۱۵ پاسخ

جیگرم براش آتیش گرفت واز رفتارم خیلی پشیمون شدم حالا نمی‌دونم چجوری از دلش در بیارم تاحالا باهاش همچین برخوردی نداشتم احساس میکنم خوردش کردم😑😑😑😭😭

معذرت خواهی بهترین گزینست
بگو در لحظه که گریه بچه رو دیدم نفهمیدم چی میگم

ازش معذرت خواهی کن از دلش دربیار از خوب بودنش پشیمونش نکن

پیش میاد دیگ
با داد زدن از کمک کردنش بهت دلسردش نکن بنظرم

شغل همسرت چیه

برو بده بهش
امشبم ۵شنبه اس😐😑

چیکار کردی از دلش دراوردی یا نه ؟

من الان میکائیل عموش زدش اینقد ناراحت زنگ زدم خانومش هزارتا حرف بارش کزدم کثافت

امشب قشنگ برو بغلش نازش کن از دلش در بیار...شب عشاق است امشب😅🥰🥰🥰

چرا ما مادرا هر کار خودمون بکنیم چیزی نیست امان از روزی ک پدر چیزی بگه ب چه هامون یا کاری بکنه منظورم با شما نیست عزیزم ناراحت نشی بزار ایشالله بزرگ بشن میفهمی چی میگم🤣🤣🤣🤣🤣طرف پاره پوره اش میکنیم🤣

جای شوهرت باشم یه دقیقه نگه نمی‌دارم
بقیه مردا هم نگه نمیدارن والا

قدرشو بدون واقعا:)🙂
من زار میزنم شوهرم دو دقیقه بچه رو نگه داره اما اون دلش نمیسوزه به حالم

ازدلش دربیار بگو نگران شدم نفهمیدم ک چی گفتم .واقعا مردایی ک کمک حال خانومشون هستن قابل ستایشن ‌.از من ک یه دقیقه میگم نگهش دار .صد بار اوففف میکشه .

خوبحالت قدرشو بدون

امشب قشح بهش بده از دلش در بیاد

سوال های مرتبط

مامان گنجیشکم 🐣 مامان گنجیشکم 🐣 ۷ ماهگی
امروز فهمیدم که هرکس از عینک و دیدگاه خودش به بقیه آدما و موضوعات نگاه میکنه یعنی چی،و این تجربه رو به شما هم میگم تا کمتر از نظرات و حرفای دیگران دلخور بشین...
امروز هاکان تو خونه مادرشوهرم یه لحظه شدیدا گریه کرد،منم نمیدونستم چی میخواد همینجوری با حوصله داشتم بررسی میکردم،شیر دادم نخورد،پستونک قبول نکرد،خوابوندم گریه کرد...از اون طرف مادرشوهرم با یه عصبانیت خاصی اومد تو اتاق بچه رو گرفت برد بهش شیشه شیر داد اونم بازم گریه میکرد،بعد همینجور با حرص و عصبانیت حرف میزد،آخه چی شد یهو،تو رو چی نیش زد و فلان....بعد من هیچی نگفتم بچه رو هم آرومش کردم خوابید و گذشت تا همین عصری که شوهرم هم بود،یهو همونجوری شدید گریه کرد،همسرم گفت گرمشه ببرم تو حیاط،مادرشوهرم گفت اینجوری گریه میکرد من فکر کردم سما نیشگونش گرفته یا چیکارش کرده که بچه اونطور گریه میکنه 🤯🤯🤯اصلا به شخصیت من فکر نمیکنه،به تحصیلات من فکر نمیکنه،به طرز رفتارم با بچه خودم یا با بچه های دیگه فکر نمیکنه...اون حرفش نشون میده که انقد در اطرافش اونجوری دیده که اونطور فکر میکنه..منم به دلم نمیگیرم با همین طرز فکرم..🙂🌱
مامان آدرین✨️💙 مامان آدرین✨️💙 ۱ سالگی
دیشب پسرم خیلی نق میزد ،ساعت خوابش بود و نمیخوابید ،من بودم و کلی ظرف نشسته و پسرم که گریه میکرد ،شوهرم از خستگی دراز کشیده بود و نگاه میکرد ... میدونم واقعا خسته بود ،آرایشگره و از صبح تا ۸ شب سر‌پا و دست تنهاست تو مغازه. ولی من از دستش شاکی بودم ،توقع داشتم‌بیاد بچه رو بگیره که من به کارمم برسم و هم اینکه خسته نشم از گریه هاش. شوهرم پاش درد میکرد و تنهایی داشتم حرص میخوردم ،خیلیییی عصبی شدم و یه مامان عصبانی بودم که هی غر میزدم که پسرم بخواب ،خسته شدم ،ای بابا و فلان... با پسرم بداخلاقی کردم تا اینکه گفتم بابا لامصب بیا بگیر بچه رو یه کم مغزم آروم‌بشه من از صبح دارم باهاش کلنجار میرم. اومد بچه رو گرفت یه کم اروم‌شدم‌،بعد میگم خب میدونم خسته ای ولی وقتی میبینی دارم عصبی میشم و خسته ام‌بیا بچه رو بگیر چند دیقه کافیه تا اروم‌بشم. حالا ایناش هیچی ، اصلا با همسرم مشکلی ندارم و درکش میکنم و اونم همیشه درک میکنه منو ،فقط نمیدونم چرا دیشب انقدر عصبانی شدم و از اینکه با پسرم بد اخلاقی کردم و هی غر زدم ناراحتم و عذاب وجدان دارم