۳ پاسخ

انشالله شاهد موفقیتهاش باشی عزیزم ♥️🌹

اینجا غار سهولان هستش؟

روز گل دختراتون مبارک😘

سوال های مرتبط

مامان امیرحسین مامان امیرحسین ۱ سالگی
نکات کلی تربیتی برای کودک لجباز:

صبور باشید، بسیار صبور! این اولین و مهم‌ترین اصل است. گاهی اوقات لجبازی بخشی از فرآیند رشد کودک برای ابراز استقلال است. فریاد زدن یا دعوا کردن معمولاً وضعیت را بدتر می‌کند. نفس عمیق بکشید و به یاد داشته باشید که شما الگوی او هستید.

انتخاب‌های محدود ارائه دهید: به جای اینکه بگویید “الان باید مسواک بزنی”، می‌توانید بپرسید “دوست داری اول مسواک بزنی یا لباس خوابت را بپوشی؟” این کار به کودک احساس کنترل می‌دهد، در حالی که همچنان شما تعیین‌کننده هستید.

قوانین روشن و قاطعانه تعیین کنید: کودک باید بداند که چه انتظاراتی از او دارید و پیامدهای شکستن قوانین چه خواهد بود. اما این قوانین نباید آنقدر زیاد باشند که کودک احساس خفقان کند.

نادیده گرفتن در مواقع مناسب: گاهی اوقات، لجبازی صرفاً برای جلب توجه است. اگر لجبازی او خطرناک یا آزاردهنده نیست، ممکن است نادیده گرفتن آن بهترین راه باشد. وقتی کودک به رفتار مطلوب بازگشت، به او توجه مثبت نشان دهید.

به احساساتش اعتبار دهید، اما نه به رفتارش: می‌توانید بگویید “می‌فهمم که دوست نداری لباس‌هایت را بپوشی، اما الان وقت رفتن به مهدکودک است و باید این لباس را بپوشی.” این نشان می‌دهد که شما او را درک می‌کنید، اما همچنان بر خواسته خود پافشاری می‌کنید.

از تشویق و پاداش استفاده کنید: وقتی کودک همکاری می‌کند یا رفتار خوبی از خود نشان می‌دهد، او را تشویق کنید. این تشویق می‌تواند کلامی باشد (“آفرین که اینقدر خوب کمک کردی!”) یا یک پاداش کوچک (نه لزوماً مادی).

خودتان را جای او بگذارید: سعی کنید دلیل لجبازی او را بفهمید. آیا گرسنه است؟ خسته است؟ احساس ناامنی می‌کند؟ آیا خواسته شما برایش منطقی نیست؟
ادامه در کامنت
مامان نفس ملوسک💛 مامان نفس ملوسک💛 ۱ سالگی
نفسِ عزیزم…
یازده ماه از آمدنت گذشته، یازده ماهی که هر کدامش برای من یک عمر عشق و آرامش بود.
امروز قلبم پر از احساس‌های شیرین و عجیب است…
چون این آخرین ماهگرد توست، آخرین باری که برای عددهای یک‌رقمی و دو‌رقمیِ ماه‌های رشدت ذوق می‌کنم و بعد از این، دخترم یک‌ساله می‌شود و صفحه‌ی تازه‌ای از زندگی‌ات ورق می‌خورد.
نفسِ قشنگ من…
انگار همین دیروز بود که برای اولین بار در آغوشم آمدی و من زیر گوش خودم زمزمه کردم: «از امروز زندگی‌ام کامل شد.»
اما حالا می‌بینم که در یک چشم‌به‌هم‌زدن بزرگ شدی، خندیدی، یاد گرفتی، قدم برداشتی، صدا زدی و هر روز چیزی به من اضافه کردی…
یازده ماه است که تو، معنای همه‌ی خستگی‌ها را عوض کرده‌ای.
یازده ماه است که خانه‌مان با وجود تو گرم‌تر و روشن‌تر شده…
یازده ماه است که نفس کشیدن تو، بهترین موسیقی دنیا شده.
امروز، که آخرین ماهگردت را جشن می‌گیرم، قلبم میان دو احساس گیر کرده؛
از یک طرف خوشحالم که بزرگ می‌شوی، شکوفه می‌زنی، دنیا را می‌شناسی…
و از طرف دیگر دلم می‌گیرد که این روزهای ناب، این لحظه‌های کوچک و پرارزش، این ماهگردها… یک‌یکی تمام می‌شوند.
اما می‌دانم این پایان نیست…
این فقط پایان جشن‌های ماهگرد است، نه پایان عشق، نه پایان رشد تو.
از این به بعد، جشن‌هایم بزرگ‌تر می‌شود… جشن یک‌سالگی‌ات، دو‌سالگی‌ات، اولین قدمت، اولین کلمه‌ات، اولین آرزوست نفس جانِ مادر…
تو آخرین ماهگردت را تمام کردی، اما برای من، تو همیشه دختر کوچکم می‌مانی.
هر ماه، هر سال، هر لحظه‌ات برایم ویژه است.
چه یازده‌ماهه باشی و چه یازده‌ساله…
تو همیشه دلیل آرامش منی.
خدا نگهدار تمام ثانیه‌هایی باشد که پیش رو داری، و من همیشه، همیشه، کنار تو می‌مانم…
با عشقی که هیچ پایانی ندارد 🤍✨
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۲ ماهگی
امروز دیدم دختر کوچولویی به اسم آیما آسمانی شد
نتونستم اینجا فعالیتی کنم ببخشید تو کانال هم چیزی نزاشتم
برای آیما…
برای تمام مادرهایی که یک روز، قلبشان را در آغوش گرفتند و بعد… با دست‌های خالی به خانه برگشتند.

هیچ واژه‌ای برای مرگِ یک کودک ساخته نشده.
انگار زبان، وسط این غم کم می‌آورد.
چطور می‌شود توضیح داد مادری را که هنوز بوی شیر روی لباسش مانده،
اما آغوشش ناگهان خالی شده است؟

امشب به آیما فکر می‌کنم؛
به قلب کوچکش که جنگید…
و به مادری که احتمالاً هنوز باورش نمی‌شود دنیا می‌تواند بدون نفس‌های دخترش ادامه پیدا کند.

می‌گویند زمان درد را کم می‌کند،
اما بعضی دردها کم نمی‌شوند؛
فقط آدم یاد می‌گیرد با یک تکه‌ی خاموش از خودش زندگی کند.

اگر مادری این متن را می‌خواند که فرزندش را از دست داده،
می‌خواهم بداند:
کودکتان فقط از این دنیا رفته،
نه از مادریِ شما.
شما هنوز مادر اویید.
تا آخرین تپش قلبتان.

و برای همه‌ی کودکانی که خیلی زود رفتند…
باشد که جایی دور از رنج،
در روشن‌ترین جای بهشت،
دوباره بخندند. 🌙
#فرزند پروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۲ ماهگی
در ادامه مطلب قبل
سلطه گری از طریق قضاوت تربیتی
گاهی در جمع‌ها، رفتارهایی دیده می‌شود که در آن، فرد با استفاده از تمسخر یا نقدِ سبکِ زندگیِ یک مادر (مثلاً به دلیل ریلکس بودن یا مشارکتِ همسر در تربیت فرزند)، سعی می‌کند او را دچار "اضطرابِ ناکافی بودن" کند. اما از نظر علمی، این رفتارها ریشه در "ناامنیِ اجتماعی" دارد و نه در "دانشِ تربیتی".

دو نکته بسیار مهم در این زمینه وجود دارد:
۱. ایزولاسیون در برابر تاب‌آوری: محدود کردنِ کودک در محیط‌های کاملاً کنترل‌شده برای جلوگیری از استرس، در بلندمدت می‌تواند منجر به کاهش "مهارت‌های تطبیقی" او شود. مادری که با چالش‌های محیطی روبرو می‌شود، در واقع در حال تقویتِ سیستم عصبی و اجتماعی فرزندش است.
۲. مدلِ مشارکت‌جویانه در خانواده: برخلاف تصورهای سنتی، مشارکتِ فعالِ پدر در مراقبت از کودک، نه تنها باعث ضعیف شدنِ مادر نمی‌شود، بلکه باعث سلامتِ روانِ کلِ خانواده و ایجادِ الگویی سالم برای کودک می‌گردد.

بنابراین، اگر مادری را می‌بینیم که با آرامش و بدونِ اضطراب، در میانِ چالش‌ها زندگی می‌کند، او بی‌خیال نیست؛ او در حالِ تمرینِ "مدیریتِ بحران" و "تجربه‌گرایی" است که بالاترین سطحِ سلامتِ روان را می‌طلبد. 🙏»

این برخوردها در روانشناسی، اغلب نشان‌دهنده یک پدیده است: **"انتقالِ ناامنیِ شخصی از طریق قضاوتِ دیگران"**. وقتی کسی سعی می‌کند با تحقیر کردنِ نقشِ مادریِ دیگری، احساسِ برتری کند، در واقع دارد ناامنیِ درونیِ خودش را فریاد می‌زند. او می‌خواهد با "محدود کردنِ" دیگران، احساسِ "کنترل" پیدا کند.
کانال بله rosemom
#فرزندپروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس فرزند پروری