یه درد و دل مادرانه ❤️دلم خیییلی برای بچه م میسوزه😞برای خودمم همینطور . هرکاری از دستم بر میاد براش میکنم گاهی همش تو بغلم نگهش میدارم که مبادا بذارم زمین گریه ش در بیاد. دوماهه همسرم رو ندیدم و با پسرم تو خونه تنهاییم ، غذا نمیتونم بپزم ،فقط چیزای دم دستی و ساده که چی؟؟ که فقط پسرم گریه نکنه، نق هاش ادامه دار نشه ، تمام روزو فقط باهاش سروکله بزنم . روزا رو که با فروپاشی روزانه به شب میرسونم میشینم همش گریه میکنم. اینم اضافه کنم من اصلا نه بچه مو دعوا میکنم نه میزنمش(خدا نکنه بزنم). فقط میریزم تو خودم ، نفس عمیق میکشم، دندونامو فشار میدم از حرص و خیییلی دیگه طاقت نیارم فقط با صدای بلند میگم«خدایااااااا😭😭» که همینم پسرم چون میترسه گریه میکنه 😞 بعدم همش عذاب وجدان شدید دارم و حس میکنم بدترین مادر روی زمینم یا حس میکنم از پسش برنیومدم . تصمیم گرفتم خونه نشین بشم و جایی نرم بسکی میگن بچه تو پررو کردی از بس دعواش نمیکنی ماهم بچه بزرگ کردیم دعوا میکردیم که پررو و شیطون نشن و... 😞 نمیدونم چی درسته چی غلطه . اینارم فقط نوشتم تخلیه بشم و به یادگار اینجا بمونه . جمعه ۱۶ خرداد ۱۴۰۴

۹ پاسخ

من تا ۷ ماهگی دخترم بدون کوچکترین اغراقی توی هییییییچ مراسمی شرکت نکردم و هیچ مهمونی نرفتم
و بعد از ۷ ماه رفتم و فامیل واسه اولین بار دخترمو دیدن
هرکی هرچی گفت جواب دادم و با لبخند گفتم درست میشه
در مورد دختر منم خیلی حرف زدن ولی من هرکس چیزی گفت دیگه حتی اتفاقیم نگاهم بهش نیوفتاد
دختر من بیقرار نیست و گریه نمیکنه
اتفاقا خیلی واسه خودش بازی میکنه
ولی خیلی شیطونه
هرکیم میگه چقدر اذیت میکنه میگم بچست دیگه اسمش روشه مگه شما که بزرگین شیطونی میکنید؟پس دختر منم بزرگ شد درست میشه
از بچت دفاع کن
تو بهترین ورژن مادریتو گذاشتی واسه بچت هرکیم هرچی بگه قطعا از فوضولیه
جواب بده و بزار خودت به آرامش برسی

عزیزم کاملا درکت میکنم
من هم یک مادر دانشجو و شاغل و درگیر پایان نامه و در نقش مادر و همسر هستم و میدونم چقدر سخت و خسته کننده هست و آدم رو به فروماشی روانی میرسونه
نمیدونم همسرت کجا هستند اما امیدوارم زودتر کنار هم قرار بگیرید و کمی از مسئولیت هات کم بشه
اگر برات مقدور هست هفته ای چند ساعت بچه رو به کسی که اعتماد داری بسپار و برای خودت زمان بزار تا هم آروم بشی هم اینکه بتونی با انرژی بیشتری به مادری کردنت بپردازی
و اینو هم بدون ما هنوز خیلی راه داریم تا به نسل قدیم،مادر آگاه بودن رو نشون بدیم پس اصلا نگران نباش شرایط همه مثل تو هست و همیشه دفاع کن از این مادر آگاه بودنت و بگو من سعی میکنم بهترین مدل تربیتی رو برای فرزندم به کار ببرم
خدا قوت بهت مادر مهربون و فکی😍

این کتاب که اسمش برات مینویسم بخون یا مثل من پادکست گوش بده خیلی کتاب خوب و کمک کننده ای هست
کتابی که آرزو میکنید کاش والدین شما آنرا خوانده بودند

خواهری شما بهترین کارو میکنی
من پسر بزرگمو زیاد دعوا میکردم ولی الان که ۸ سالش شده میفهمم که چقدر اشتباه کردم و سعی میکنم جبران کنم
اطرافیان همه منتظر هستن من پسرمو دعوا کنم چون خیلی شیطونه ولی من برعکس بغلش میکنم نازش میکنم
به نظر من اصلا بقیه مهم نیستن فقط خودت و بچه مهمی
کاش منم میتونستم رفت و آمد نکنم

چقدر سخته که تنهایی عزیزم .خدا بهت قوت ممضاعف بده
مگ همسرتون کجاس؟

به نظرم روزی یک ساعت هم بچتون ببر بیرون حال هواش شه هم حال خودت خوب شده گناه داره...شوهرت کجاس؟

کامل درکت میکنم
حق داری گلم و کارت عالیه تو بهترین مامان هستی غصه نخور

منم برای دخترم که بچه اولم همینجوری بودم الآنم یه جا برند بچها اذیت میکنند میگم بگیریدش من خسته ام .حوصلشون رفته میخان جدید کشف کنند به تخم بچم که اذیت میکنند

بچه تو این سن اخه مگه دعوا کردن داره کسی هم ک بهت گفته برا خودش گفته اگ فکر میکنی رفتو آمددباهاشون برات اذیت کنندس نرو بهتر ولی خونه نشین براچی بچتو ببر بیرون پارک خانه بازی و کلی باهم خوش بگذرونین

سوال های مرتبط

مامان مــ🌙هـــوا مامان مــ🌙هـــوا ۱۴ ماهگی
اگه بخوام امروزمو تعریف کنم به معنای واقعی کلمه افتضاح بود 🥲
از صبح تا همین الان یه کله فقط صدای گریه های مهواس
نمیدونم چرا از واکسن یکسالگی مهوا خیلی تغییر بدتر کرد هم خوابش خیلی سبک شد و سریع پا میشه هم خیلی خیلی گریوتر شده به حدی که همش میخواد بغلم باشه والا کلا رو گریه اس
منم امروز بی حوصله ترینم و با گریه های مهوا سردرد و معده درد گرفتم و از صبح فقط دارم باهاش بداخلاقی میکنم که اشتباهه ولی امروز روز صفر من بود
گاهی با خودم میگم چه غلطی کردم بچه دار شدم حالم از بچه دار شدنم بهم میخوره گاهی هم میگم نکنه من نمیفهمم بچه چشه که همش گریه میکنه نمیتونه به من بگه چی میخواد
امروز انقدر مهوارو بخاطر گریه هاش دعوا کردم و حرفا و انرژی منفی زدم که قشنگ حالم از خودم بهم میخوره😢
در حال حاضر هم انرژیم صفره هنوزم نتونستم اکی بشم هنوزم تو سرم پشیمونم از بچه دار شدن ولی هنوز دلم نمیاد یه خار به پاش بره،هنوز چیزیش بشه قلبم میلرزه و اینم تضاد مادرشدن
تا شب همین بساط ما داریم امیدوارم فردا،فردای بهتری باشه




#پوشک
#رفلاکس
#شیرخشک
مامان مهدیار مامان مهدیار ۱ سالگی
سرم انگار بازار مس گراس بدنم لهههه اعصابم طوری ضعیف شده که فکر میکنم توانایی اینو دارم یوقتهایی پسرمو بکشم فقط دوس دارم یکیو خفه کنم یا دخترمو جای پسرمو انقد بزنم یا خودمو بکشم از دست این بچه راحت بشم

خانومها به نظرتون ممکنه بچه منو یا زنوگیمو دعا کرده باشن ؟؟ یا متلا امکان داره که بعضی بچه ها کلا ذاتا بهونه گیر نق نقو گریه کن شدید باشن ایا این ربطی به ژنتیک و وراتت هم داره؟؟



از صبح که این بچه بیدار شده تا الان نزدیک سه ساعتشو فقط داشت با چنان صدای بلندی گریه می کرد دنبالم که نفس تنگی تپش قلب گرفته بودم دارم خفه میشم خدایا از صدای گریه بچه متنفرم از اینکه کسی باهام حرف بزنه یا بهم زنگ بزنه کلا دوس دارم فقط تنهایه تنها باشم دارم روانی میشم


نه میتونم حمام کنم برم دسشویی غذا درس کنم اب بخورم حتی پاشم برم یه اتاق دیگه فقط باید دربست بشینم درخدمتش پیشش

اونم کاشکی حداقل پیشش می نشستم دیگه گریه نمی کرد به خداوندی خدا قسم من پیشش دراز میکشم خودمو میزنم به خواب بلکه دست از سرم برداره بره با اسباب بازیاش بازی کنه چنان گریه میکنه میاد میزنه توسرم میگه بلند شو بلند میشم می شینم پیشش بازم نق نق نق و گریه از من می گیره بره بالا اصلا مغزم دیگه یاری نمیکنه اخه این بچه چشه چرا این همه گریه میکنه بهونه گیره اصلا بحددددددددددددددددددی وابستگییش شدیده که تاحالا بچه اینطور ندیدم
شبم ارزویه یه دقیقه خوابو دارم دوس دارم تا یه ماه بخوابه بلند نشه دیگه
روزی هرار بار به غلط کردن میفتم میگم تو که دس کمکی نداری شوهرتم که هیچ مترسکیه اخه بچه دوم برای چیت بود همون اولیم همینطور بود تا بزرگ شد استخونهامو اب کردن این دوتا