سوال های مرتبط

مامان مهدیار✨️ مامان مهدیار✨️ ۲ ماهگی
پارت پنجم : روز دوم ( ترخیص )

من ساعت ۶ بعد از اینکه بچه رو شیر دادم دیگه حالم اوکی بود و نخوابیدم ، یکم به خودم رسیدم و راحت کارهای شخیصم رو انجام میدادم ( البته من از شب قبل هم راحت بودم )
شونه و لوازم آرایشی ببرید و فرداش قشنگ به خودتون برسید ، باور کنید توی روحیه‌تون حیلی تاثیر داره
صبحانه ساعت ۶ونیم اومد و شامل ( تخم مرغ آب‌پز + کره و پنیر + کاچی ( کم شیرین و خوشمزه بود) )
ساعت ۹ فرآیند ترخیص شروع شد و گفتن همراه بره گواهی ولادت بگیره و بعد از اون کارهای حسابداری که تا تقریبا ساعت ۱۰ و نیم ۱۱ طول کشید ( نه اینکه پروسه طولانی باشه ، ما یکم شل کار کردیم )
ساعت ۸ اومدن واکسن زدن بهش و موقع ترخیص یک قطره به بچه دادن که همون فلج اطفال بود و لحظه آخر میدن که دیگه بچه توی بیمارستان نمونه
ساعت ۹ دکتر اطفال ، دکتر زنان اومد
اول شنوایی سنجی بچه رو انجام دادن و بعدش بچه رو گفتن کامل لخت کنید تا پزشک اطفال قشنگ بچه رو چک کنه
اگه بچه مشکوک به زردی باشه آزمایش میگیرن و همونجا خودشون کارهاش رو انجام میدن
راجع به تعداد دفعات ادرار و مدفوع بچه میپرسن و ی معاینه کلی
مامان جوجو مامان جوجو ۱۱ ماهگی
خانما تو به هرکی میپرستین بیان کمک .من اجباری سزارین شدم ۳۹ هفته ۵روز روز اول ساعت ۷بود آوردند به اتاق
همراه بغلیم اومد کمک هی گفت من سزارین بودم شیرت خوبه کافیه نزار خوش بشه هی بچه گرفت رو سینه ام نوک سینه ام درد میکرد هی میگفتم میگفت اول باید راه بیفته شیر میاد از این حرفا فرداش دیگه خودم بلند شدم بچه ام بغل کردم اما سینه ام داغون بود شک کردم گفتم شیر ندارم بچه سیر نمی شه هی یکی اومد سینه ام کشید ن خوبه بچه شکمش کوچیک اندازه یه کپسول تو خوبی بچه اون روز ۴بار مدفوع کرد تا شب من نخوابیدم شیرش دادم صبح یه بار مدفوع کرد ترخیص شدم واکسن زدن بردم بیرون دکتر اطفال ۳ساعت با بچه قنداقی معطل خانم دکتر شدم بردم گفت کم مدفوع کرده بچه تب داره گفتم تو ماشین گرما بودم واکسن زدن گفت ن تب داره یکم موندم دیدم تبش ۳۷روی ۲شده بعدش سینه ام شیر چندقطره اولش میاد بعدش انگار نمیاد سینه ام اون ک همیار بغلی گیر داده بود زخم شده بچه ام هنوز رنگ مدفوع عوض نشده یه شیر خشک دادم بالا آورد. چیکار کنم چه گلی بگیرم
مامان جوجه طلایی🐣🩵 مامان جوجه طلایی🐣🩵 ۱۶ ماهگی
پارت ۳
من با خودم شیاف دیکلوفناک برده بودم ولی اصلا به کارم نیومد چون پمپ درد داشتم
من از بعد عمل شیر داشتم همون آغوز رو ولی بچه رو سیر نمیکرد و خودمم بلد نبودم درست شیر بدم بخاطر همین اون شب به بچه خیلی سخت گذشت و تا ساعت ۳ کلی گریه کرد و بیمارستان اصرار شدید داشتن که فقط شیر خودمو بخوره اخر عصبی شدم گفتم بهش شیر خشک دادن تا اروم بگیره و تخت خوابید تا صبح
منم راحت خوابیدم
توصیه م اینه که رو خودتون حتی اگه گرمتونه حتماااا پتو بندازین و گرم نگه دارید پا و کمرتونو .خیلی حساسه بعد عمل سرما بزنه دردتون چند برابر میشه
خلاصه فردا صبح دکتر خودم اومد و ویزیت کرد و ترخیص خودمو داد و بعد از شنوایی سنجی اومدن واسه بچه چکش کردن و بعد دکتر اطفال اومد نامه ترخیص داد و واکسن خوراکی بچه رو بهش دادن و ما مرخص شدیم و اومدیم خونه و واسه خونه به عنوان کمکی شیرخشک اپتانیل گرفتم و با خطره چکون میدادم به بچه ولی دفع ادرارش خیلی کم بود .
روز ۴ به دستور دکتر اطفال ما بردیمش بیمارستان برای غربالگری (چون تایم تولد پسرم یجور بود که بهداشت تعطیل بود مجبور شدم ببرم بیمارستان ولی خداروشکر میکنم بابت این قضیه چون) تو جواب آزمایش زردیش مشخص شد ۱۸ و همونجا تو بیمارستان دوشب بستری شد و اگه ما میبریم بهداشت خدا میدونه چقدر سردر گم می‌شدیم و چه بلایی سر بچم میومد ...
مامان آیاز🧿🩵🍼🫶🏻 مامان آیاز🧿🩵🍼🫶🏻 روزهای ابتدایی تولد
مامان محمد مصطفی🐣 مامان محمد مصطفی🐣 ۱۳ ماهگی
تجربه سزارین مامان اولی ۳
من برا بیمارستان شیر خشک نبرده بودم بدون اینجا همه میگفتن بیمارستان اجازه نمیده
شب اول هرچی سعی کردم به بچه شیر بدم نداشتم پرستارا اومدن هرچی فشار دادن شیری ترشح نشد و بچه گشته بود همش گریه میکرد اونجا بهم گفتن بهش شیر خشک بده ساعت ۴ صبح بود و همه جا هم بسته بود دیگه
برا همین پیشنهاد میکنم شما بگیرید داشته باشید که مثل من اسیر نشید تو اتاق ها دنبال شیر خشک از مامانا باشید
من خیلی درد داشتم ولی بلند شدم بتونم راه برم تا بتونم مدفوع کنم
و مرخص بشم
فردای زایمان همسرم کارای ترخیص انجام داد دکتر اومد برا معاينه گفت بچه زردی داره باید بستری بشه زردیش ۹ بود
ابن تجربه منه شاید کمکتون کنه
من چون بی تجربه بودم با این عدد زردی بستری شد بچه خودمم موندم ابن کار باعث شد بهیم عفونت کنه چون ۵ روز تپ بیمارستان بودم نشد به بخیم برسم و آب نخورد از طرفی رو‌ صندلی خوابیده بودم و جوری بود که همش فعالیت داشتم خیلی به بخیم فشار اومد
در صورتی که بچه های با زردی ۱۸ بستری میشدن
دیگه بعد چند روز با رضایت شخصی مرخص شدم چون بیمارستان اصلا دارویی نمی‌داد به بچه و فقط میگفت داخل دستگاه باشه بچم هم اصلا داخل دستگاه نمی‌رفت و گریه میکرد
دیگه اومدم خونه و شروع کردم سنتی درمان زردی انجام دادن