۵ پاسخ

حالا بی شوخی ماهایی که خودمونم مادرشدیم خیلی وقتا احتیاج داریم بغل مادرمون بخوابیم چه برسه به بچه ۳ساله

منم یه مدت جدا کرده بودم خودمون هم پایین تختش می‌خوابیدیم
حس کردم خوابش آرامش نداره خیلی بیدار میشد
بعد گفتمش میخوای تو بغل خودم بخوابی پایین
گفت آره
دیگه الان یه مدته هممون تو پذیرایی می‌خوابیم پسرم یکم با فاصله از ما میزارم بخوابه راحت تا صبح می‌خوابه

بنظرم واقعا زوده من خودم یادمه تا هفت هشت سالگی پیش مامانم می‌خوابیدم 😅

من که اصلا بهش فکر هم نمیکنم شوهرم میگه اتفاقی بیفته نفهمیم یا بیدار نشیم چی

منم هیچوقت دلم راضی نمیشه لاوین بزارم اتاق دیگه شاید اصن آب دهنش پرید گلوش شاید ناله کرد تب داشت من از کجا بفهمم

دیگه منسوخ شده جدا کردن خواب بچه ها

سوال های مرتبط

مامان ایرمان🤍 مامان ایرمان🤍 ۲ سالگی
هیچوقت اهل نفرین و فحش و نمیدونم این حرفا نبودم اما بخدا زندگی کردن تو این جغرافیا عفت کلامو از آدم میگیره🥲
جمعه ها معمولا برق نمیرفت ولی این سری یهو برق رفت و منم نمیدونستم رفتم تو تراس لباسا رو پهن کنم یهو صدای سه چارتا جیغ بد شنیدم با عجله اومدم بیرون دیدم همه جا تاریکه پسرم با چنان وحشتی پرید بغلم گردنمو سفت گرفته بود فقط گریه میکرد الهی بگردم میخواسته بره اتاق یهو همه جا خاموش شده حالا دو روزه اصلاا تنها نمیره تو اتاق. دیشب میخواستیم بخوابیم نمیومد اتاق میگف الان برق میره تا دم اتاق میاد میگه بغلم کن
دیشب خوابیدیم نصف شب با گریه پاشد فهمیدم ترسیده بخدا سه ساعت تمام رو مبل بودم تو بغلم خوابیده تکون میخوردم بریم اتاق جیغ و گریه
دیگه امروز میدونستم ساعت هفت میره قبلش بردمش بیرون تا ساعت۹فقط تو خیابون الکی چرخیدیم که برق بیاد اننقدم شلوغ بود افتضاح خوابشم میومد مغز منو خورد انقد نق زد🥲
خستم شد نشستیم تو پیاده رو یهو دوتا موتور یگان وسط خیابون با یه نفر درگیر شدن و تیراندازی و... مردم از ترس یکی گف بچشتو بردار برو خطرناکه فقط بغلش کردم بریم
خلاصه هیچی
دست و پا و کمر و سر و مغز وتمام اعضای بدنم درد میکنه از خستگی
امشبم احتمالا اوضاع داریم تو خواب
از خستگی از عصبانیت دارم منفجر میشم
حیف که عاااشق مادری کردن بودمو هستم🙂
وگرنه اینجا بچه دار شدن از چشم بسته بند بازی کردنم وحشتناک تره💔