سلام مامانا بچه من دیروز دوماهه شد شیر خودمو میدم من هیچی نمیخورم از صبح فقط یه کم صبونه یه کم ناهار یه کم شام هرچیزی هم نمیخورم حبوبات و اینا هیچی بینش ۳تا خرما یه چایی، دو سه لقمه ارده شیره و همش عرق نعنا، حالا نمیدونم خدا خواهی یا بخاطر خرما و ارده شیره شیرم خوبه خداروشکر ولی خودم شدم پوست استخون سر اون یکی پسرمم همین بودم صورتم که پیر شده لاغر هر روز بدتر میشم جمعه ها میزم خونه مامانم همه بهم میگن چقدر لاغر شدی مخصوصا صورتم مامانم میگه بابا بخور ما اون موقع خونه مادرشوهر زندکی میکردیم هر غذایی درست میکردن می‌خوردیم مگه سوا چیزی واسه خودمون درست میکردیم بچه هامونم عادت میکردن شیرمونو میخوردن میگه بخور عادت میکنه ولی من وقتایی که بچم بیشتر میپیچه به خودش و همش گریه میکنم خودمو مقصر میدونم میگم یه کوچولو فلان چیزو خوردم اینجوری شد نمیخوام هم خودم هم پدر بچه اون روز در میاد واقعا پسر اولمم همینجور بودم شده بود بعد دو سال عین مرده متحرک و رفتم بعد دوسال و بیست روز تو صورتم ژل زدم ولی الان به شدت پسرم بدغذاست واقعا چی درسته طرز فکر من یا بقیه؟ شماها که شیر خودتون میدید واقعا چیکار میکنید ؟

۸ پاسخ

منم لاغر مبشم تو شیر دهی ،بخصوص صورتم ،با اینکه تغذیه امم خوبه اما لاغر میشم هم بخاطر شب نخوابیام هم بخاطر کارای بچه و خونه ،حالام که شدن دوتا هیچی،چیزای نفاخ از دو روز قبل بخیسون امامن تا ۳ماهگی دخترم فقط برنج مرغ،ماهی ،الویه ،چلو گوشت ،پیتزا ،سوپ ،ابگوشت بدون حبوبات میخوردم غذام بیشتر همینا بود دیگه بعدش حبوبات میخیسوندم میخوردم،الانم دیگه اصلا گاهی هم نمیخیسونم ،منم صورتم لاغر شد رفتم قبل عید ژل زدم تا دوران شیر دهی بگذرونم ،خیلیا هم به من میگن لاغرشدی اما بالاخره این روزام میگذره

عزیزم درسته باید به فکر نوزادت باشی اما بدن خودتم داغون میشه اینجوری
چیزای نفاخ دو روز قبل خیس کن تند تند آبش عوض کن
به خودت برس حتما گوشت گوسفند تو برنامه غذایی بزار
همین خرما و ارده و این چیزا ک میگی نوزادت اذیت نمیکنه بیشتر بخور
چرا سه تا میخوری ده تا خرما بخور
بادام و گردو زیاد بخور
سنجد

دقیقا مثل من..یادمه سر دخترم هیجیییی نمیخوردم..میوه نمیخوردم..حبوبات نمیخوردم.. هیچی.. فقط عرق نعنا دستم بود.. شیرم هم زیاد نبود‌‌ به نظر خودم.. مامان منم میگفت بخور بزار بچه ات عادت کنه..به نظرم تو هم خیلی سخت نگیر.. اونایی که واقعا خیلی نفاخ هست نخوز بقیه رو بخور

من دومی رو شیر ندادم
انقدر اولی سرهمه چی دلدرد میگرفت

حتما مولتی مخصوص زمان شیر دهی بخور
و در کل حجم غذاهایی ک میتونی بخوری زیاد کن
وقتی مولتی بخوری اشتهاتم بیشتر میشه
صب که همسرت نرفته سرکار اول غذات بزار بالا ک آماده شه وقت ناهار بتونی بخوری

ربطی به شیرت نداره وقتی بچه داره روده هاش بزرگ میشه دل‌درد و دلپیچه میگیرن درسته تاثیر داره خورد و خوراک مادر ولی نه در این حد بچرو ببر پیش دکتر گوارش کودکان اینجور بچه ها با دارو نفخشون درست میشه چون فقط ماه اول کولیک شدید هست دارو زیادی نمیتونن دکترا بدن ولی بعدش دارو میدن بهش

من سرسه تا بچه هام شیرخودمو دادم همه چی میخوردم بعدش چهارزیره وعرق نعناع میخوردم خداروشکر بزرگشدن

عزیزم برنج و مرغ و سیب زمینی که مجازه رو بیشتر بخور. خوراک مرغ و هویج و سیب زمینی یا گوشت گوسفند و سیب زمینی درست کن با برنج حجم بیشتر بخور. نمیدونم ژله باعث دل‌درد بچه میشه یا نه ولی شنیدم خوردن ژله باعث پر شدن صورت میشه

سوال های مرتبط

مامان رویسا 🥰 مامان رویسا 🥰 ۵ سالگی
شیر خشک
پوشک
فرزندپروری
بچم
مامانا میگم من از کارخونه و بچه داری خوشم نمیاد غذاها یا از بیرونه یا حاضری تن ماهی ای کنسروی سوسیسی نوت و پنیری چیزی برا شام یا خونه مامانمیم واسه تمیزی اساسی خونه ام ماهی یکبار کمکی میاد خودم اساسی اصلا تمیز نمیکنم قبل بچه اصلا اینجوری نبودم از وقتی بچم اومده پنچرم قبل بچه ۱۴سال ورزش میکردم الان متنفرم از ورزش کلا دوس ندارم وقتی یه بچه ی بیش فعال شیطون و متفاوت تو خونه هست با استرس آشپزی کنم چون یه لحظه ازش نمیشه چشم بردارم چون یه گندی میزنه هر روزم میام خونه مامانم چون تنهایی از پسش بر نمیام صبح که با شوهرم میرم کارگاه این میره کلاس ولی واقعا دارم رد میدم شوهرمم بهم سخت نمیگیره میگه تو نمیخواد کاری کنی تو فقط حواست به رویسا و پدر و مادرت باشه برا من یه دنیا میارزه چون من تک فرزندم هستم و پدر و مادرم فقط منو دارن شوهرمم عاشق پدر و مادرمه کلا تمام زندگیم شده این بچه حتی ماهی یکبار رابطه نداریم حس میکنم زندگی مزخرفی شده چیکار کنم ؟ چجوری در کنار بچه به خانه داریم برسم ؟
مامان حسین و سبحان مامان حسین و سبحان ۱۲ ماهگی
مامانا من دو تا بچه دارم یکی پنج سالشه یکی از چهار ماهشه هر روز تو خونه از صبح تا شب با بچه ها تنهام شوهرم ظهر میاد و باز می‌ره تا شب ساعت ۱۰ میاد دلم میخواد هر روز برم خونه مامانم پلی ناراحت میشن میگن بچه هات اذیت میکنند دیگه نمیرم هفته ای یکبار میرم و خونه مادر شوهر و خواهر شوهر هم کلا نه چون اصلا بهم رو نمی‌دن و بچه هامو اذیت میکنند فرق می‌زارم منم نمیرم کلا موندم تو خونه کاهی گریه میکنم از تنهایی کاش لااقل خونه ام ویلایی بود حیاطی چیزی داشتم البته آپارتمان حیاط داره ۴۰ متر ولی بازم تنهام الان باز گریه کردم از تنهایی دلم خیلی گرفته مادرم خیلی سنگ دره میگم بیام اونجا میگه نه بمون بچه هات بزرگ کن نمی‌خواد برا خواهرم فردا خاستکار میاد میگم مامان بزار الان بیام کمکت کنم مگه نمیگی کار دارم میگه نه نیا بمون بچه هات بزرگ کن یه خواهر هم دارم دو سال دیگه قراره کنکور بده به خاطر اون بابام و مامانم میگن زود زود نیا پسرت نمیزاره خواهرش درست بخونه خیلی دلم می‌شکنه از خرفاشون تو تنهایی گریه میکنم شما بگید من کجا برم خیلی تنها میمونم کاهی ماه ها میشه تو خونه میمونم میترسم افسرده شدم که فکر کنم شدم پسرمم خیلی شلوغه خیلی بیش از حد اذیتم می‌کنه