۶ پاسخ

پسر منم همین شده بهانه های الکی میگیره همش رو اعصابه و گریه میکنه. کاملا درکتون میکنم

اصلا الان توی این سن همه شون همینن دختر خودم انقدر آروم بود اصلا وروجکی شده که نگو

من به یه مامان گفتم عصبی شدید خیلی .دیگه سرش داد بزن
داد منظورم یه کم عصبانی شو
طرف اومد گفت بی ادب
ولی واقعیتش همین
باید وقتی رعایت حاد طرف رو کردی و اون داشت ازت سواستفاده میکرد باید یه جور نشون بدی عصبی بودنت رو
چون من دیدم شوهرم خیلی خیلی رعایت حال بچه ها رو میکنه
ولی آنقدر پسرم اذیت میکنه که بهش میگم خوب تو هم آدمی کم میاری
زیاد بها نده

باهاش همدلی کن

وای کلا دختره منم از موقعی ک بیدار شده کلا بهونه میگیره بداخلاااق هم میگه بغلم کن غذا دادم نخورد اصلا نمیدونم چشه

خیلی عصبانی شدم ها هزار تا چالش دارم باهاش

تصویر

سوال های مرتبط

مامان مایکی💕 مامان مایکی💕 ۳ سالگی
مادرا یه سوال! دختردایی شوهرم همسایه دیوار ب دیوارمابودن خونه قبلی خیلی میومد خونمون . خیلییی هم ب پسرم محبت میکرد و دوسش داشت همیشه هم خوراکی براش میورد . یه سگم داشت ک پسرم عاشقش بود باش بازی میکرد . کلا دختر مهربونیه ولی آدن سمی ای هست . چرا؟‌مثلا همش خوراکی های مضر برا پسرم میورد هرچیم من تذکر میدادم اصن اهمیت نمیداد . مثلا میومدخونمون با اینکه شوهرمو پسرم الرژی دارن با قلیونش میومد. فرش نو منم سوزوند . مثلا خیعلی فحش میده . ک س ..ک. .. ش. از دهنش نمیفته! و من علنی بش گفتما ولی دست خود نیست!!
حالا ما جابجا شدیم اومدیم خونه خودمون یه کوچه فاصله داریم ازشون. و جدا ازدستشون راحت شدم ولی پسرم خیلی دلتنگی میکنه . بش میگه عمه . همش میگه منو ببر خونشون . ببر باجکی بازی کنم . ببرم عمه رو ببینم . بش میگم نیس خوابه و فلان . گاهی بااعتراض میگه! من میترسم برم سمتشون دوباره خودشو مادرش پاشون ب خونمون باز شه رفتو آمد کنن . از طرفی هم دلم میسوزه برا پسرم . ب نظرتون چیکار کنم ببرم پسرمو یا نبرم خونشون؟؟
فرزندپروری