تورو خدا مامانا ینی من این همه استرس کشیدم سراین بچه خداشاهده بچه یکی اینجوربوده؟منکه بچه های داداشام جاریام همسن اینن ادم کیف میکنه اخلاقاش اینک تادرست شدیکی این بود خونه هیشکی نمیومد همینک واردمیشدیم بغض میکرد ووحشتناک گریه الان چندوقته گریه که اصلا تشک نزاریم ونخابیم بااینم کنارمیام ولی بخداقسم امروز ارزوی مرگمو کردم بااینکه کفره من حافظ قرانم وهرروزمرور بایدداشته باشم ازاونجای هم که یه مسابقه خیلی مهم دارم اماچندروزه پسرم بغض شدید گریه شدید قرانتو برندارم هرچی با روی خوش بادعوا بخدانمیشه ک نمیشه ازساعت نه صب بردمش پارک تادوازده بازی الانم بازبغض کردنخون گریه کرد باهم نقاشی کشیدیم بازی کردیم ولی هرلحظش میپرسه توقران نمیخونی خدانکنه بگم میخام بخونم میکشه خودشو چه رفتاری داشته باشم بقران کم اوردم هردوره یه اخلاق گندی ازخودش نشون میده اوایل ک همه میگفتن اوتیسمیه چون هیچ گونه ارتباطی باکسی برقرارنمیکرد الانم ک یه ساله باگریه هاش پدرمو دراورده واقعا ازته دلم مرگمو خواستم خسته شدم

۵ پاسخ

هر چی که احساس کنه تو رو ازش میگیره روش حساس میشه. منم میخواستم نقاشی بکشم معلوم بود انگار هوو آوردم براش. اگه میشه زمانهایی که خوابه انجام بده

عزیزم شما خیلی حق داری و میتونم درکت کنم گریه یه بچه اونم مدام چقدر عذاب آوره
بچه ها خیلی خیلی باهوشن ماشالله
پسر شما هم بخاطر هوش خیلی بالاش هست که این رفتارها رو داره
این که میگی گیر میده به یک چیزی و جنجال راه میندازه من فکر میکنم متوجه شده که راه رسیدن به خواسته س اینه و همین کارو پیش گرفته
فقط و فقط و فقط باید باهاش صحبت کنی
اونم از موضع بالا نه، از موضع هم قدش یا حتی با خواهش و التماس، اگر حس کنه میخوای دستور بهش بدی گوش نمیده، حتی شده به زبون نقاشی، براش صحبت هات رو بکش
مثلا اینکه فقط چند روز فرصت داری که قرآنت رو بخونی میتونی با شکل بهش بفهمونی
یا اینکه مثلا اگر نخوابیم بدنمون ضعیف میشه
یا با نمایش براش بگو یا با نقاشی
و اینکه حتما حتما یه مرغ سیاه قربونی کنین برای رفع چشم زخم

قران خوندن شما شدی رقیبش اگر برات امکانش هست وقتایی که اون خواب هست بخون یا از رو گوشی بخون که متوجه نشه

کاملا متوجه شده که قرآن خوندن توجهت رو ازش میگیره

بچه متم تا حدودی شبیه تو هس
الان راحت میره خونه کسی
من اضطراب جمع و وابستگی به من داره
تا پارسال یک تلفن نمیتونستم بزنم یکسره جیغ و داد
گریه خیلی نمیکنه و سر وصدا میکنه
شبا میخایم بخابیم میگه نخابیم
معلمم میخوام درس بخونم سر وصدا میکنه

سوال های مرتبط

مامان رادمان مامان رادمان ۳ سالگی
سلام مامانا میشه همتون بخونید اگر میتونید راهنمایی کنید واقعا دارم دیوونه میشم دیگه کم اوردم
پسرم سه سال و پنج ماهش هست،اصلا تحمل باخت یا خراب شدن بازیشو نداره، اگر کسی زودتر از اون ببره گریه و جیغ راه میندازه یا اگر مثلا داره بازی انجام میده یه کم اون بازی طبق چیزی که توی ذهنش هست پیش نره سریع بهم میریزه و بازم گریه و زاری راه میندازه، یا مثلا یه بازی رو اگه دوست نداره انجام بده اینو بدون گریه به من نمیگه، مثلا امشب بردیمش شهربازی اونجا ترامپولینگم داشتن پسرم با کلی خوش حالی رفت داخل ولی خداشاهده هر دو دقیقه یه بار میومد دم در ایراد می‌گرفت و میرفت داخل مثلا چرا اهنگ ندارن؟ چرا دورش تشک گذاشتن؟ چرا رنگش آبیه ؟ چرا به من نگاه نمی‌کنید؟ آخرم هنوز تایمش تموم نشده بود یهو با گریه و هق هق پرید بیرون که من اینجا و دوست ندارم نمیخوام بازی کنم اصلا خوب نیست بریم که دیگه از اون قسمت آوردیمش بیرون
حالا سوالم اینه نمیدونم رفتار من چه مشکلی داره یا اینکه چیکار کردم انقدر این بچه حساس شده؟ تک فرزند که هست و از طرفی هیچ بچه ای هم دور و برمون نیست