سوال های مرتبط

مامان آقا مهدیار💚 مامان آقا مهدیار💚 ۱۳ ماهگی
پارت ۷: دیگه بعد خوردن سوپ یه مقدار حال اومدم ولی بلافاصله خوابم میگرفت و حالت تهوع اومد سراغم .
از درد بی حال میشدم و جلو در دستشوییمون ولو شدم تا اگر بالا اوردم کثیف کاری نشه و هی میرفتم تا مرز استفراغ و برمیگشتم
سری آخر دیگه گلاب به روتون بالا اوردم همزمان هم ازم اب خارج شد که حس کردم ممکن کیسه آب باشه‌
دیگه حدود ساعت ۱۱ و نیم شب رفتیم بیمارستان و دیگه گفتم میخوام بستری بشم.
دوباره معاینه شدم و فقط حدود ۳ سانت باز شده بودم🥲🤣
و منم دیگه کلافه از درد که دیگه حتما اپیدورال میخوام،درخواست دادم و قرار شد پنج سانت شدم بگن بیان .
با خودم میگفتم این الان انقدره ببین ۱۰ سانت چقدره ولی واقعا تو اوج درد هم به سزارین فکر نمیکردم و میدونستم این درد گذراست و فردا شب همین موقع هیچ‌دردی قرار نیست داشته باشم.
دیگه ۱۲ شب بستری شدم وکلا فکر کنم تا لحظه زایمان ۵ تا دونه اسکات زدم ،۵ تا حرکت با توپ زدم ،یه پنج تا هم چمباتمه 😬 مابقی رو‌تخت بودم.