سلام قشنگا شبتون بخیر😘 کلی ممنون بابت پیام و تبریکاتون شرمنده ک من نتونسم جواب بدم چون چند روز اول بشدت دچار افسردگی و خستگی های جسمی بودم ، بخوام براتون از تجربه ی زایمانم بگم بستگی ب شرایط جسمی هر شخصی داره من خیلی آمادگی داشتم برای زایمان ( زایمان من سزارین اختیاری بود) ولی روز عمل بشدت دچار ایترس و پنیک شدم و هیچ جووووره بیحس نشدم و درد وحشتناکی رو تحمل کردم
به طوری ک کاملا متوجه روند زایمان بودم ( برش و درد و…) ولی بنا ب خواست خودم نخواستم بیهوش بشم دوست داشتم خارج شدن بچه و دیدار اولمون بهوش باشم🥲🥺🥹 و بعد از دیدن پسرم دکتر ک میخواست جفت و کیسه ی آبو خارج کنه منو بیهوش کردن و در کل درد خیلی خیلی وحشتناکی داشت
ماساژ شکمی هم برای من دو بارم وقتی تو بخش بودم کاملا هوشیار انجام دادن ک دردش برام از برس تیغم‌وحشتناکتر بود🥲 خلاصه ک زایمان واقعا دردناکی داشتم اما خدارشکر زود تونسم سرپا بشم ،با همه اینا ختی یه لحظه شکایتی نداشتم و عاشقانه درد میکشیدم😂😍همشو به عشق پسرم به جون خریدم ( آدم ریک بیابون بشه ولی مادر نشه اینو مامانم همیشه میگن)

تصویر
۶ پاسخ

خدا رو شکر که الان حالت خوبه 🥰❤️
ایشالا خودت و آراز کوچولو همیشه صحيح و سلامت باشین🥹😍

الهی براماهم دعا کن زودزایمان کنیم من که دیگه خسته شدم

عزیزم خداروشکر که الان بهتری انشاالله زیر سایه پدرومادر بزرگ بشه♥️🩷🤲🥹

الهی بگردم خداروشکر که الان بهتری🩵

مبارک باشه خیلی خوبه که اینقدر صبوری ماشاالله ولی من اصلا طاقت درد ندارم

مبارک باشه. ای کاش از نی نی هم عکس بزاری🥰

سوال های مرتبط

مامان بهاروبنیامین🐾 مامان بهاروبنیامین🐾 روزهای ابتدایی تولد
مامان نیـلا🦋💕✨ مامان نیـلا🦋💕✨ ۴ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۵
درباره ماساژ رحمی هم بگم ک برای من یه بار تو ریکاوری انجام دادن ک چون بی حسیم داشت میرفت متوجه میشدم و‌ یه مقدار اذیت شدم یه بارم وقتی اوردنم بخش انجام دادن ک خیلییی درد داشت ولی دردش فقط همون لحظه بود
اولین راه رفتنم برای من وحشتناک بود اصلا نمیتونستم رو پاهام وایسم به زور چند قدم رفتم برگشتم ولی دیگه از سری بعد خودم‌ پاشدم راه رفتم و تقریبا هربار ک میرفتم دردم کمتر از قبل میشد
و یه چیز جالب اینکه من اصلا سردرد بعد سزارین نگرفتم با اون حال ک از تو همون ریکاوری هی سرمو تکون دادم و ۴ ساعت بعد عملم شروع کردم به مایعات خوردن و صحبت کردن و سر تکون دادن ولی اصلا سردرد نشدم ک از این بابت خیلی خوشحالم
و اینکه بعد عمل من واقعا خیلییی درد داشتم جوریکه گریه میکردم از درد ولی فقط تا دو روز اینجوری بودم و بعد ۳-۴ روز میتونستم کم کم پاشم کارامو کنم که اصلا فکر نمیکردم به این زودی بتونم سرپا شم
درکل اگه صدبارم برگردم عقب انتخابم سزارینه
با وجود همه دردا خیلی راضی بودم و اصلا پشیمون نیستم ،با وجود اون اتفاق و شوکی ک بهم وارد شد بازم اون روز خیلی روز قشنگی بود برام🥲✨
و از من به شما نصیحت از لحظه به لحظه‌اش لذت ببرید ک بعد دلتون خیلی تنگ میشه🥹💗


فرزندپروری/زایمان/سزارین/نوزاد/طبیعی/پوشک/شیرخشک
مامان آراس کوچولو مامان آراس کوچولو ۷ ماهگی
سلام خواستم تجربمو از سزارین بگم برا اون دوستانی که سوال پرسیدن
اول اینو بگم که من فوبیای اتاق عمل داشتم کلا استرسم بالا بود ولی ب هر حال سزارینو انتخاب کردم  روزی که رفتم برای سز ۱۰ ساعت ناشتا بودم چون قرار بود زودتر برم اتاق عمل ولی خب چند ساعتی عقب افتاد منم هیچ نخوردم ولی اصلا حالت تهوع نگرفتم و از اون لحاظ راحت بودم .
اینم بگم قبل از اینکه برم اتاق عمل منو فرستادن زایشگاه چون قانون بیمارستان این بود ک از زایشگاه تایید کنن ک برم برای سزارین  خلاصه از زایشگاه بگم براتون خیلی دل و جرات میخواد  کسی که زایمان اولش هست بنظرم اگه خیلی آماده و بنیه قویی دارین طبیعی رو انتخاب کنه چون زایمان طبیعی بنظر من خیلی آمادگی میخواد چون درد زیادیو باید تحمل کنی خلاصه منو اونجا  تا یکساعتی اذیت کردن  چون من دهانه رحمم بسته بود دو بار معاینه کردن ب شدت درد داشت و نگم براتون....بعد دکترم اومد منو فرستاد اتاق عمل و از رفتار و اخلاق بد پرسنل زایشگاه راحت شدم اون لحظه از اینکه زایمان طبیعی رو انتخاب نکرده بودم خوشحال بودم
مامان مهدیار 🤍 مامان مهدیار 🤍 ۹ ماهگی
تجربه و نظر شخصی ام در مورد زایمان طبیعی

زایمان طبیعی روحیه به شدت بالایی و کلی ورزش تو ماه های اخر لازم داره یعنی باید از هر نظر اماده کنی خودتو ،
حداقل ۲ ماه کار کنی رو خودت چه از نظر جسمی چ روحی

من یهویی بخاطر ضربان قلب بچه بستری شدم و تو معاینه گفتن ک ۳ سانت هستم بدون درد
خلاصه یک روز و یک شب پدر منو در اوردن با معاینه هاشون روحیه ام بشدت ضعیف شد اخرش با رضایت شخصی بیرون اومدم ،( چون درد نداشتم و تو یک روز از ۳ سانت هیچ فرقی نکرده بودم )
اومدم بیرون انقدر منو اذیت کرده بودن ک شده بود برام کابوس همه چی
میخاستم برم عمل سزارین ک کیسه آبم بعد یک روز مرخصی پاره شد و بازم مجبور ب زایمان طبیعی شدم
خیلی سخت بود مامای همراه هم داشتم ولی هیچ کمکی نکرد ب من
باعث شدن ک پارگی از مقعد و واژن زیاد داشته باشم
الان بعد ۱۲ روز ن میتونم صاف راه برم و نه میتونم عادی بشینم
روحیه ام ک حداقل یکسال لازمه به خودم بیام
خیلی سخته خیلی
بنظرم سزارین و طبیعی هر دو یک اندازه عوارض داره
درسته شاید تو سزارین چسبندگی اینا بیاری ولی تو فشار های طبیعی میتونی افتادگی مثانه و بواسیر بیاری .
بنظر من طبیعی خریت محضه و تمام
یلدا یلدا قصد بارداری
پارت ۳
بعد منو دادن ریکاوری اونجا همه مریضا داد و بیداد میکردن منم پمپ درد داشتم همس فشار میدادم نگران بودم درد شروع شه بعد از بیست دقیقه کم کم درد شروع شد ولی قابل تحمل بود همراه با یکمی سر درد ک اونم قابل تحمل بود و من از اتاق عمل وقتی بی حس بودم گفتم ماساژ رحمی برام انجام بدن ولی پرستار اومد ریکاوری یکبار دیگه برام فشار داد دردش وحشتناک نبود ولی خب طبیعیه آدم بترسه چون به هر حال شکمتو تازه بخیه زدن
دیگه بعد از چند ساعت بالاخره ساعت سه منو فرستادن بخش و اونجا پمپ درد همرام بود تند تند میزدم فک کنم دلیل اینکه زیاد اذیت نشدم همون پمپ درد بود بعدش توی بخش سریع اومدن ماساژ رحمی یکبار دیگه میگفتن نیازه و اونجا درد داشتم چون سری نود درصدش رفته بود و دیگه برام شورت انداختن و نوار بهداشتی بزرگ دیگه خون ریزیم روز اول خیلی خیلی زیاد بود ولی روز دوم خیلی خیلی کم شد دیگه خانواده اومدن روی سرم نی نی رو دادن بهم خداروشکر همه چیش خوب بود...درد داشتم همزمان ولی نه درد خیلی وحشتناک ی درد قابل تحمل بود و به محض اینکه شیاف برام گذاشتن درد خیلی کم شد و دیگه عالی بود ولی گرسنه بودم خیلی دلم میخواست یچیزی بخورم ک اجازه نداشتم تا روز بعد چیزی بخورم فقط سرم می‌گرفتم روز بعد هم راه رفتن بعد زایمان یخورده برام اذیت کننده بود ولی نکران نباشید وند قدم که بردارید کاملا عادی میشه براتون
خلاصه من راضی بودم شماهم نگران نباشید انشالله خوب‌و راحت پیش می‌ره براتون
مامان 👶🏻🤱🏻 مامان 👶🏻🤱🏻 ۱ سالگی
خب خانم ها امشب میخوام از تجربه هام بگم
من هم تجربه زایمان سزارین با بی هوشی رو داشتم هم با بی حسی

بی هوشی ک تو اتاق عمل و حتی تو ریکاوری و حتی وقتی میای تو بخش برای چند ساعتی هیچی نفهمیدم ن درد ن حتی محیط رو
بعد از بی هوشی هم درد هام ک شروع شد خیلی شدید نبود وقتی میخواستم بشینم یا سرپا بشم امان از اون لحظه ک هیچ حرکتی نمی تونستم بکنم هیچی و درد خیلی شدیدی داشتم ولی بدن درد نداشتم مثل درد شونه یا پهلو

بی حسی
تو اتاق عمل آمپول بی حسی واقعا زدنش درد نداره از آنژیوکت هم کمتر درد داره اون حسی ک میخوای تو عمل بشی و تو اتاق عمل کاملا داری میبینی واقعا عذاب آور و ترس آوره
اینو بگم ک فقط پاهات سنگین میشه و ناتوانی از تکون دادنش وگرنه بخیه زدن فشار های روی شکم رو کاملا حس میکنی
تو ریکاوری ک بدتر درد داری
تو بخش هم ک چی بگم همچنان درد داری و اون سنگینی پا ک از همه برای من وحشتناک تر بود
روز بعدشم عوارضش شروع شد شونه ام ک داشت می شکست و پهلوم ک خیلی درد میکرد
ولی خیلی زود سرپا شدم برای بلند شدن و راه رفتن واقعا درد کمی داشتم و از همین بابت هم خوشحال بودم

ولی اگ به عقب برگردم بازم بی هوشی انتخاب می‌کنم
آهان اون ماساژ رحمی ک تو ریکاوری هست با بی حسی خیلی دردناک خیلی ولی بی هوشی نه برام اونقدر هم درد نداشت