۴ پاسخ

طبیعی خیلی خوبه

طبیعی هم واژنت پاره میشه
فرقی نداره
من خودم و انقد قوی میدونم که از اول بارداری تا الانم که الانه مصمم هستم برای سزارین

فقط یه سوال ماما همراه بدردت خورد یا نه 😄

حالا من بیشتر از سزارین میترسم

سوال های مرتبط

مامان رستا و کیان مامان رستا و کیان ۲ ماهگی
تجربه ی زایمان طبیعی پارت ۱:
بعد از مدتها الان فرصت و حال نوشتن اومد سراغم.تجربم رو میگم امیدوارم براتون مفید باشه و به دردتون بخوره
من قرار بود ۱۵ شهریور زایمان کنم از ۳۱ هفته تا ۳۶ هفته بخاطر انقباضهایی ک داشتم استراحت بودم.چون سر زایمان اولم از ۲۶ هفته پیاده روی سبک شروع کرده بودم و از ۳۵ هفته تقریبا ورزش اصولی میکردم،خیلی استرس اینو داشتم بخاطر این استراحتا و امپول پروژسترون زایمانم سخت باشه چون زایمان اولم رو راضی بودم خداروشکر خوب بود.
خلاصه از ۳۶ هفته با توکل به خدا ورزش سبک رو شروع کردم.پروانه،گهواره،اسکات کم عمق ،ماساژ پرینه و یه سری دیگه ورزش که فشار زیادی نمیاورد بهم
رفتم بهداشت گفتن بچت سرش بالاعه هنوز نرفته تو لگن پیاوده رویتو بیشتر بکن.من کلاسایه امادگی زایمان بهداشت رو نمیرفتم به جاش دوره ی زایمان راحت خانم ابادی رو گرفتم و ورزش اصولیم رو شروع کردم.هرروز تقریبا نیم ساعت چهل دقیقه پیاده روی میکردم،چون خونمون یه کم سربالایی داره بیشتر نمیتونستم وای همین مقدار رو سعی میکردم اصولی انجام بدم با تنفس شکمی و سرعت نه کم نه زیاد
کم کم رابطه بدون جلوگیری رو هم شروع کردم و شیاف گل مغربی هم میزاشتم
مامان نی نی نقلی🩷 مامان نی نی نقلی🩷 ۳ ماهگی
تجربه من از سزارین
(تجربه که نه،مرور خاطرات)
پارت 1
من از اول بارداریم و حتی قبلش،با توجه به چیزایی که خونده بودم و تجربه بقیه،همیشه نظرم روی زایمان طبیعی بود و با شروع سه ماهه سوم،ورزش هامو کم کم شروع کردم،به مرور تایم طولانی تر و پیاده روی و ماساژ و همه اینا رو توی روتین روزانم برای زایمان طبیعی جا دادم
تااینکه هفته 37 وقتی سونو دادم،دکتر بهم گفت که بچم یکم تپلیه و اگه تا هفته 38 طبیعی به دنیا بیاد خوبه،ولی اگه تا هفته 40 یا بیشتر بمونه،ممکنه زایمان طبیعی سختی داشته باشم چون وزنش بالاتر میره،گفت تا یک هفته صبر کن اگه دهانه رحمت باز نشد دیگه بیشتر منتظر نمون و برو برای سزارین
من که یکم ترسیده بودم با حرفش،تصمیم گرفتم برم پیش یه ماما که خیلی حرفه ای و کار درسته،شرح حال بهش دادم و ایشون هم حرفای دکترم رو تایید کرد،بااین تفاوت که معاینم کرد و بهم گفت که سپتوم واژن دارم(یه دیواره توی واژن که برای زایمان طبیعی باید برداشته بشه)
و اینجا لحظه ای بود که ترس من بیشتر شد😂
مامان خانم کوچولو مامان خانم کوچولو ۱۴ ماهگی
سلام مامانا منم بالاخره زایمان کردم یک هفته ای میشه اما انقدر مشغول بچه داری بودم اصلا وقت نشد بیام گهواره 😂از تجربه زایمانم بخوام بگم
زایمان من طبیعی بود من روزی یساعت و نیم ورزش های لگنی شدید انجام میدادم و عصر ها هم یساعت پله و پیاده روی به مدت دوهفته اخرا خسته شده بودم و فکر کردم الکی خودم و با ورزش و پیاده روی خسته کردم
بدون درد رفتم بیمارستان فشارم بالا بود ولی اخر شب اومد پایین دکترم گفت بستریم کنن و صبح امپول فشار بهم‌بزنن تا دردم شروع شه و‌زایمان کنم
ولی از دوازده شب بدون‌امپول فشار کم کم دردام شروع شد و‌ طی چهار پنج ساعت بدون ورزش و هیچکاری تو بیمارستان فول شدم همه هم بهم میگفتن بخاطر ورزشایی بوده ک انجام دادم دهانه رحمم به نازکی کاغذ شده بود و‌زود فول شدم اگر همونجا ورزش میکردم ک فک کنم دوساعته فول میشدم
تکنیک های تنفسی خیلی بدردم خورد تقریبا تا ۶سانت رو تونستم با تنفس دردهام رو قابل تحمل کنم یساعت اخر واقعا دردام‌زیاد بود اما همینکه بچه اومد بعدش همه چی تموم شد سبک و بی درد شدم