۱۱ پاسخ

اینکه بچه رو میزاری اونجا عیبی نداره اما اینکه میگی به من من وابستگی کم بشه اشتباهه! بچه ها تا دوسالگی به مادر وابستگی دارن و اگر این وابستگی درست پاسخ داده نشه باعث وابستگی ناایمن میشه، همه‌ی بچه ها اینجوری هستن...

و منی ک اصن نمیخام بغیر خودم پیش کسی بمونه حتی اگ کارامم زیاد باشه ونزاره .🤦‍♀️

دو سه دفعه رستا رفت پایین خونه مادرشوهرم خونه خودمون بند نمیشد اونقدر بهانه گیر و بدعادت شده بود.مادرشوهرمم خیلی دیگه تو همه چیش دخالت میکرد حتی جایی می‌رفتیم دیگه بچه خودمو بغلم نمی‌داد منم دیگه نذاشتم تنها بره خیلی آروم تر شده.ترجیح میدم پیش خودم باشه اکثرا پیش خودم آرومه

بعد اگ ب اون وابسته بشه ناراحت نمیشی؟

خیلی خوبه اینجوری،پسر منم چند وقتی میفرستادمش پیش مادر شوهرم در حد یکی دوساعت،ولی بنده خدا مغازه داره یکم سخت بود الانم که ویروس زیاد شده دیگه نداشتم بره،ولی اینجوری باعث میشه اجتماعی ار باشه و تو جمع راحت کنار بیاد

خب بچه باید وابسته مادر باشه دیگه!
همه بچه ها شدیدا وابسته مادرشونن
برعکس این باشه خوب نیست و باید دنبال چاره بود!
صلاح خودتو خودت بهتر میدونی عزیزم
ولی اشتباه ترین کار ممکنه که بچه رو از مادر دور کنی که وابستگیش کم شه!!!! این به شدت ضربه عاطفی میخوره

عزیزم بچه باید به مادرش وابسته باشه اتفاقا اگه وابستگی نداشت باید ناراحت میشدی این چه منطقیه اخه 🤔🤔🤔
حالا اینکه گاهی بره پیش مادرشوهرت اشکال نداره اما اگه هر روز باشه و به مدت طولانی خودت پشیمون میشی چون هم از نظر اخلاقی و تربیتی به مشکل میخوره و هم از نظر عاطفی

خوب کاری کردی

واه یعنی چه بچت گذاشتی پیش مادرشوهرت
من بچه هام 24پیش مادرشوهرمم میرن میان جایی برم میزامش پیش مادرشوهرم تابرم بازارخریدی ارایشگاه بعدبیام

خيلي هم خوب
منم پسرمو ميذارم پيش مادرشوهرم
خداييش با جون و دل بهش ميرسه

خوب کاری کردی

سوال های مرتبط

مامان یزدان 🫀 مامان یزدان 🫀 ۱۷ ماهگی
الهیییی که من دوره تو بگردم‌زندگیم‌ ❤️
بچه هایه چیزی : یزدان به شدت و به شدت مامانیه و من از این لحاظ هم خوشحالم هم ناراحت خوشحال از ابنکه منو نقطه امنش میدونه حس خوبی میگیره وخب برام خیلی لذت بخشه که پیش بقیه مدام سراغ من میاد و بغل منو میخواد ، و ناراحت از این بابت که خیلی جاها نمیتونم به کارام برسم یا نمیتونم‌پیش کسی بزارمش تو خونه مدام به پای من چسبیده حتی بغل باباشم نمیره خیلی زمین‌میوفته بدو بدو گریه کنان میاد بغل من، بیرون رفتنی دوس داره دسته منو بگیره، خوابیدنی پیش من می‌خوابه، حموم با من میره کلا تو خونه، مهمونی ،بیرون، هرجا که باشیم بیشتر چسب من تا باباش وبا وجود اینکه خیلی دوس دارم و همیشه هم‌میگفتم کاش بچم مامانی بشه دنیا اومد
ولی خب گاهی اوقاتم خسته میشم
نمیدونم چیکارکنم این چه مرضیه که هم میخوای هم نمیخوای ،اینجوریم که انقد همیشه با من بوده
اینجوری بگم از ۵ باری که میوفته یا با گریه چیزی میخواد شاید یه بارشو سمت باباش بره و من به همون یه بارم حسودیم میشه
یه طور عجیبو غریبی بهم وابسته ایم و خودمم طاقت حتی نیم ساعت دوریتو ندارم ولی میگم دیگه یه جاهایی خسته میشم نمیدونم چمه
نمیدونم منظورمو فهمیدید یان ؟؟
.
.
.
فرزند پروی شیرخشک نوزاد پوشک گهواره
مامان گلرخ مامان گلرخ ۲ سالگی
سلام دوستان خسته نباشید.
میشه راجع به نحوه غذا دادن به بچه کمکم کنید ؟ برام خیلی سخت و واقعا طاقت فرسا شده ،شیر خودم و میخوره دخترم ،از مزایای صبح ساعت 5 اینا هر 45 دقیقه بیدار میشه شیر میخوره میخوابه تا 7ونیم 8 که کانل بیدار شه چندین مرحله شیر میخوره ،وقتی ام بیدار میشه اول شیر میخوره باز بعد دیگه بیدار میشه کامل ،توی این مرحله اگر بهش شیر ندم اصصصصصلا حواسش با هیچی پرت نمیشه و گریه میکنه، ولی بخاطر همین شیر خوردن های متوالی صبحونه اصلا نمیخوره , تخم مرغ نیمرو یا آب پز فقط میخوره کلا ،نه کره پنیر نه هیچ چیز دیکه ای نمیخوره .تا ساعت 10ونیم 11 اینا درگیرم بهش صبحونه بدم کاهی چند تا تیکه تخم مرغ میخوره و والسلام. ناهار و شام هم خیلی کم میخوره .اگر پیش مامانم یا مادرشوهرم باشه و من نباشم بهش غذا بدن میخوره 90 درصد اوقات ولی پیش خودم که هست اصلا . سفره میندازم بازی کنه توی بازی بخوره جواب نداد میریزه همه رو و بعدش میره با قصه و حرف و صدا درآوردن میخوام بدم خیلی کم جواب میده .واقعا از این روند خسته و کلافه ام
همه همینقدر سخت باید غذا بخورن یا فقط بعضیا مثل ما اینجوری هستن ؟ واقعا جونی برام نمونده از اول با این زوال پیش اومدم دیگه بریدم