۱۲ پاسخ

هر کار فک میکنی درسته انجام بده
من به شخصه دوسدارم پیش خودم بخوابه

هر آدمی یه سبک زندگی داره و قرار نیس همه مثل هم باشن . بنظرم خودت هر چی میپسندی درسته . من برعکس شمام و اینکه بچم کنارم بخوابه رو بیشتر قبول دارم.

اینجا حرف های دیگم زیاد میزنن
مگه متخصصن یا مشاور ک اطلاعات داشته باشن
مشاور دخترم گفت بند ناف و باید برید هم برا بچه خوبه هم برا مادر بچه منم متاسفانه دیر جدا مزدم ولی راضیم
مستقل تر میشه
اینجا حرف زیاد میزنن میگم دخترم تنها میره حمام کلی تعجب کرده بودن ک تنها میره
خداروشکر دخترم تو خیلی از کاراش مستقل هست

من جانان از یک‌سالگی جدا کردم
به نظرم ظلم در حق بچه که بین پدر و مادر بخوابه

من خودمم جدا کردم جاشو بنظرم باید یاد بگیرن جدا بخوابن الان دوستم بچه اش ۹سالش وسط میخوابه همسرش ناراضی رابط خوب نیس همیش خدا دعوا بحث هس

پسر من عادت کرده شبی دوتا کتاب براش میخونم بغلش میکنم میخوابه بعدش میام تو اتاق خودم میخوابم گاهی نصفه شب میاد تو اتاقم که پایین تخت براش بالش و پتو گذاشتم اونجا میخوابه اوایل نصفه شب میومد تو تخت که خیلی اذیت بودیم سه نفری ولی الان خوب شده میاد پایین تخت میخوابه

خیلی خوبه منم دوس دارم جدا کنم شرایطشو ندارم خونم یه خواب داره و اینکه اصلا بلد نیستم باید چیکار کنم

من اوایل مسایل روانشناسی رو خیلی مراعات میکردم
بعد دیدم باید کاری کنم که بچم ببشترین عشق رو حس کنه

بهترین کار ممکن کردی
پسر من حتماً باید پیش من بخوابه اگر پیشش نباشم اصلا نمیخابه
دوست دارم جدا کنم ولی دلم نمیاد
کاش منم بتونم به همین زودی جداش کنم

من از دو سالکی جدا کردم هرچند شب ها ک بیدار میشه هی صدام میکنه هی مامان مامان میکنه من میرم پیشش خواب میره

منم پسرمو شش ماهی هست جدا کردم
اولا با داستان و لالایی و بعد کم کم دیگه اینا رو هم قطع کردم بهونه های مختلف میاره ک نخوابه تنها ولی من با حرف راضیش میکنم
فقط موقع سرویس میاد منو بیدار می‌کنه
بنظرم جدا بخواین خیلی بهتره چون الان واقعا هوشیار هستن و همه چی میبینن داخل این انیمیشن ها

اخر شب موقع خوابش براش لالایی بزار

سوال های مرتبط

مامان ☔🌈دختر بهار 🌸 مامان ☔🌈دختر بهار 🌸 ۵ سالگی
خدا می‌دونه من چقدر حساسم رو بچه ها همیشه جلو راهم چیزی میزاره که تا مدت ها اعصابم خورد بشه
امروز ظهر که رفتم دنبال دخترم از مهد بیارمش همین جوری که منتظر بودیم ی آقایی هم اومد که برای من نا آشنا بود خلاصه مشخص شد فامیل یکی از هم کلاسی های دخترم اومده دنبالش بچه ها رو که مربی تحویل داد دیدم این دختر بچه دلش نمی‌خواد با اون آقاهه بره مربی گفت دخترم مامانت تماس گرفته باید با این آقا بری بچه ام خجالت کشیده رفت سمت آقاهه ولی من قشنگ حس نا امن بودن از آقا دریافت کردم حالا نوزادم تو بغلم گریه می‌کنه دخترم هی میگه برام بستنی بخر هوا گررررررم نمیتونمم از اون بچه دل بکنم خلاصه رفتم جلو به آقا گفتم نسبت شما چیه با این بچه گفتش پسر عموی باباشم گفتم رزا انگاری کنار شما خوشحال نیست بزارید من به مامانش زنگ بزنم همون لحظه انگاری به بچه دنیا رو دادن سریع اومد چسبید به من گفت خاله میشه تو منو ببری پیش مامانم عمو همیشه منو گاز میگیره فشار میده جوری که می‌خوام جیش کنم اینقدر اعصابم خورد شد به مرد گفتم حق نداری به این بچه دست بزنی گفت بچه ست الکی میگه خلاصه خواست بچه رو به زور ببره سرش داد کشیدم گفتم آبروت میبرم نزدیک بچه بشی زنگ زدم به مربیش اون اومد به مامان بچه زنگ زدیم خانم بیخیال از خوابش بیدار شد بعد نیم ساعت اومد جریان گفتیم مثل اینکه این آقا مهمون خونه اینا بوده بابا میرفته سرکار مامان میرفته باشگاه و خرید دختره رو میزاشتن پیش این چندین بار دخترک اذیت کرده این بوده که بچه ترسیده خلاصه امروز من به گند کشیده شد به مامانش گفتم بخدا شما هیچی از بچه داری نمیفهمید بچه امانت خداست دست ما چرا مراقبش نیستی خیلی حرفا بهش زدممامانا تورو خدا به هرکس اعتماد نکنید
مامان boys مامان boys ۶ سالگی
سلام مامانا بچه من دیروز دوماهه شد شیر خودمو میدم من هیچی نمیخورم از صبح فقط یه کم صبونه یه کم ناهار یه کم شام هرچیزی هم نمیخورم حبوبات و اینا هیچی بینش ۳تا خرما یه چایی، دو سه لقمه ارده شیره و همش عرق نعنا، حالا نمیدونم خدا خواهی یا بخاطر خرما و ارده شیره شیرم خوبه خداروشکر ولی خودم شدم پوست استخون سر اون یکی پسرمم همین بودم صورتم که پیر شده لاغر هر روز بدتر میشم جمعه ها میزم خونه مامانم همه بهم میگن چقدر لاغر شدی مخصوصا صورتم مامانم میگه بابا بخور ما اون موقع خونه مادرشوهر زندکی میکردیم هر غذایی درست میکردن می‌خوردیم مگه سوا چیزی واسه خودمون درست میکردیم بچه هامونم عادت میکردن شیرمونو میخوردن میگه بخور عادت میکنه ولی من وقتایی که بچم بیشتر میپیچه به خودش و همش گریه میکنم خودمو مقصر میدونم میگم یه کوچولو فلان چیزو خوردم اینجوری شد نمیخوام هم خودم هم پدر بچه اون روز در میاد واقعا پسر اولمم همینجور بودم شده بود بعد دو سال عین مرده متحرک و رفتم بعد دوسال و بیست روز تو صورتم ژل زدم ولی الان به شدت پسرم بدغذاست واقعا چی درسته طرز فکر من یا بقیه؟ شماها که شیر خودتون میدید واقعا چیکار میکنید ؟