۴ پاسخ

من به ماما پولم دادمو نرسید ک بیاد تا برسه زایمان کردم🤣

مبارک باشه عزیزم خداروشکر تونستی زایمان خوبی داشته باشی
ایده ای داری چیکار کنیم جیغ نزنیم؟ 😄

منم خیلی استرس دارم
حالا بخیه هات چطوره چند تا خوردی

چندتا بخیه خوردی

سوال های مرتبط

مامان αунαη🩶👼🏻 مامان αунαη🩶👼🏻 ۲ ماهگی
مامان آراد جون مامان آراد جون ۳ ماهگی
#پارت اول

از اونجایی ک من از اول تحت مراقب بهداشت هم بودم همش بهم میگفتن لگنت مناسبه زایمان طبیعی و دیگران هم تشویق میکردن ب زایمان طبیعی تصمیم من شد زایمان طبیعی چون من دیده بودم اونایی ک دور اطرافم زایمان سزارین کردن شاید حین زایمان چیزی حس نکردن ولی همین ک زایمان تموم شده چقد بعدش دچار درد و عوارض بعد از سزارین شدن خلاصه ک من از ۳۶ هفته دنبال پیدا کردن ماما همراه شدم رفتم ی کلینیک قرار بستم و قرار شد چهار جلسه فشرده برم ورزش کنم کنارش ورزش تو خونه و تغذیه مناسب و رابطه بدون جلوگیری پله و پیاده روی و شیاف گل مغربی هم داشته باشم
۳۷ هفته و ۲ روز بودم ک قرار شد برم جای دکترم برای معاینه لگنی
اینم بگم قبل رفتن ب معاینه دوسه روز بود هم زیاد ورزش میکردم هم پیاده روی نیم ساعت داشتم هرروز
هم اینکه ورزش های لگنی تو خونه و پله هم میرفتم چون خونمون پله زیاد داره
خلاصه شب شد رفتم دکتر تنها شوهرم نیومد چون سرکار بود منم دیگه از اونجایی ک فعالیت و تحرک و پیاده روی برام خوب بود از خدا خواسته بودم خودم رفتم معاینه ک کرد دکترم گف خیلی خوبه لگنت برای زایمان طبیعی دهانه رحمت بسته اس تا دوهفته دیگه هم زایمان نمیکنی سر بچه هم هنوز تو لگن نیومده منم باخیال راحت اومدم خونه البته بازم پیاده روی کردم بعداز مطب رفتن اومدم خونه و مشغول پختن شام شدم....
مامان علی👼 مامان علی👼 ۷ ماهگی
تجربه زایمان پارت۵
بعدش بخیه هامو که زدن درد حس نکردم دیگه من وقتی زایمان کردم ۳۹ هفته و ۶ روز بود بیمارستان اریا زایمان کردم و ماما خصوصیم ماما هاله احمدی بود که با هزینه بیمارستان شد ۱۴ ملیون ۱۲ ملیون پول ماما بود و ۲ ملیون پول بیمارستان و خیلی کمک کرد تو وقت زایمان من اصلا چیزی بلد نبود فق جیغ میزدم و زور زدن بلد نبود و نزدیک بود بچمو خفه کنم که خانم احمدی خیلی کمک کرد من خیلی بخیه خوردم تا سوراخ مقعدم بخیه داشتم و بعد زایمان یک شب بیمارستان خوابیدم و هر شیفت که عوض میشدم پرستاراش میومدن معاینه میکردن و شکمم و فشار میداد و دردم می‌گرفت بعد زایمان اصلا نخابیدم و حس میکردم الان دوبار میان شکمم و فشار میدن و معاینه میکنم و ترس داشتم فکر میکروم مخام دوباره زایمان کنم دیگه وقتی مرخص شدم راحت شدم ولی بیمارستانش خیلی خوبه و پرستاراش عالین و ماما همراهم خیلی کمکم کرد اگه ماما همراهم نبود من بزور زایمان میکردم درد زایمان از ساعت ۱۲ شروع و شد و ۱۲ ظهر فیکس من زایمان کردم ولی بهتون توصیه میکنم اصلا جیغ نزنین و کمک کنین و من جیغ میزدم و انرژی خودمو تموم کردم و وقت زایمان جون نداشتم زور بدم
مامان فندق🩵 مامان فندق🩵 ۱۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
پارت ۲
خلاصه خوشحال و لباس دادن بهم گفتن آماده شو برو اتاق زایمان ولی خییییلی استرس داشتم همش می‌پرسیدم ک خیلی طول می‌کشه زایمانم ؟ میگفتن نمیدونیم معلوم نیست و اینا
دیگه زنگ زدن به ماما همراهم ک بیاد منم انتقال دادن اتاق زایمان و بهم سرم وصل کردن منم درد. داشتم ۶.۷ دقیقه یکبار اما شدیددد فقط کمرم می‌گرفت و ول میکرد اینا دوباره معاینه کردن گفتن ۷ سانتی. بعد نیم ساعت ماما همراهم اومد کیسه ابمو پاره کردن شدم ۸ سانت دیگه دردام شدن ۳.۴ دقیقه یکبار و شدید تر درد داشتم معاینه کردن گفتن ۱۰ سانت و فول شدی . ساعت ۱ بود تقریبا . دیگه ماما همراهم گفت میخای بری دوش بگیری رفتم اما نتونستم ورزشم نمیتونستم بکنم .. زور زدنام شروع شد تقریبا ۱ ساعت و نیم زورزدم همین سخت بود اما قابل تحمل.. سر بچه نمیومد داخل لگن بخاطر همین طول کشید با تمام قدرتم زور میزدم دیگه کلافه شده بودم که گفتن سر بچه رو میبینن .. مامام خییییییلی تو زور زدنام کمکم کرد که واقعا اگه نبود نمیتونستم
بردنم روی تخت دیگه که بچه بدنیا بیاد .
اونجام چند تا زور محکم زدم و بچم بدنیا اومد🫠🫠
اصلا باورم نمیشد که زایمان کردم.. ساعت ۲ و بیست دقیقه بود
مثل اینکه چند تا جیغ هم زدم موقع زایمان ولی خودم اصلا یادم نیست آنقدر ک حالم دست خودم نبود اما مامانم صدامو پایین شنیده بود...
و بخیه زدنا شروع شد که خیییلی درد داشت با سه تا آمپول بیحسی کاااامل حس میکردم یعنی اونقدر ک درد بخیه کشیدم درد زایمان نداشتم 🫠

ادامه تاپیک بعد
مامان محمد پارسا مامان محمد پارسا ۲ ماهگی
پارت ۲ زایمان طبیعی
من آماده شدم رفتم مطب ماما همراهم
معاینه شدم خیلی درد داشتم ماما گفت ۳ سانتی و اینکه دهانه ی رحمت خیلی نرم شده برو زایشگاه منم میام
من اومدم خونه دوش گرفتم رفتم زایشگاه . تقریبا دوساعت طول
کشید تا ۱۰ سانت بشم رفتم خوابید رو تخت من واقعا از ماما همراهم راضی بودم ایشون اومدن ماساژ دادن کمرم رو معاینه میکردن رو توپ نشستم سجده کردم
بعد خیلی احساس فشار داشتم همینطور درد ها شدید میشد از کمرم میگرف بعد ماما همراه گفت فول شدی رفتیم رو تخت زایمان
بهم گفتن زور بزن وقتی درد داشتی منم زور میزدم احساس مدفوع داشتم خیلی شدید
بعد وقتی بدنیا اومد کل درد ها یادم رفت اصلا دیگه درد نداشتم و اینکه اگه باز به عقب برگردم انتخابم زایمان طبیعی هستش
هزینه ی ماما همراه ۳ میلیون ۷۰۰ هزار تومن شد که واقعا. عالی بود
من از هفته ی ۳۶ رفتم پیش ماما کلی ورزش یادم داد
ورزش اسکات زیر دوش گرم واقعا عالی و تاثیر گذار هست
پیاده روی روزی دو ساعت داشتم
شیاف گل مغربی استفاده کردم هر ۴ ساعت یدونه
هر روز هم دوش آب گرم میگرفتم
انشالا هرکس که بچه میخاد به زودی دامنش سبز بشه
و مامان های باردار به سلامتی فارغ بشن
وزن نینی ۳ کیلو ۳۰۰ بود
و بخیه هم خوردم


زایمان زایمان
مامان 💚ال آی💚 مامان 💚ال آی💚 ۱۱ ماهگی
#زایمان_طبیعی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۱

منم دیگه بلاخره وقت کردم بیام تجربه ام رو درباره زایمان طبیعی بنویسم
من از ۲۲هفته میرفتم کلاسای زایمان که بهداشت میفرسته و خیلی خوب بودن برام و تقریبا از ۳۰هفته ورزش های سبک گفته بود انجام بدیم و من هفته ۳۴که رفتم پیش دکترم و اون بهم گفت چون قدت بلنده برو طبیعی و کلی تشویقم کرد و منم جرعت پیدا کردم و گفتم میرم طبیعی خلاصه دیگه افتادم دنبال ماما همراه و بعد کلی پرس و جو فرناز محمدی رو انتخاب کردم چون هم تو فامیل های ما زایمان انجام داده بود هم تو کلاس کلی تعریفشو میکردن ۳۶هفته رفتم پیشش معاینه و بعد معاینه لگن بهم گفت که خیلی خوبم برای زایمان طبیعی و دهانه رحمم هم یک سانت باز هست و منم خوشحال از اینکه دیگه دهانه رحمم بازه و زود زایمان میکنم بهم هم گل مغربی داد و به همراه کلی ورزش و از ۳۶هفته دیگه من جدی ورزش ها رو شروع کردم و پیاده روی و پله نوردی هم کلی داشتم هر روز میگذشت و من هیچ دردی نداشتم….