اگه بخوام امروزمو تعریف کنم به معنای واقعی کلمه افتضاح بود 🥲
از صبح تا همین الان یه کله فقط صدای گریه های مهواس
نمیدونم چرا از واکسن یکسالگی مهوا خیلی تغییر بدتر کرد هم خوابش خیلی سبک شد و سریع پا میشه هم خیلی خیلی گریوتر شده به حدی که همش میخواد بغلم باشه والا کلا رو گریه اس
منم امروز بی حوصله ترینم و با گریه های مهوا سردرد و معده درد گرفتم و از صبح فقط دارم باهاش بداخلاقی میکنم که اشتباهه ولی امروز روز صفر من بود
گاهی با خودم میگم چه غلطی کردم بچه دار شدم حالم از بچه دار شدنم بهم میخوره گاهی هم میگم نکنه من نمیفهمم بچه چشه که همش گریه میکنه نمیتونه به من بگه چی میخواد
امروز انقدر مهوارو بخاطر گریه هاش دعوا کردم و حرفا و انرژی منفی زدم که قشنگ حالم از خودم بهم میخوره😢
در حال حاضر هم انرژیم صفره هنوزم نتونستم اکی بشم هنوزم تو سرم پشیمونم از بچه دار شدن ولی هنوز دلم نمیاد یه خار به پاش بره،هنوز چیزیش بشه قلبم میلرزه و اینم تضاد مادرشدن
تا شب همین بساط ما داریم امیدوارم فردا،فردای بهتری باشه




#پوشک
#رفلاکس
#شیرخشک

تصویر
۵ پاسخ

بیخیال همچی یه نفس عمیق بکش دستو صورتتو بشور موهاتو مرتب ببند یک لباس راحت و جمعو جور بپوش یه تاب شلوارکم تن مهوا کن یک کیفم درحد شیشه اب یا پستونک و .. بردار وگرنه که هیچی نمیخواد هرچه سریعتر بزن بیرون اولین سوپری که دیدی وایسا برو توش بچرخ یک چیزی واسه مهوا بخر حالا هرچی خودت میدونی چوب شوری بستنی وانیلی ابمیوه ای هرچی بعدم یک کافی واسه خودت بگیر اگه کافی دوس نداری حتما یک اب معدنی سرد یا یک ابمیوه جیگر حال بیار بگیر برو تو پارکی جایی بشین اگه پارک نزدیک نبود هرجا تو ایستگاه اتوبوس رو نیمکت پیاده رو هرچ
جایی تونستی بشین یکم نفس بکش اطرافو نگاه کن مطمئناا مهوا هم غرق اطراف میشه اگه نشد اون تنقلات بده دستش یا یکم اب بده بهش خلاصه اروم میشه خودتم اروم میشی اگه بری پارک که عالیه بچهارو میبینه ذوق میکنه بازی میکنه خسته میشه بیاد خونه سریع شیرشو بده بخوره بخوابه بعدم خودت استراحت کن و پاشو به کارات برس
حتما بزن بیرون بچها تو خونه کلافه میشن بهانه میگیرن بدتر لج میکنن نمیخوابن غذا نمیخورن

حالا برعکس تو من امروز برام عالی گذشت
روتین هر روز من بعد بیداری دادن صبحانه فوری و همزمان درست کردن یه نوع سوپ مخصوص بچه ها ، یه نوع کته یا برنج برای خودم و بچه ها و یه غذای انگشتی برای خودم و بچه ها که میشه یه بشقاب رنگارنگ من اینا رو با عشق آماده میکنم و باور کن انقد اینا نق میزنن که داغون میشم تا تموم میشه
بعدشم غذا دادن بچه ها و شستن و جارو و تمیز کردن جای غذاها و خلاصه کلی برنامه ریز و درشت تا شب به هیچکسم وابسته نیستم حتی شوهرم
از پس همه چی بر اومدم و میام
ولی گاهی منم مث تو کم میارم خیلی بده انقدر خودم و کنترل میکنم تا خوب بگذره😭
نمیدونم گاهی فکر میکنم حرفا و فکرایی که میاد تو سرمون انرژی دارن
با اینکه شبا خواب خوبی ندارم و گاهی بشدت عصبی میشم ولی خیلی خودم و کنترل میکنم
حس میکنم اثر عصبانیت و داد زدن و غم من بدجوری به بچه ها منتقل میشه
بهت پیشنهاد میکنم خیلی خونه نمون اینجور وقتا دست بچه رو بگیر برو پارکی خریدی نونوایی جایی…
خیلی تاثیر داره
من چون دوقلو دارم بدون شوهرم جایی نمیتونم برم اما عصر که میاد اگه دوتایی نریم بیرون من تنهایی یکیشو برمیدارم میرم نونوایی یا خرید و ،..
چقدرم خوش میگذره و تو روحیه خودم و بجه ها اثر مثبت داره
هر چی بیشتر تو خودت بریزی بدتر میشه پاشو برو بیرون خودتو‌رها کن🥺❤️

عزیزم غصه نخور و اصلا خودتو سرزنش نکن که همه ما همینیم منم‌گاهی به بچم پرخاش میکنم همین دیشب چون نمیخوابید منم خسته بودم سرش داد زدم بچم ناراحت شد پتو رو کشید رو سرش خوابید طفلک من تا یکی دوساعت داشتم به خودم لعنت نفرین میدادم انقد گریه کردم از عذاب وجدان دلم‌میخواست خودمو بکشم
مگه از بچه واسه مادر چی عزیزتره معلومه که با یه خم ابروی بچه هامون دنیا رو سرمون خراب میشه
همه اینا میگذره همه جی به روال قبل برمیگرده حتی شیرین تر از قبل فقط کافیه صبرداشته باشیم

منم پسرم صبح که بیدارشد با مهربونی کلی بغلش کردم بوسش کردم از صبح کلی بازی کردیم باهم الانم من دراز کشیده بودم خودش اومد تو بغلم سرشو چسبوند به سرم فهمیدم خوابش میاد بوسش کردم نازو نوازشش کردم خوابید 🥺🥰
منطورم اینکه میشه جبران کرد درسته کار خیلی احمقانه ای داد زدن سره بچه ای که هیچ درکو مفهومی از نکن، بشین ، گریه نکن، دست نزن ،غذا بخور و فلاااان ... نداره
ولی ماهااا آدمیم و هرآدمی ممکنه اشتباه کنه عصاب فولادی نداریم که
خودتو سرزنش نکن هرکی میگه من دعواش نمیکنم سرش داد نمیزنمووو این افاده هااا ، دروغه به هرحال بوده ثانیه ای که از دسته بچه ها کلافه شدن باشن و یه دعوای کوچولو کرده باشنش....

خیلی عادیه عزیزم برای همه مامانا این اتفاق پیش افتاده

اخ درکت میکنم...گاهی ک اینجوری میکنه انقد با خودم حرف میزنم و فحش میدم.که بدتر میکنم.
پسر منم بعد واکسن خیلی بدتر شد

سوال های مرتبط

مامان جوجه طلایی🩵 مامان جوجه طلایی🩵 ۲ سالگی
یه درد و دل مادرانه ❤️دلم خیییلی برای بچه م میسوزه😞برای خودمم همینطور . هرکاری از دستم بر میاد براش میکنم گاهی همش تو بغلم نگهش میدارم که مبادا بذارم زمین گریه ش در بیاد. دوماهه همسرم رو ندیدم و با پسرم تو خونه تنهاییم ، غذا نمیتونم بپزم ،فقط چیزای دم دستی و ساده که چی؟؟ که فقط پسرم گریه نکنه، نق هاش ادامه دار نشه ، تمام روزو فقط باهاش سروکله بزنم . روزا رو که با فروپاشی روزانه به شب میرسونم میشینم همش گریه میکنم. اینم اضافه کنم من اصلا نه بچه مو دعوا میکنم نه میزنمش(خدا نکنه بزنم). فقط میریزم تو خودم ، نفس عمیق میکشم، دندونامو فشار میدم از حرص و خیییلی دیگه طاقت نیارم فقط با صدای بلند میگم«خدایااااااا😭😭» که همینم پسرم چون میترسه گریه میکنه 😞 بعدم همش عذاب وجدان شدید دارم و حس میکنم بدترین مادر روی زمینم یا حس میکنم از پسش برنیومدم . تصمیم گرفتم خونه نشین بشم و جایی نرم بسکی میگن بچه تو پررو کردی از بس دعواش نمیکنی ماهم بچه بزرگ کردیم دعوا میکردیم که پررو و شیطون نشن و... 😞 نمیدونم چی درسته چی غلطه . اینارم فقط نوشتم تخلیه بشم و به یادگار اینجا بمونه . جمعه ۱۶ خرداد ۱۴۰۴
مامان 🐣🫀شاهان🫀🐣 مامان 🐣🫀شاهان🫀🐣 ۱۳ ماهگی
خدایا من چرا نباید لذت ببرم از بچه داری ...
همش درگیر وزن کم و هیچی نخوردنش بودم ک ی مدت گفتم بیخیال باشم چون درست نمیشه فقط عذاب میدم هم خودمو هم بچه رو با اصرار کردن هام ..
الان دو هفته میشه ک خواب نداره
هر ساعتی از شب بخوابونمش فقط یک ساعت می‌خوابه و بعدش بیدار میشه تا صبح گریه می‌کنه
آب بهش میدم میگم شاید تشنه باشه نمیخوره
شیر درست میکنم میگم شاید گرسنه باشه نمیخوره
حتی همش بغلم سرپا میچرخونمش آروم نمیشه تا خود صبح همش گریه گریه گریه
حتی پاراکید میدم میگم آروم بشه نمیشه
روز هم نمی‌خوابه ک بگم خوابشو روز می‌کنه فوقش ی ساعت می‌خوابه دیروز اون ی ساعت ظهرم نخوابید گفتم دیگه شاید دیشب بخوابه باز نخوابید
خیلی هم در حال تحرک و حسابی خسته میشه
اینم بماند ی مدتها کلا میگه بغل باشم و سرپا بگردونم کلا بچه من از اول خیلی بدقلق و ...بود
با مامانم دوتایی از پسش برنمیایم همش سردرد هستیم چون خواب نداریم
دکتر هم ی هفته پیش بردمش چک کرد چیزی نگفت
آخه من چکارکنم چجوری بفهمم چرا نمیتونه بخوابه