۳ پاسخ

من قبل زایمان با شوهرم بحث میکردم و همش دعوا داشتیم بعد زایمان هم همش در حال گریه بودم و فقط تنها انگیزه ام برای زندگی دخترم شده بود تا اینکه چند روز پیش به شوهرم گفتم بیا باهم حرف بزنیم و نشستم باهاش صحبت کردم و از ناراحتی هام گفتم و گریه کردم و بهش گفتم بهم بیشتر محبت کنه و باهام خوب باشه و اخلاقامو تحمل کنه تا خوب شم و خداروشکر الان حالم خوبه

من از الان گرفتم شوهرم بنده خدا از صب تا شب سرکارع ولی ب هیچی نمی‌رسه خیلی ناراحت میشم ناشکری نمیکنم ولی فک میکنم اشتباه کردم نی نی دار شدم

منم حس میکنم گرفتم همش تو خودمم و با کسی حرف نمیزنم منتظرم فقط بزنم زیر گریه

سوال های مرتبط

مامان فندوقک مامان فندوقک هفته چهلم بارداری