینجوریه یا خدایی نکرده مشکل داره بعد یه تاریخی و گفت و گفت فلان روز بیا واسه چکاب دوباره تا ببینم مشکل حل شده یا نه😢
مامان مَهدیار💙 مامان مَهدیار💙 ۱ سالگی
دیگه دارم کم میارم با شوهرم دوتایی هلاک شدیم بخدااا از پا در اومدیم از یکشنبه پسرم بشدت بی قرار و نااروم شده دقیقا از وقتی دیدنش اینجوری شد شیر نمیخوره نمیخابه ب هیچ روشی لب ب شیز نمیزنه همش گررریه نق نق بهونه گیری شدید فقط تو ماشین میخابه و شیر میخوره اینقدر گریه کرد مجبورشدیم ببریمش تو ماشین دورش بدیم شب ک خونه ایم از حدودا ۱۰ ۱۱ ساعت لب ب شیر نمیزنه فقط از گشنگی غش میکنه منو شوهرم صب تا عصر تحمل میکنیم نبریمش تو ماشین عصرا دیگ میبینیم از صب هیچی نخورده میریم تو ماشین تا اخر شب الان ۴ روزع کلا تو ماشینیم 😫عصری شوهرم گفت هیچجوره نمیبرمش بدعادت نشه گشنش شد اینقدررررر گریه کردد داشت خفه میشد هیچجوره ساکت نشد مجبورشدیم ببریمش دورش بدیم دکترم بردیمش هیچ مشکلی نداره حتی دندونم نیست دکتز گفت فعلا خبری اژ دنذون نیست تخم مرغ براش شکستم ب اسم کسی ک دیدتش شکست ولی بازم اروم نشد میگن چشم خورده حتما نمیدونم
ب ی نفر زنگ زدم میگفت چشم سنگینی خورده واسه همین بی قراره
اصلا درمونده شدیم بخدا نه خاب داریم نه خوراک من تا الان تو خیابون میچرخوندیمش اروم شه 😫🫠راه حلی ندارید؟؟؟؟
مامان ۳ قلوها مامان ۳ قلوها ۱۰ ماهگی
پارت ششم
تا اینکه من وارد ماه هفتم شدم نزدیک ۲۸ هفته ام بود ک تو خونه ی خودم رو مبل خوابیده بودم داشتم دود کش میدیدم 😂هعی دیدم شورتم خیس شد گفتم شاید عفونته عوض کردم دیدم دوباره اومد شک کردم با ترس ب شوهرم گفتم منو برد بیمارستان اکبرابادی اونجا تست امینوشور گرفتن و بلههه مثبت شد 😢😢حالا تو اون هفته بچه ها چند گرم بودن ۷۵۰ گرمم😵‍💫بعد منو بستری کردن و گفتن پاره نشده سوراخه و از اون روز سرم درمانی شروع شد و نزدیک به ۱۰ روز بستری بودم اونا میخواستن تا ۳۴ هفته منو نگهدارن بعد زایمان کنن و من داشتم دیوانه میشدم ک چجوری این همه مدت بمونم اونجا بعد دیدم دیگ ازم اب نمیاد هر چقد سرفه میکردم تکون میخوردم دیدم اون اب قطع شده بود ب دکترا میگفتم نمیذاشتن مرخص کنن آخر پا شدم با رضایت شخصی خودم اومدم خونه چون علنا هیچ کاری نمیکردن سرم درمانی تموم شده بود آبریزش منم قطع شده بود لزومی نداشت بمونم اومدم خونه و دوباره رفتم خونه ی مامانم کلااا اون ور بودم از جام تکون نمیخوردم تا ۱۳ ب در شد شوهرم اومد دنبالم ک با خانوادش بریم بیرون اومد رفتیم اون روزم گذشت بعد اون من هفته ای دوبار باید میرفتم ان اس تی چون هفته های اخرم بود ۱۵ ام شب بود ک بچه ها شدیدا کاهش حرکات داشتن هر چقدر چیز شیرین میخوردم و به پهلو میخوابیدم فایده نداشت شد فرداش ۱۶ام صبح ساعت ۸ اینا بود رفتم دکتر و گفتم کاهش حرکات ازم ان اس تی گرفتن ک جوابش زیاد جالب نبود اوردن سرم زدن یه کم بهتر شد ولی طولی نکشید ک یه قل افت ضربان قلب پیدا کرد😢😢