۵ پاسخ

عزیزم درکت میکنم .ولی با خودت قرار بذار فقط دوهفته باهاش کنار بیا باهاش دوست شو از راه مهربونی آرومش کن شاید بهتر شد .بازدنش درست نمیشه و متاسفانه بزرگ تر شد به مشکل میخوری چون هم عروس منم بچه هاش مثل تو بودن و اونم همش بابزرگه ور میرفت الان که شده پانزده سالش هنوز مادرش رو حرص میده .اونم تقصیری نداره هنوز کوچیکه

با این رفتارت بیشتر حسودی میکنه سعی کن بیشتر با بزرگه وقت بگذرونی

چجوری دلت میاد بزنیش؟
اون داره بچگی میکنه
درست نیست چون دومی رو داری به خاطر دومی اولی رو بزنی
شما هرچی بیشتر دست روش بلند کنی بجه لجبازتر میشه و بیشتر اون کارو انجام میده
یه مدت بیخیال شو و اهمیت نده شاید دیگه تکراز نکرد

عزیزم درکت میکنم به خودم قول میدم دیگه تکرار نشه من بالغم و اون بچه است و صلوات میدم و لحظه ای که می خوام عصبانی بشم چشمام می‌بندم

خب اعصبانیت تو اون موقعیت قطعا طبیعیه
ولی من بیشتر مواقع سعی میکنم حواسش رو پرت کنم
البته من دوتا بچه ندارم
منظورم دخترم و باباشه 😄

سوال های مرتبط

مامان کامیار و لیانا مامان کامیار و لیانا ۲ سالگی
سلام مامان های عزیز
این روزها خیلی حال خرابی دارم نمی‌دونم چکار کنم؟
بچه ها خیلی اذیتم میکنند. اصلا نمیذارن که من یه لحظه هم بشینم وقتی موقع خواب میشه پسرم با این که چند لحظه قبلش بهش آب دادم بازم میگه آب می‌خوام. بعد تا میام دراز بکشم میگه برام کرم دست بزن بعد دوباره این کار رو که انجام میدم میگه پتوی صورتی روی من بنداز. دخترم هم که نمی‌ذاره یه لحظه هم بشینم. از اون طرف هم شوهرم مدام از من ایراد میگیره . و حتی روز پنجشنبه موقع نماز خواندن پسرمون اومد دور و برش و بپر بپر میکرد که شوهرم اذیت میشد منم داشتم غذا درست میکردم که یک دفعه دیدم شوهرم بچه رو زد منم خیلی عصبانی شدم چون بارها بهش گفته بودم بچه رو نزن. بعد اومدم خیلی یواش به بازوی هسرم زد ولی اون اومد من رو خیلی کتک زد و الان همه جام کبوده و درد می‌کنه. کلا این روزها خیلی حالم داره از همه چی بهم میخوره. بارها فکر خودکشی اومده تو ذهنم بخاطر بچه ها کاری نکردم. خیلی خسته هستم خیلی. اصلا نمیتونم خشمم رو کنترل کنم. مدام خودزنی میکنم. نمی‌دونم چکار کنم خیلی حال خرابی دارم. تو رو خدا نصیحتم نکنید اصلا ظرفیت ندارم فقط من رو راهنمایی کنید
این نون رو هم امروز درست کردم.