🔞❌‼️⁉️🔞🔞🔞‼️⁉️‼️‼️‼️🔞🔞








این استیکر هارا گذاشتم که بیای به جشن بای بای می می نفس😂🥹💕


امشب سومین شبیه که نفس را از شیر جدا کردم فکر نمیکردم انقدر راحت باهاش کنار بیاد خیلی خوب بود امدم خونه ی مامانم موندم و این تصمیم سخت را گرفتم و خدارااااشکررر موفقیت امیز بود


البته من تقریبا ۲۰روز بود داشتم به روش تدریجی از شیر جداش میکزدم اول شیر روز را کامل قطع کردم وبعدش شیر شبو‌کم کردم

دیگه این چند روزم سینمو با ماژیک رنگ کردم ترسید ازش دیگه نخورد البته هعی بهونه میگیرع که میخام منم لباسمو که بالا میزنم میبینه رنگیه میکشه عقب
الانم چون خونه ی مامانم اینام با خواهر و برادرم سرش گرمه و حسابی خوش‌میگذرونه نمیدونم خونمون هم برم همینه یا اذیت میکنه!!!!!






خلاصه اونایی که تصمیم دارن از شیر مادر بچشو جدا کنن اصلا نترسن خیلی راحتتراز اونیه که فکرشو بکنید الانم بهتر موقعیت هستش اقدام کنید






خالا تبریک بگید مه خیلی خوشحالم 🥹💕🧡😍💋

تصویر
۱۰ پاسخ

پسرمن ۲۴ساعت شیرمیخاد غذام نمیخوره وزنش خیلی پایینه شبا زیاد بیدارمیشه تا سینمو دهنش نزارم نمیخابه نمیدونم چجوری جداش کنم واقعا استرسشو دارم میترسم اخلاقش عوض بشه

من چسب زخم زدم سر پسرم ول کرد

،ز»»﷼﷼۳﷼﷼

سلام عزیزم خوبی
گروه زدیم روبیکا واسه کوچولو هامون و چت دورهمی اینا
اگه میاین ببرمت

زود نبود از شیر گرفتیش؟

عزیزم تبریک میگم منم فکر نمیکردم راحت باشه

آب زیاد بده بهش

ما که شیرخشکی هستن چه کنیم

بسلامتی عزیزم.
منم خیلی میترسم،احتمالا ماه دیگه خدا کمک کنه میگیرم.

ماشالله بهت عزیزم👌من که خیلی استرس دارم یعنی به سرش بزنه باید همون لحظه بخوره دیوانه میشه ندم بهش موندم به خدا

سوال های مرتبط

مامان بلوبری مامان بلوبری ۱ سالگی
سلام به مامان های عزیز.
طبق تاپیک قبلیم من حدودا یه ماه میشه شیر روز مانلی جون رو قطع کردم ، بعد مشورت با چند نفر متخصص تصمیم بر این شد روش قطع شیر تدریجی باشه و روز رو ندم اما به خاطر وابستگی بچه ها به شیر ،فعلا شیر شب رو قطع نکنم.چون قطعا آسیب می بینه . سه شب پیش به خاطر اینکه بعد از خوردن شیر شب موقع خواب چندین بار بالا آورد با همسرم تصمیم گرفتیم که دیگه شیر شب رو قطع کنیم ،شب اول رو تقریبا چندین بار بیدار شد و چون خواهرم پیشم بود تونستیم آرومش کنیم و خداروشکر صبح شد و اما همچنان بی تابی میکرد و شب دوم که همسرم هم خونه نبود و مجبور شدیم بریم خونه ی مامانم و حسابی اذیت شد و فکر میکردم نسبت به شب اول بهتر باشه اما اینطور نبود ،کل شب رو بیدار بود و گریه میکرد و همش دوست داشت بغل مامانم باشه و خلاصه با کمک های مامانم و اینکه نزدیکای صبح هم بهش تخم مرغ دادیم و دیگه بعدش خوابید و صبح ساعتای 10نیم صبح بیدار شد از بس شب قبل نخوابیده بود.
دیشب هم شب سوم بود
و فکر میکردم واقعا اذیت شیم و همش به همسرم میگفتم فکر کنم امشب اصلا نخوابیم.
اما موقع خواب با کتاب و بازی وداستان گفتن و اینکه عروسک هاش رو آوردیم و بغل کرد و در همین حین همسرم داستان خوابیدن با عروسک ها رو واسش تعریف کرد و دخترم بعد خوابش برد..
صبح هم ساعت 7بیدار بود و البته اینم بگم دخترم اصلا علاقه ای به لبنیات نداره اما خوشبختانه دیشب تونستیم بهش شیر کاکائو بدیم و خیلی خوشحالم.
امیدوارم امشب هم راحت بتونه تحمل کنه و این پروسه به خوبی طی بشه.
خوشحالم که مامانم و خونوادم و همسرم همیشه همراهم هستن و قدردان زحماتشونم.
دخترم نزدیک به 20ماهشه که شیر شب رو هم قطع کردم.
#شیر#قطع-شیر-شب
#کودک
مامان امیرعلی😍 مامان امیرعلی😍 ۲ سالگی
مامانا سلام
اومدم تجربه از شیر گرفتن پسرمو باهاتون به اشتراک بذارم بلکه به درد کسی بخوره چون خودم خیلی از این مرحله وحشت داشتم
۲۱ ماهگی از شیر گرفتم چون دائم وصل من بود و اصلا غذا نمی‌خورد بعدم چون باید از اول مهر برم سرکار مطمئن بودم اگر تا ۲ سالگی اش که آذر میشه بخواد شیر بخوره اونجوری خیلی براش سخت تر میشه چون پیشش نیستم ولعش بیشتره
من به روش تدریجی ۴ در ۴ گرفتم
اینم بگم چون پسرم بسیار نق نقو و وابسته به شیر بود این روش خیلی خوب بود . اگر یهویی میگرفتم ازشیر مطمئنم خیلی عصبی میشد
صبح که از خواب پاشد دنبال سینه بود که دوباره بخوابه ولی هب بهش ندادم تا ظهر بعد به تدریج از ظهر تا عصر بعد عصر تا شب بعدم دیگه کامل ندادم
(از یکسالگی به بعد شیر شب نخورد)
وقتی می امد سراغم با بازی سرشو گرم کردم اصلا هم دراز نمی‌کشیدم یا نمینشستم که نیاد سراغ شیر
وقتی هم میامد دنبال شیر، میگفتم لالاکرده الان نمتونی بخوری
چسب ۵ سانتی هم زدم روش که اگر دید بفهمه تغییر کرده
(با توجه بهنظر روانشناسا نباید تلخک زد یا سینه را وحشتناک کرد چون منبع ارامش بچه بوده و بهش حس عذاب وجدان میده که چون من اینو خوردم اینطور شده)
البته که هرکس بچه اش را بهتر میشناسه و نمیشه کامل مطابق نظر روانشناسا پیش رفت بخصوص امثال من که بچه شیطون و نق نقو دارن
الان با خوابوندنش درگیرم که هنوز عادت نکرده بدون شیر بخوابه
مامان نورا مامان نورا ۲ سالگی
ترک تدریجی شیر: روز اول
امروز باید از وقتی بیدار میشد تا ساعت ۱۲ ظهر بهش شیر نمیدادم.
از شب قبل با باباش رفتیم خوراکی های مختلف خریدیم که هر وقت بهانه گرفت بتونم حواسشو از شیر پرت کنم. نهارمو هم سر هم بندی کردم که صبح بتونم کامل در اختیارِ خانم باشم.
صبح قبل از اینکه بیدار شه براش فرنی مغزیجات که یکی از صبحانه های مورد علاقشه و خوب میخوره درست کردم.
ساعت ۸ بیدار شد بردمش خونه مامانم (طبقه بالا) که همیشه براش شوق داره. همونجا صبحانه‌شو خورد و بازی کرد. منم رفتم خونمون حمام و وقتی برگشتم براش شیر پاستوریزه بردم. توی یه استکان دادم خورد.
برنامه بعدی این بود که عروسکشو ببریم بیرون بگردونیم.وقتی رفتیم خونه دیدم انگار مشغول شده و بهانه نمیگیره. منم از فرصت استفاده کردم و یه بیست دقیقه‌ای کارای خونه رو انجام دادم. تا شروع کرد به بهانه گرفتن لباس تنش کردم و رفتیم بیرون. تقریبا از ۱۰:۳۰ تا ۱۱:۱۵ بیرون گردوندمش. بعدم برگشتیم خونه پیش دختر خاله‌ش که چند ماه ازش کوچیکتره یه مقدارم با اون بازی کرد تا ساعت شد ۱۲ و وقت نهارش بود.
نهارم دمپخت عدس و کلم درست کرده بودم که دوست داره. با اینکه حسابی بی‌تاب شیر بود خدا رو شکر نهارشو خورد و در نهایت تعجب تا ساعت ۱:۳۰ بهونه نگرفت. دیگه ۱:۳۰ بهش شیر دادم و خوابید.
در کل بزنم به تخته روز اول خیلی بهتر از انتظارم بود. دخترم عادت به مکیدن انگشتش داره ولی حتی اونم امروز به حداقل رسیده بود.
امیدوارم این نوشته‌ها بتونه به یه مامان دیگه برای این مسیر قوت قلب بده و مسیر منم همینجور راحت و بی دغدغه بگذره.
الهی آمین