۱۵ پاسخ

قدمش پراز خیر و برکت 🩷

قدمش خیر باشه...سرماخورده بودی که تب و لرز گرفته بودی عزیزم؟

مبارکه عزیزم بسلامتی دلخوشی من پسرم جمعه هفت نیم صبح آمد فروردین

چند هفته به دنیا اومدع؟

عزیزم دلم به سلامتیییی🥹😍
مبارک باشه قدمش
😍😍

چند هفته بودی مبارک باشه

عزیزممم مبارک باشه قدمش پر از خیر و برکت چند هفته بودی

مبارک باشه عزیزم

ای جانم خوش قدم باشه

چندهفته بودی عزیزم

قدمش خیر باشه انشالله برا کشورش تو دستگاه که نرفت بعد چند هفته بودی

عزیزدلم‌مبارکت باشه شکر خدا که صحیح و سلامت اومده بغلت

چن هفته بودی عزیزم زایمان کردی

آخییی شبیه دخترمنه

ای جونم چ نازع مبارکت باشه

سوال های مرتبط

مامان ♥️Alma،Hamin💙 مامان ♥️Alma،Hamin💙 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی .
من سونو داده بودم کلا ۱۲ روز دیگه میخواستم تا تاریخ ان تی و با تاریخ پریودم ۸ روز .
وزن بچم تو‌اخرین سونو ۴ کیلو و ۲۵۰ گرم بود دکتر بخاطر همین ختم بارداری داد نامه داد برا بستری شدن و امپول فشار گرفتن .
منم چهارشنبه صبح رفتم بستری شدم روز اول امپول تزریق کردن دردم نگرفت روز دوم ول کردن امپول فشار کم کم دردام شروع شد از ساعت ۱۲ ظهر دقیق درد شدید داشتم تا ساعت ۳ و ۲۰ ظهر ک نی نی دنیا اومد .دردام خیلی شدید بود ولی همزمان ورزش میکردم و کریه و داد و بیداد .😐
دیگه دنیا ک اومد یکم راحت شدم جفت بچه هم دیر اومد ولی اخر سر ی تیکه اش موند با کلی بخیه و خونریزی و لخته دوباره حالم بد شد و ساعت ۱ شب فرستادنم اتاق عمل هم دهانه رحمم پاره شد و هم ی تیکع از جفت موند با امپول بی حسی عمل کردن و دو شب ای سی یو بستری بودم الان اومدم بخش .
پسرمم بستریه نفساش یکم تند دیگع گفتن تا عصر ی مرحله دیگه شیر بخوره میفرستیمش بخش .
بچم با وزن ۴ کیلو و ۱۰۰ گرم طبیعی بدنیا اومد ولی بازم خداراشکر ک هر دو سالمیم 🤲🤲💙💙🧿🧿
مامان 🍓Liana🍓 مامان 🍓Liana🍓 ۶ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت 1


حدودا ساعت۶ صبح بود که دردام شروع شد در حد پریودی خیلی کم هر ۷ دقیقه یه بار ۶ دقیقه یه بار می‌گرفت ول میکرد گفتم حتما دردام تازه شروع شده تا ساعت ۳ بعد از ظهر صبر کردم و نرفتم بیمارستان ۳ ظهر وقت دکترم بود رفتم سونو بچه رو نشون بودم که گفت مایه بچه کمه بستری مینویسم ساعت ۵ رفتم بیمارستان بستری شدم معاینه کردن گفتن ۱ سانتی بعد از نیم ساعت گفتن ۲ هستی آمپول فشار رو زدن دردام شروع شد هر ۵ دقیقه یه بار می‌گرفت ول میکرد رفته رفته شدید تر شد هر ۳ دقیقه یه بار میشد اومد معاینه کرد گفت ۲ سانتو نیمی گفت تا صبح شاید زایمان کنی رفتم دسشویی مدفوع داشتم رفتم دردام خیلی شدید بود مامانم هی کمرمو ماساژ میداد بعد یکم راه رفتم بعدش دوباره رفتم رو تخت که دردام قابل تحمل نبود خیلی زیاد شد زور اومد بهم زور زدم کیسه آبم پاره شد به مامانم گفتم نگاه کرد گفت همراه با خون هست رفت ماما رو صدا کرد اومد گفت بچه داره میاد مامانمو بیرون کردن اینم بگم نفس عمیق خیلی تاثیر داره تو زایمان حتما انجام بدین