۴ پاسخ

طبیعی خیلی خوبه

طبیعی هم واژنت پاره میشه
فرقی نداره
من خودم و انقد قوی میدونم که از اول بارداری تا الانم که الانه مصمم هستم برای سزارین

فقط یه سوال ماما همراه بدردت خورد یا نه 😄

حالا من بیشتر از سزارین میترسم

سوال های مرتبط

مامان نی نی نقلی🩷 مامان نی نی نقلی🩷 ۱ ماهگی
تجربه من از سزارین
(تجربه که نه،مرور خاطرات)
پارت 1
من از اول بارداریم و حتی قبلش،با توجه به چیزایی که خونده بودم و تجربه بقیه،همیشه نظرم روی زایمان طبیعی بود و با شروع سه ماهه سوم،ورزش هامو کم کم شروع کردم،به مرور تایم طولانی تر و پیاده روی و ماساژ و همه اینا رو توی روتین روزانم برای زایمان طبیعی جا دادم
تااینکه هفته 37 وقتی سونو دادم،دکتر بهم گفت که بچم یکم تپلیه و اگه تا هفته 38 طبیعی به دنیا بیاد خوبه،ولی اگه تا هفته 40 یا بیشتر بمونه،ممکنه زایمان طبیعی سختی داشته باشم چون وزنش بالاتر میره،گفت تا یک هفته صبر کن اگه دهانه رحمت باز نشد دیگه بیشتر منتظر نمون و برو برای سزارین
من که یکم ترسیده بودم با حرفش،تصمیم گرفتم برم پیش یه ماما که خیلی حرفه ای و کار درسته،شرح حال بهش دادم و ایشون هم حرفای دکترم رو تایید کرد،بااین تفاوت که معاینم کرد و بهم گفت که سپتوم واژن دارم(یه دیواره توی واژن که برای زایمان طبیعی باید برداشته بشه)
و اینجا لحظه ای بود که ترس من بیشتر شد😂
مامان خانم کوچولو مامان خانم کوچولو ۱۲ ماهگی
سلام مامانا منم بالاخره زایمان کردم یک هفته ای میشه اما انقدر مشغول بچه داری بودم اصلا وقت نشد بیام گهواره 😂از تجربه زایمانم بخوام بگم
زایمان من طبیعی بود من روزی یساعت و نیم ورزش های لگنی شدید انجام میدادم و عصر ها هم یساعت پله و پیاده روی به مدت دوهفته اخرا خسته شده بودم و فکر کردم الکی خودم و با ورزش و پیاده روی خسته کردم
بدون درد رفتم بیمارستان فشارم بالا بود ولی اخر شب اومد پایین دکترم گفت بستریم کنن و صبح امپول فشار بهم‌بزنن تا دردم شروع شه و‌زایمان کنم
ولی از دوازده شب بدون‌امپول فشار کم کم دردام شروع شد و‌ طی چهار پنج ساعت بدون ورزش و هیچکاری تو بیمارستان فول شدم همه هم بهم میگفتن بخاطر ورزشایی بوده ک انجام دادم دهانه رحمم به نازکی کاغذ شده بود و‌زود فول شدم اگر همونجا ورزش میکردم ک فک کنم دوساعته فول میشدم
تکنیک های تنفسی خیلی بدردم خورد تقریبا تا ۶سانت رو تونستم با تنفس دردهام رو قابل تحمل کنم یساعت اخر واقعا دردام‌زیاد بود اما همینکه بچه اومد بعدش همه چی تموم شد سبک و بی درد شدم
مامان 💚ال آی💚 مامان 💚ال آی💚 ۱۳ ماهگی
#زایمان_طبیعی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۱

منم دیگه بلاخره وقت کردم بیام تجربه ام رو درباره زایمان طبیعی بنویسم
من از ۲۲هفته میرفتم کلاسای زایمان که بهداشت میفرسته و خیلی خوب بودن برام و تقریبا از ۳۰هفته ورزش های سبک گفته بود انجام بدیم و من هفته ۳۴که رفتم پیش دکترم و اون بهم گفت چون قدت بلنده برو طبیعی و کلی تشویقم کرد و منم جرعت پیدا کردم و گفتم میرم طبیعی خلاصه دیگه افتادم دنبال ماما همراه و بعد کلی پرس و جو فرناز محمدی رو انتخاب کردم چون هم تو فامیل های ما زایمان انجام داده بود هم تو کلاس کلی تعریفشو میکردن ۳۶هفته رفتم پیشش معاینه و بعد معاینه لگن بهم گفت که خیلی خوبم برای زایمان طبیعی و دهانه رحمم هم یک سانت باز هست و منم خوشحال از اینکه دیگه دهانه رحمم بازه و زود زایمان میکنم بهم هم گل مغربی داد و به همراه کلی ورزش و از ۳۶هفته دیگه من جدی ورزش ها رو شروع کردم و پیاده روی و پله نوردی هم کلی داشتم هر روز میگذشت و من هیچ دردی نداشتم….
مامان آیهان🩵✨ مامان آیهان🩵✨ ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۱
من از ۳۵ هفته پکیج انلاین از یه ماما خریدم برای ورزش ها تکنیک ها
بهم گفته بود هر روز یک‌ساعت و نیم پیاده روی کنم و ورزش های لگنی انجام بدم
یک سری خوراکی ها بخورم و …
ولی من چون از مامانم دور بودم و مامانم قبل ۳۸ هفته نمیتونست بیاد پیشم ترسیدم دردم زودتر شروع بشه هیچکدوم از کارهایی که گفت رو تا ۳۷ هفته انجام ندادم
۳۷ هفته که شدم پیام دادم برای تکنیک های شروع درد شیاف گل مغربی و رابطه بدون جلوگیری و یک سری از دمنوش ها و… که بازم من ترسیدم و انجام ندادم🤦🏻‍♀️ کلی دعوام کرد که چرا هیچ ورزشی نکردم منم دیگه از اون موقع شروع کردم به پیاده روی کردن و یکم هم ورزش میکردم ولی خیلی کم تا شبی که صبحش مامانم قرار بود بیاد پیشم رابطه بدون جلوگیری داشتم
صبح بیدار شدم ناهار بذارم و برم فرودگاه دنبال مامانم که لکه دیدم برای اولین بار توی ۹ ماه بارداری( ۳۸ هفته و ۴ یا ۵ روز بودم)
از مامانم پرسیدم گفت احتمالا تا شب نی نی به دنیا میاد
منم کلی خوشحال بودم یه کوچولو هم دردای پریود نامنظم داشتم خلاصه شب شد و هیچ خبری نشد نه دردا زیاد شد نه لکه بینی بیشتر شد
در همون حد مونده بود همه چی
گفتم خب حالا شروع شده حتما فردا به دنیا میاد