۷ پاسخ

یکم اسفند دود کن

دختر‌منم همین‌جوریه ..پیشش باید حتمن باشی اگه دو قدم اون ور تر بری یا بلند بشی از پیشش اینقدر گریه میکنه که مثلا داره بیهوش میشه

دخترمن ازپیشش برم همینجورگریه میکنه جوری گریه میکنه ک انگار چیزی شده

طوریش نمیشه نگران نباش

نه

ترسیده دختر من اگ یهویی از پیشش بری دقیقا گریه و جیغ میزنه

ترسیده شاید

سوال های مرتبط

مامان نیل

نیل مامان نیل نیل ۱۳ ماهگی
امروز خیلی از خودم راضی بوذم صبح که بیدار شذم ساعت ۸ بود همسرجان بیدار کردم یه صبحانه مقوی براش درست کردم راهیش کردم سرکار بعد یه مقدار خونه مرتب کردم و نهار نیل خانوم کته و ماهیچه و عدس براش درست کردم تا دخترم بیدار شد باهاش بازی کردم تو تخت بهش شیر دادم اوردم لباساش عوض کردم بعد صبحانش دادم بعد اماده شدیم رفتیم خرید واسه نیل خانوم بعد رفتیم کافه باهم یه قهوه خوردم باهم رفتیم مغازه باباش بیرونبر داره غذا هم اوردم اوحدیم خونه نهار نیل خانوم دادم لباساش عوض کردم و خوابوندنش خودممم نهار خوردم لباسام شستم یه نیم ساعت خوابیدم عصر باباش اومد ساعت ۷ ساک باشگاه و برداشت و رفت منم دیدم خیلی بی‌حوصله هستم تو pms هم هستم گفتم میمونم خونه دیدم ابجیم پلن خرید داشتن رفتن به من نگفتن بخاطر همین pms ازشون ناراحت شدم اما گفتم خوب شاید بخاطر نیل نگفتن بهم که خسته نشه دیگه گفتم پاشیم چیتان کنیم با دختری پیاده بریم یه خورده پیاده‌روی دیگه با بدختی کالسکه باز کردیم و اولش یه مقدار در حد کم نق زد دیگه کلی باهاش حرف زدم و صدا در اوردم اروم شد رفتیم با هم یه اب هویجم زدیمو اوحدیم خونه دیگه اکی شدم یه هات‌داگ خوشمزه هم واسه شام درست کردم و شام نیل هم دادم و حمام هم رفتیم با هم خابوندمش اومدم با همسر شام خوردم و اون خابید منم همه کارا خونه کردم که فردا فقط جاروبرقی بکشم بعدشم موهام براشینگ کردم و روتین پوستی انجام دادم الان اومدم به نیل شیر دادم که خودمم بخوابم خلاصه بسیار زیاد از خودم راضیم بخاطر زحمتی که واسه همه چی میکشم😂❤️تا ۸ صبح شب همگی بخیر