۹ پاسخ

خوب کردی زدی وقتی تذکر دادی عین خیالشون نبوده ..بچتو ک از سر راه نیاوردی ..

والا سه هفته خیلی صبوری کردی من بودم هفته ی اول مامانش رو رحمت می کردم چه برسه بچه ...
از بچه ی آدم چی عزیزتر آخه ؟! چقدر یکی می تونه بی تفاوت و بیخیال باشه

منم آسنا ۳سالش بود این اتفاق افتاد ی پسر بچه ۳ساله موهای آسنارو کشید دو بار صبوری کردم با خنده رد کردم بعد دیدم مادر پدرش گاو خر رو رد کردن 🫤بار سوم امد نزدیک دخترم بشه
سریع آسنارو بغل کردم گفتم مامان بچه خاله فلانی ادب نداره نباید بری پیشش
دیگه دوهزاریشوک افتاد بچشونو جمع کنن

بنظر من نباید میزدی بچه بود چون
ولی به مامانش تذکر جانانه میدادی😒
بچه عزیزه تربیتش عزیزتر
والا بچه هرکس برای خودش عزیزه
حالا بچه خودشون بود که از بچه شما کتک می‌خورد خودشون چیکار میکردن 😐
اینجور آدما فکر میکنن آسمون بخز شده بچه خودشون افتاده فقط
چقدر بد تربیت کردنش که بقیه بچه هارو میزنه😏

همون اولش باید نمیزاشتی بچتو بزنه ازش دورش میکردی اونام گاو تشریف دارن

تو حرص نخور اون باید بچش و جمع میکرد که نکرد وقتی خودشون نمیفهمن

نمیدونم چیکار کنم دخترم بتونه از خودش دفاع کنه

بهتر بود به مادرش بگی بچت همش دخترمو میزنه بسپر بهش

بعد که شما زدی پدر و مادرش چیزی نگفتن بهت؟؟

اشتباه بود کارت هیچی نگفتم بهت؟باید مدیریت میکردی دیگه بالاخره

سوال های مرتبط

مامان boys مامان boys ۶ سالگی
سلام مامانا بچه من دیروز دوماهه شد شیر خودمو میدم من هیچی نمیخورم از صبح فقط یه کم صبونه یه کم ناهار یه کم شام هرچیزی هم نمیخورم حبوبات و اینا هیچی بینش ۳تا خرما یه چایی، دو سه لقمه ارده شیره و همش عرق نعنا، حالا نمیدونم خدا خواهی یا بخاطر خرما و ارده شیره شیرم خوبه خداروشکر ولی خودم شدم پوست استخون سر اون یکی پسرمم همین بودم صورتم که پیر شده لاغر هر روز بدتر میشم جمعه ها میزم خونه مامانم همه بهم میگن چقدر لاغر شدی مخصوصا صورتم مامانم میگه بابا بخور ما اون موقع خونه مادرشوهر زندکی میکردیم هر غذایی درست میکردن می‌خوردیم مگه سوا چیزی واسه خودمون درست میکردیم بچه هامونم عادت میکردن شیرمونو میخوردن میگه بخور عادت میکنه ولی من وقتایی که بچم بیشتر میپیچه به خودش و همش گریه میکنم خودمو مقصر میدونم میگم یه کوچولو فلان چیزو خوردم اینجوری شد نمیخوام هم خودم هم پدر بچه اون روز در میاد واقعا پسر اولمم همینجور بودم شده بود بعد دو سال عین مرده متحرک و رفتم بعد دوسال و بیست روز تو صورتم ژل زدم ولی الان به شدت پسرم بدغذاست واقعا چی درسته طرز فکر من یا بقیه؟ شماها که شیر خودتون میدید واقعا چیکار میکنید ؟
مامان ☔🌈دختر بهار 🌸 مامان ☔🌈دختر بهار 🌸 ۵ سالگی
خدا می‌دونه من چقدر حساسم رو بچه ها همیشه جلو راهم چیزی میزاره که تا مدت ها اعصابم خورد بشه
امروز ظهر که رفتم دنبال دخترم از مهد بیارمش همین جوری که منتظر بودیم ی آقایی هم اومد که برای من نا آشنا بود خلاصه مشخص شد فامیل یکی از هم کلاسی های دخترم اومده دنبالش بچه ها رو که مربی تحویل داد دیدم این دختر بچه دلش نمی‌خواد با اون آقاهه بره مربی گفت دخترم مامانت تماس گرفته باید با این آقا بری بچه ام خجالت کشیده رفت سمت آقاهه ولی من قشنگ حس نا امن بودن از آقا دریافت کردم حالا نوزادم تو بغلم گریه می‌کنه دخترم هی میگه برام بستنی بخر هوا گررررررم نمیتونمم از اون بچه دل بکنم خلاصه رفتم جلو به آقا گفتم نسبت شما چیه با این بچه گفتش پسر عموی باباشم گفتم رزا انگاری کنار شما خوشحال نیست بزارید من به مامانش زنگ بزنم همون لحظه انگاری به بچه دنیا رو دادن سریع اومد چسبید به من گفت خاله میشه تو منو ببری پیش مامانم عمو همیشه منو گاز میگیره فشار میده جوری که می‌خوام جیش کنم اینقدر اعصابم خورد شد به مرد گفتم حق نداری به این بچه دست بزنی گفت بچه ست الکی میگه خلاصه خواست بچه رو به زور ببره سرش داد کشیدم گفتم آبروت میبرم نزدیک بچه بشی زنگ زدم به مربیش اون اومد به مامان بچه زنگ زدیم خانم بیخیال از خوابش بیدار شد بعد نیم ساعت اومد جریان گفتیم مثل اینکه این آقا مهمون خونه اینا بوده بابا میرفته سرکار مامان میرفته باشگاه و خرید دختره رو میزاشتن پیش این چندین بار دخترک اذیت کرده این بوده که بچه ترسیده خلاصه امروز من به گند کشیده شد به مامانش گفتم بخدا شما هیچی از بچه داری نمیفهمید بچه امانت خداست دست ما چرا مراقبش نیستی خیلی حرفا بهش زدممامانا تورو خدا به هرکس اعتماد نکنید