۱۴ پاسخ

نمیدونم دلیل خنده بعضی خانوما به ایشون چیه؟
یه مادره
شاید دست تنهاست
شاید روح وجسمش خستش
کاش مادرهای دست تنها کسیو داشتن بچه رو گاهی میسپردن بهش

عزیزم من پروفایلتو دیدم قبلا پرسیدی که از شوهرت عصبانی میشی سر بچه ات خالی می‌کنی بعد چه انتظاری از این بچه‌ داری ؟ من پسرم اخیرا خیلی بچه پر رو شده خیلییی شلوغی میکنه آخر شب دلم میخواد بگیرم بزنمش اما خودمو میزنم بالش رو میزنم
خواهش میکنم کمی مهربون تر باش تو شلوغ هاش دعواش نکن اصلا صبورتر باش چند سال دیگه بزرگتر میشه آروم تر میشه
احتمالا خودت هم افسردگی داری که البته هممون تو این دوره زمونه داریم یکم رو خودت کار کن

با مشاور حرف بزن
میشه گف دلیل رفتار بد بچه ها خودمونیم الگو خوبی نیستیم

عزیزم نیازی به تربیت نداره اون از شما الگو برداری میکنه اگه بچه اروم میخوای اروم باشین اگه بچه مودب میخوای مودب باشین و بقیه چیزا

به روان پزشک یا روان شناس مراجعه کن
هیچ بچه ای بد نیست توی محیط و تحت رفتارهایی که باهاش میشه بد میشه
بهتره اصلاح بشه همه رفتارای اطرافیان باهاش
اونم به مرور خب میشه

وای حس میکردم فقط من این حس هارو دارم چه خوب که این تاپیکو دیدم
فهمیدم که مشکل از من نیست پس😂
همه مامانا کم میارن
آخ که یه نفر یک روزم نمیتونه پسر منو نگه داره انقدر بچه اذیت کنیه
بخدا دیگه کم آوردم

همش از خستگیه عزیزم وگرنه بیزار نیستی ؛ کافیه یک روز بچتو نبینی اونوقت خودت متوجه میشی چقدر دوستش داری
آره برا منم پیش اومده که دلم بخواد نبینمش دیگه خسته بشم توانم کم بشه بنظرم با بچه های الان کاملا طبیعیه اگه این حس بیاد سراغمون؛ اگه میتونی برای روان خودت پیش مشاور برو ی جایی که بدون قضاوت فقط بشنوه حرفاتو خیلی آرومتر میشی فکرت خالی میشه

منم دقیقا همین حس رو پیدا کردم بسکه اذیته همین حرف رو دیشب زدم گعتم برو بزار بهزیستی نمیخامش

پسرمنم اذیت میکنه ولی دیروز زایمان کردم دخترموبدنیااومد الان باسختیا ک کشیدم برازایمان قدرپسرمو بیشتر میدونم یاداونروزات رفته

عزیزدلم منم همینم به خدا میدونم کم میاری منم میارم
دقیقا همین امشب گفتم دیگه خسته شدم از پیپی میکنه تو شلوارش
ولی تا همین الان که ساعت ۲.۵ شبه رفتم دیدم خوابیده بالش همسرم افتاده رو صورتش قلبم گرفت
به خدا تنهایی و افسردگی و شرایط سخت باعث میشه وگرنه شما هم راضی نمیشین یه مو از سرش کم بشه
به اندازه همه مامانها درکتون میکنم به خدا

در اوج لجبازیه

منم بعضی وقتا اینجوری میشم واقعا از بچم بدم میاد ولی چاره چیه

عزیزم تو درقبال اون بچه مسئولی من هم بچم خیلی اذیت میکنه ولی تحملم خیلی بالاست اون به خواست خودش به این دنیا نیومده ما خواستیم اوردیمش برا بچت ارزش قائل باش نذار از چشم همسرت هم بیوفته اگه بد بچتو پیش شوهرت بگی فورا از چشمش میوفته ث هیچوقت پیش بچت این حرفارو نگو

خخخخخ خوب بچه های مام شیطونن گوش به حرف نمیدن هرچی رو‌میگن طبیعت سنشونه منم هرشب میگم دیگه نمیکشم😂😂😂😂صب دوباره شروع میکنم😂😂😂

سوال های مرتبط

مامان مهربون مامان مهربون ۴ سالگی
شیرخشک فرزندپروری شیردهی
سلام مامانی گل .سال ۴۰۵ مبارک . سال جدید پر از سلامتی و حال خوب و آرامش برای همگی باشه. الهی که همه اونایی که از خونه هاشون رفتن به سلامتی و دل خوشی برگردن.
یه چیزی میخوام بگم ببینم شمام براتون پیش اومده. میگن من مثلا یه مسئله سخت که پیش میاد همش دنبالشم که تموم بشه و به آرامش برسم و دقیقا وقتی تموم میشه یه چیز دیگه پیش میاد.
باور کنید که بهش باور ندارم . نگاه نکنید یه وقتا اینجا مینویسم و روانی شدم. ولی بینهایت ادم خوشحال و مثبت و پرانرژی بودم و سعی میکنم باشم . ببینید بچه ای که آلرژی داره واقعا روح مادرش آسیب میبینه .ولی کلا میگم.چرا باید اینجوری باشه که از یه مشکل درمیای میدفتی تو یا چیز دیگه. من ادمی بودم که هر لحظه گفتم و نیگم خدایاشکرت. مثلا یه نمونه ش من دوران حاملگی وحشتناکی داشتم تمام دوران بارداری تهوع شدید که فقط تا اول ماه شش وزن کم کردمو خواب هیچی به معنای واقعی . تا تو اتاق عمل بالا اوردم. دو بار اسباب کشی . هفته اخر همش بخودم میگفتم داره تموم میشه راحت شدم ،تو راه بیمارستان خوشحال کخ تموم میشه . اونقدر زایمان بدی داشتم. بازم کنار
همش به شوهرم میگفتم راحت شدیم فقط بریم خونه و بعد شروع شد تازه . از سه روزگی بیمارستان . بستری بیمارستان های مختلف . این یه نمونه بود . چرا وقتی فکر می‌کنیم به راحتی رسیدیم یه چیز دیگه شروع میشه !
لطفا برام بنویسید
ممنونم دخترا