سلام مامانا 🥲
امروز صبح اول وقت که بیدار شد تا دو ساعت پیش تقریبا چندین بار شیر خورد دیگه گفتم بسه مامان میخام صبحونه بخوری یه لقمه خورد دومی رو تف کرد 😥دیگه منم تصمیم گرفتم تا صبحونه نخوره بهش شیر ندم به سینم چسب و دستمال کاغذی زدم انقد بچم گریه کرد تا بلاخره با این پتو که عاشقشه خوابش برد میخام تدریجی شیر رو بگیرم ازش مثلا صب خورد تا موقع ناهار بهش شیر ندم ناهار که خورد یه کم شیر بخوره دوباره چسب بزنم تا شب که میخاد شام بخوره قبل از خواب یه کم تو بیداری بهش شیر بدم دیگه تا تو شب که بیدار شد ندم بهش اینجوری بلکی بتونم وابستگی به شیرشو کم کنم دعا کنید بتونم واقعا دیگه دوباره یه هفته ای میشه نگاه به غذا نمیکنه اگه هم بخوره در حد دو ستا قاشق به زور دندون های آخریشم داره درمیاد البته پیدا نیست ولی گاز گرفتن وسایل نشون میده دوباره دندون در میاره واسه همین دیگه بد خور شده خدایا به همه مامانا طاقت بده به منم طاقت بده بتونم وابستگی به شیر رو ازش بگیرم تا کم کم توی هشت بیست ماهگی کلا بگیرم ازش و غذا بخوره بچم 🥲🥲🥲🤲🤲🤲🤲🤲

تصویر
۵ پاسخ

بهترین کار و میکنی که میخوای تدریجی بگیری،همین روش خیلی خوبه ولی بدون چسب زدن،هر وقت نشستی اومد سراغت سرگرمش کن،باهاش بازی کن،خوراکی های یا میوه های که دوست داره بده،سعی کن یکی،دو روز کمتر بشینی تا یادش بره،لباس لختی جلوش نپوش،حتما سوتین ببند که به دستش به راحتی نرسه بهش

منم یه هفته هست از شیر خودم گرفتم 1هفته اذیتی بعدش کمتره

اصلا مادری ک شیر خودشو میده نباید ذره ذره از شیر بگیره
اینجور هم خودت اذیت میشی هم بچه عادت میکنه ک چ تایمی شیر داره

از شیر گرفتن رو باید یکبار قطع کنی،کم کم اذیت میشه،خوراکی خوشمزه که دوس داره رو تهیه کن،تا شیر میخاد بهش بده،حواسش پرت بشه،لباس پوشیده بپوش که نبینه و هوس نکنه،خخخخ

نباید هی چسب بزنی بنظرم براش عادی میشه بعدا ک میخای بگیری کلا
یبار شب بده ک بخابه
یبارم ظهر یا عصر ک‌میخاد. بخابه
ب طور طبیعی بگیر هروقتم اسمشو اورد سرشو گرم کن بعد غذا بده بهش با گوشی تلویزیونی اسباب بازی فیلمی هرچی ک اون لحظه شیرو یادش بره یک هفته اینجوری بغد عادت میکنه ب این روال

سوال های مرتبط

مامان امیر رضا مامان امیر رضا ۲ سالگی
میدونم زیاده ولی مبارزه شاید برا تویی که میخای وابستگی شیرتو از بچت بگیری و بخونی 😊😊😊😊
مامانا طبق چند تا تاپیک قبلی که گفتم میخام وعده ای کنم شیر خوردن بچمو حالا بعد از چهار روز میام براتون تجربه مو میگم حالا شاید یه سری ها بگن چرا اینکارو کردی و اینا ولی من کردم دیگه خداروشکر تا الآنم جواب گرفتم گوش شیطون کر
خب حالا بگم ....
من روز اول گفتم بهش چسب زدم سینمو از اونجایی که فقط با یکیش شیر میخورد همین یه دونه رو چسب زدم
روز اول :صبح که خواب بود شیرش دادم توخواب دیگه بیدار شد صبحونه دادمش تا ناهار کلی باهام کلنجار رفتم بماند که صبحونه به زور میخوره کلا ولی من میدم بهش حالا هر چندتا لقمه بخاد بخوره هیچی هی مدام میومد لباسمو میداد پایین که شیر میخام و اینا منم بهش گفتم ممه مریض شده یخ دفه بغض کرد و منم باهاش گریه م گرفت ولی چاره نبود باید از پسش برمیومدم همینجوری رو پاک با چشم گریون خوابش برد بچم 🥲🥲ناهار که خورد یواشکی چسب رو برداشتم بهش گفتم ممه خوب شد یه ذوقی کرد و خندید که دلم ریشه می‌رفت براش دیگه دوباره یواشکی چسب زدم گرفت بدون ممه خوابید دیگه ندادم بهش و همیجور این روند گیر دادن و چسبیدن بهم ادامه داشت حتی تو ماشین میگفتم مامان ممه مریضه بیخیال میشد تا شام که بهش دادم موقع خوابش که شد شیر رو بهش میدادم و حتی تو شب
الان همین کارو تا امروز که چهار مین روزه انجام دادم و فقط سر وعده هایش گریه می‌کنه چون نمیخام فعلا ازش شیرو بگیرم گفتم بزار وابستگیش گم بشه که خدارو شکر کم شد و همین الآنم بدون شیر رو پام خوابید 😊 به نظرم روش خوبیه و اینم بگم تا خودم نگم مامان ممه میخای ممه خوب شد مریضیش نمیاد سمتم مگه گشنه باشه واقعا که اگه ببینه چسب زدم دیگه نمیاد 😊😊😊
مامان elina💚 مامان elina💚 ۱ سالگی
روز اول ترک شیر 💔
شیر الینا رو به مرور کم کردم و در طول شبانه روز فقط ۳ وعده میخوره
۱ظهر ۱۱شب ۵ صبح
در طول روز زیاد بهونه نمیگیره ولی نصف شب هی بیدار میشه و جی جی میخواد که نمیدم و کلی گریه میکنه 😪
چند روز پیش تصمیم گرفتم که دیگه بهش شیر ندم چسب سیاه زدم به سینم و با رژ قرمز خط انداختم
ساعت ۱ ظهر درخواست شیر کرد و نشونش دادم گفتم اوف شده کلی منو بوسید باز میگفت جی جی 😭
اینجا بود که اشکم در اومد من گریه کن الینا گریه کن
دیگه گذاشتم رو پام داشت خواب میرفت که مامانم زنگ زد گفت زن عموم فوت شده باید بریم یه شهر دیگه خونه اونا گفت بچه رو شیر بده تو مسافرت نمیشه از شیر گرفت سخته
دیگه منم شیر دادم و بچم کلی خوشحال شد😁
الان نزدیک یک هفته رد شده و امروز دوباره تصمیم گرفتم دیگه شیر ندم چون شب ها خیلی بیدار میشه واسه شیر و نمیزاره هیچکدوممون بخوابیم 😑
از صبح دوباره چسب سیاه زدم و رژ لب
الان واسه خواب ظهرش گفت جی جی گفتم اوف شده کلی منو بوس کرد 😭
و یکم گریه کرد و خوابید خداکنه که اذیت نشه و به خوبی و زود فراموش کنه💔
۱۴۰۵/۵/۴
مامان فاطمه‌وتودلی🐣 مامان فاطمه‌وتودلی🐣 ۱ سالگی
مامانا دختر من یکسال و ۶ ماهشه نمی‌دونم دخترم رو از شیر بگیرم یا نه موندم شوهرمم دیوانم کرده تا چندماه پیش که در به در دنبال شیر خشک می‌گشتیم کم شده بود و نمی‌دادن هی گیر میداد به من که کی بچه رو از شیر میگیری تا کی باید شیر خشک بخوره بهش شیر پاستوریزه بده میگفتم زوده حالا الان که تصمیم گرفتم از شیر بگیرم بهم عذاب وجدان میده میگه زوده حالا این یه دفعه رو بهش بده یا شیر قبل خوابش رو بده یا بذار چند هفته دیگه بریم از دکتر مشورت بگیر و گناه داره زوده همش برعکسه و همراه نیست وقتی می‌خوام شیر بدم میگه از شیر بگیر می‌خوام از شیر بگیرم میگه شیر بده😐😐
من دیروز کلا یه وعده صبح به دخترم شیر خشک دادم تا الان دیگه ندادم حتی شب قبل خوابشم ندادم چون خودش نخواست شکمش رو حسابی سیر کرده بودم حالا الان با وجودی که یدونه موز و یدونه ران مرغ خورده البته بدون برنج هی میگه شیر موندم بهش بدم یا ندم چیکار کنم روزی یه وعده رو بدم یا اینکه بذارم از سرش بیافته شکمش هم سیره مطمئنم باز الان دوباره دو سوم از یه بستنی وانیلی قیفی رو بهش دادم حتی کل نونشم دادم خورد که شکمش سیر تر بشه لطفاً راهنماییم کنید نمیخوامم زیاد وزن اضافه کنه اینجوری که من دارم برای از شیر گرفتن هی یه چیزی میکنم تو حلقش میترسم خیلی اضافه کنه اصلا بین دوراهی بدی گیر افتادم البته اینم بگم تا قبل اینکه شیر میخورد اصلا غذا لب نمیزد الان که شیرش کم شده خداروشکر خوراکش بهتر شده و غذا هم میخوره تا قبل اون همش شیر میخورد 🥺🥺
مامان فاطمه‌وتودلی🐣 مامان فاطمه‌وتودلی🐣 ۱ سالگی
کم کم دارم استارت از شیر گرفتن دخترم رو میزنم دوست داشتم تا ۲ سالگی شیر بخوره و اصلا از شیر گرفتن تو برنامه ام نبود اما چون باردارم و می‌خوام قبل دنیا اومدن دومی اینو از شیر کامل بگیرم و یادش بره که بعداً دومی رو دید آسیب نبینه خیلی سخته همزمان یه بچه کوچیک داشته باشی دومی هم از شیر بگیری من فوبیای از شیر گرفتن داشتم و دارم الان با کلی استرس بهش شیر ندادم و غصه رو دلمه نمی‌دونم چرا دلم برای دخترم سوخته حالا خدا رحم کرده شیر خشک میخوره شیر خودمو میخورد میخواستم چیکار کنم حتما افسردگی حاد می‌گرفتم 🥺
دخترم هفته ی پیش مریض شد خیلی وابسته ی شیر بود اما از وقتی مریض شده درست نتونست شیر بخوره تا شیر میدادم می‌پرید تو گلوش سر همین شیر خوردنش کم شده منم تا دیدم این وابستگیش کم تر شده به این بهانه گفتم کمش کنم تو روز فقط یکبار میخواستم بدم و یکبارم قبل خوابش بدم اما الان یهو دخترم دید دارم موز میخورم قبل خوابش اومد ازم گرفت یدونه موز کوچیک کامل خورد روشم دو سه قلپ شیر پاستوریزه دادم بهش سیر بود بردم بخوابونم دیگه نگفت شیر بده منم ندادم بهش شیر شبش رو هم ۵ ماهه که قطع کردم و تا صبح شیر نمی‌دم الان اگر نصفه شب بیدار شد چیکار کنم بدم یا ندم ؟؟؟؟
لطفاً اگر تجربه ای برای از شیر گرفتن دارید که بچه اذیت نشه بگید بهم لطفا اصلا نمی‌خوام عصبی بشه یا برای شیر گریه کنه طاقت ندارم الآنم که شیر ندادم چون خودش نخواست وگرنه صبح خواست بهش دادم به دفعه