۷ پاسخ

بنظرمیرسه زیادی سخت میگیری که میخواد ازخونه فرارکنه خب عصرها بروخونه مادرت دوباره برگردین شب خونه خودتون ویکبار با قاطعیت برش گردونی متوجه میشه شب باید خونه خودش بخوابه ولی اگه واقعا نمیتونی نگهش داری گاهی بزاری بمونه بهتراز کتک زدنه

تویی ک بعد ۱۴ سال بچت شده که نباید بچه بزنی اونم یه دونه بچت رو
ب نظرم بهتره با صحبت قانعش کنی و‌ اینک اینقدر خونه نمون
ببرش بیرون برین خانه بازی ببرش مهد کودک ببرش شهربازی
وقتی یه دونه بچه داری باید باهاش بهترین وقت هارو بگذرونی ک اینجور فراری ازت نباشه
تو خونه براش خیلی وقت بزار
من امروز عصری درست نیم ساعت اسبشون شدم براشون هواپیما شدم باهاشون هاپو بازی کردم
دیگ منم در این حد از توانم برمیاد چ کنم
ماله من حالا دوتاست
حالا بچه کوچیکه من امروز شدید تو تب بود
برای یه دونه بچت خیلی وقت بزار

وای خواهرالان میخواستم بنویسم بچه هام را میزنم ودعوا میکنم به خداهرشب میگم دیگه نمیزنم ولی شوهرم باحرفا وکاراش بهم فشارمیاره منم سرطفل معصوم هام خالی میکنم خدا منا ببخشه به خدا مرگم را از خدا میخوام از عذاب وجدان خوابم نمیبره خستم فقط میخوام بمیرم

سلام. من هم بعد 15سال خدا سه قلوها رو بهم داد. گاه گاه واقعا خسته میشم و تنبیه میکنم. حالم از خودم بهم میخوره. روزی که کتک زدم شب بد خواب میشم. خیلی. توجه میخوان بچه ها. من هر روز باهاشون نقاشی میکشم. اما روزهای که باهاشون بازی فیزیکی انجام میدم خییلی بهتر میشه رابطمون . برای من هجم کار زیاده اما درکل. حق زدن نداریم 😭😭من این کتک زدن رو فکر میکنم به خاطر. کودکی های خودم یا سختی کار هست... هر شب میگم. من مادر خوبی میشم من. باید مهربون باشم

عزیزم خونه روبراش آروم کن. بزار خدش باشه. یعنی توخونه بیشتربهش خوش بگذره تابیرون. لونجوری موندگارتر میشه

عیبی نداره ماهم خسته میشیم منم دخترم بشدتتتت خستم میکنه و متاسفانه گاهی دعواش میکنم منم مثل شمام همش خود خوری میکنم

تازه خوشحال باش که بهت وابسته نیست اونجوری که بدتر بود خشم خودت را کنترل کن

سوال های مرتبط

مامان آژوان مامان آژوان ۴ سالگی
سلام مامانای عزیز خانما من نمیدونم چجوری این رفتار پسرمو کنترل کنم پسرم وقتی کسی میاد خونمون چه غریبه چه فامیل اووونقققدر هیجانی میشه که نگم میره تموم اسباب بازیا و وسایل خونه رو بهم میریزه و میاره جلو چشم طرف یعنی خونه رو در عرض دو دقیقه جوری بهم میریزه که من یک روز کامل باید جمع و جورشون کنم در حدی هیجانی میشه که همیشه خدا یا میخوره زمین جاییشو زخمی میکنه یا سر و کلش میخوره به در و دیوار چه میدونم یا یه اداهایی درمیاره لبو لوچشو کج میکنه به طرف که اونا میگن وااا چرا اینجوری میکنی دیوونه ای نمیدونم خل و چلی و هزارتا حرف دیگه بارش میکنن من واقعا ناراحت میشم یعنی اینجور مواقع حرصصصصص میخورما میدونم بیشتر وقتا خونه ایم زیاد بیرون نمیریم تفریح و پارک و بازی کردن نداریم چجوری باشه مثلا یه دور بزنیم با ماشین همین نمیدونم دلیلش همینه که حوصله ش خیلی سر میره وقتی یکی میاد اینجوری میکنه یا طبیعیه و من خیلی حساسم بخدا یع کارایی میکنه من مغزم سوت میکشه