۷ پاسخ

سلام عزیرم اسم دکتر چیه دکتر من 20 تومن هزینه میگیره نیکان غرب رفتی یا شرق؟

عزیزم مرسی که برامون نوشتی منم انشالله بیمارستان نیکان میرم وقتی به نی نی شیر میدی برای ماهم دعا کن زایمان خوبی داشته باشیم و بچمونو سالم بغل بگیریم انشالله

مبارک باشه عزیزم پاقدمش خیر باشه 🥹♥️

مبارک باشه مامان قوی😍😍
عزیزم منم پونزدهم نیکان وقت دارم از چیزایی که برده بودی چیا لازمت شد که وسیله اضافی نبرم؟ نکته ای برای بیمارستان اگه هست بگو🥰🌸

چقد هزینه بیمارستان زیاد شده
خدارشکر بچت سالم اومد بغلت

۵۲ بیمارستان شد دکترت چقدر هزینه گرفت عزیزم

خداروشکر که راضی بودی؟ درد بعد راه رفتن خیلیه؟ بعد کی سرپا شدی؟

سوال های مرتبط

مامان کایان 🩵🚙 مامان کایان 🩵🚙 ۱۷ ماهگی
تجربه سزارین پارت پنجم)
بعدش ناهار آوردن مامانم داد خوردم بعدش هی می‌رفت بچه رو میپرسید بعد ۵ساعت اومدن شن رو ورداشتن سوند رو در آوردن گفتن نیم ساعت بعد کمکیمون میاد راه برید من خوشحال شدم چون میرفتم بچمو ببینم اومد لباس بخش پوشوند کمکی بعدش بلندم کرد یکم دردم اومد زیاد نه پا شدم کم کم راه رفتم که رسیدم به آن ای سیو بچمو دیدم خدا انگار شوهرم خوابیده بود😂🥹 بعدش وضعیتشو پرسیدم گفتن خیلی خوبه و خوشحال شدم برگشتم شرت پوشیدم نوار گذاشتم و دارز کشیدم اومدن شیاف گذاشتن شربت دادن شکمم کار کنه و شب شد شام خوردم چای خوردم پاشدم راه رفتم اصلا دردی نداشتم زیاد و همه خوابیدن من فکرم پیش پسرم بود تا صبح خوابم نبرد صبح صبحانه اوردن خوردم رفتم بچمو دیدم کلا فرداش اصلا درد نداشتم انگار نزاییدم🤣 گفتن دکتر بیاد مرخص کنن شاید خوبه بعدش برگشتم دیدم فرنی آورده بیمارستان بعدش اومدن آموزش شیردهی کارت واکسن بچه رو دادن دکتر بچه اومد گفت اگه سینه بگیره مرخصه رفتم شیر دادم گرفت سینه رو گفتن ۱۲مرخص میشه برگشتم دراز کشیدم شوهر و مادر شوهرم اومدن ناهار آوردن خوردم بعدش رفتم بچه رو پرسیدم که گفتن پیامک میاد باباش بره حسابداری نامه بیاره ببرینش منتظر پیامک شدیم که دکترم اومد فداش بشم حالمو پرسید دارو نوشت بچه رو پرسید گفتم رفت دستگاه خیلی ناراحت شد تا گفتم مرخص میشه الان خوشحال شد بعدش رفت پیامک اومد مرخص شد نینی لباساشو بردم پرستار پوشوند منتظر پیامک من شدیم حالا😂 اونم اومد منم مرخص شدم همه چی رو جمع کردیم پاشدم لباس پوشیدیم دیگه رفتیم اینم از تجربه زایمان منم قشنگا امیدوارم زایمان راحتی داشته باشید همتون😘♥️
مامان عسلچه🍼 مامان عسلچه🍼 ۱ ماهگی
پارت چهار/🌸
خلاصه تا صبح مایعات خوردم و هی اروم اروم تو راهرو و اتاق راه رفتم(راه رفتن خیلی اسون نیست اما جوری هم نیست که نشه. هرچی بیشتر راه برید قدمای بعدی راحت تر میشه) خلاصه دیگه انقد راه رفتم که فردا صبحش تقریبا راحت بچه بغل میکردم و تو اتاق میچرخیدم.
این وسطا هم پرستارا دائم میومدن قند بچه رو چک میکردن و پوشکشو عوض‌ میکردن. صبح هم گفتن باید حتما مدفوع کنم که مرخصم کنن. همراه صبحونه هم بهم یه شربت دادن که کمکم کنه مدفوع کنم(خیلی مهمه تو بیمارستان مدفوع کنید حتی درحد خیلی کم چون باید مطمئن بشن که دچار انسداد روده نشدید پس ریسک نکنید و الکی نگید کردید)
خلاصه تا ۱۲ ظهر دکتر اطفال رسید و اومد بچمو معاینه کرد و زردیشو ظاهری چک کرد بعدم براش واکسن زدن و مرخصمون کردن. خلاصه به من واقعا خوش گذشت و هزاربار برگردم عقب انتخابم سزارینه. از تک تک مراحلش لذت بردم حتی باوجود سختی اما واقعااا شیرین بود
فقط یه نکته که خیلی کمکتون میکنه. اینکه وقتی رسیدید خونه حتما هر ۱۲ ساعت شیاف دیکلوفناک بذارید قشنگ آب رو آتیشه
امیدوارم برای کسایی که استرس سزارین دارن کمک کننده باشه
اصلا استرس نداشته باشید
مطمئن باشید بکی از قشنگ ترین تجربه های زندگیتون میشه🌸
مامان دلارام 🦋 مامان دلارام 🦋 ۵ ماهگی
مامان 🎀
رز🎀 مامان 🎀 رز🎀 روزهای ابتدایی تولد
دارو زدن من خوب شدم یکم که به خودم اومدم صدا دکتر شنیدم گفت وای خدا چقدره ملوسه مامانش دخترت خیلی خوشگله 🥹اون لحظه همش میگفتم وای درد دخترم به قلبم دست خودممم نبود همش تند تند میگفتم تا آوردن بوسش کردم آروم شدم
بعدش بردنم ریکاوری اینقدر که شوق دخترم داشتم همش در حال تلاش بودم پام تکون بدم تند تند سعی میکردم پرستار ها وقتی تلاش دیدن اونا هم خیلی تشویقم کردن بعد ی ساعت از ریکاوری در اومدم در حالی که همه سه چهار ساعت موندن
پمپ درد نگرفتم خداروشکر با شیاف دردی حس نکردم البته بگم بستگی به میزان تحمل خودتونم داره وقتی که رفتم داخل اتاق خودم خانواده ام گفتن بیان دخترممم آوردن تا هشت ساعت نه بالشت زیر سرم بود نه سرم تکون دادم چیزی هم نخوردم پرستار ها اومدن بعد هشت ساعت تمیزم کردن شورت و پد گزاشتن برام مایعات گفتن میتونی بخوری و بعدش باید بلند میشدم راه میرفتم
موقع بلند شدن واقعا سخت گذشت بم اما در حد پنج دقیقه بعدش خوب شدم
من خیلی اراده داشت و خیلی زود به زود از تخت میومدم پایین راه میرفتم

در کل بیمارستان تمیز بود خیلی پرستار ها همه کارا رو خودشون انجام دادن برام تا لحظه ای که مرخص شدم
هزینه دستمزد دکتر ۳۵
هزینه بیمارستان با اتاق خصوصی ۱۰۰
هزینه تزیین اتاق که گرفتم ۱۵
مامان اِلینا🐥💗 مامان اِلینا🐥💗 ۱۶ ماهگی
سلام اومدم تجربه زایمان طبیعیمو بزارم 🙂

پارت یک
من روز هشتم تیر رفتم بیمارستان نوار قلب گرفت و معاینه انجام داد و گفت اصلا دهانه رحمم باز نشده و خیلی هم سفته
با اینکه پیاده روی انجام داده بودم و ورزشایی مثل اسکوات و چمباتمه انجام داده بودم ولی هیچ تاثیری نداشت شربت خاکشیر هم خورده بودم
ولی هیچی. خلاصه که بهشون گفتم بخاطر یه شرایط و مشکلاتی باید زایمان کنم و قبول کردن و گفت فردا صبح بیا بستری بشی دکتر ماما بهم گفت روغن کرچک بخورم و پیاده روی کنم و قرص گل مغربی شیاف کنم واسم یه سونو هم نوشت و انجام دادم
فرداش ساعت شش و نیم صبح بیدار شدم و دوش گرفتم و صبحونه خوردم و راه افتادم سمت بیمارستان 🫠 رفتم اورژانس بهم گفتن باید نامه بستری بیاری :/ حالا باید تا ساعت ۱۰ صبح صبر میکردم دکتر زنان بیاد و نامه بستری بگیرم یه ساعتی منتظر موندم و دکتر اومد و منو دید و شناخت گفت چرا مستقیم نیومدی زایشگا😑 اینجوری اذیت نمیشدی یه دکتر دیگه هم معاینه تحریکی انجام داد و گفت یه فینگری بعدم نامه بستری گرفتم و رفتم کارای بستری رو انجام دادم و ساعت ۱۱ صبح بود بستری شدم
مامان نورا 🌱 مامان نورا 🌱 ۳ ماهگی
#تجربه_زایمان_پارت۴
همراهی تخت بغلی اومد بچمو بغل کرد ازش کوشی کرفتم زنگ زدم به مامانم ک من اومدم تو بخش بیا
دیگ مامانم اومد بالا
من ده و نیم عملم تموم شد تقریبا ساعت ۱۲ونیم درد پریودی اومد سراغم کمر درد و دل درد و حسم داشت برمیگشت
اومدن برام دوتا شیاف گذاشتن و گفتن تا ساعت ۶ نباید چیزی بخوری
ساعت ۶ اومدن سوند و‌جدا کردن برام شرت پوشندن و‌نوار کذاشتن و گفتن بلند شو راه برو و برو سرویس
حقیقتا اولین راه رفتن خیلی سخت و‌ترسناک بود
سرویس هم ک رفتم خود پرستار اومد برام نوار کذاشت و‌کمکم کرد و تا شب مامانم چندبار بلندم کرد ک راه برم
صبح متخصص اطفال اومد بچه رو‌چک کرد و‌پرسید بچه دفع داشته یا ن
ک خداروشکر بچه هم ادرار کرده بود هم مدفوع
فقط شکم‌خودم کار نکرده بود ک برام شیاف گذاشتن شکمم کار کرد و ساعت ۱۱ مرخص کردن و با نوراخانم اومدیم خونمون
امیدوارم همه ی کسایی ک‌توراهی دارن به سلامتی بچه شونو دنیا بیارن
و هرکی ارزو داره خدا بهش بده
فقط اگ سزارین شدین نترسین و سعی کنین زیاد راه برین چون هرچی بیشتر راه برین بخیه هاتون زودتر ترمیم میشه
مامان 🍒آراد🍒 مامان 🍒آراد🍒 ۶ ماهگی
تجربه ی زایمان سزارین پارت شش 🩵🎊
روز شنبه ۰۵/۰۲/۰۵

تغریبا ۳۰ دقیقه هم تو ریکاوری بودم که بازم اومدن شکمم رو فشار دادن هر دفعه شاید کمتر از ۲۰ ثانیه طول میکشید ولی هم ترس داشت هم استرس هم درد خلاصه بعدش رفتن شوهرم و صدا کنن که بیاد دنبالم بریم بخش که شوهر رفته بود خونه به دخترم و پسرم سر بزنه🤣✋
بابام اومد منو تحویل گرفت و رفتیم بخش اینجا دردم کمتر از سزارین اولم بود و هنوز سر بودم ( سزارین اولم سر کمرم خیلی زودتر باز شد )

بعدم خدمه اومد جامو عوض کرد ( حتما پوشک بچه و شیاف ببرید با خودتون ) ۲ تا شیاف زیرم گذاشت یدومه هم … و شیاف گذاشت

من ساعت ۱/۲۰ دقیقه ظهر عمل شدم و باید تا ۱۰ شب چیزی نمیخوردم بعدشم گفتن مایعات بخورم و دو ساعت بعدشم غذا ( که چون من هموگلوبینم از ۹ اومد رو ۷ دیگه
گفتن فقط مایعات بخورم تا صبح و اینم خیلی سخت بود و من ۲۴ ساعت تمام چیزی نخورده بودم

خلاصه اون شب پسرمم هر چی شیر میدادم سیر نمیشد تا خوده صبح گریه کرد و‌ نمیخوابید چون من اصلا شیر نداشتم 😫😭

( چقدر قانون بدی که نمیزارن به بچه شیرخشک بدی چقدر بچه ام عذاب کشید کاش قایمکی میدادم ) 😒

فرداش ساعت ۲ ظهر هم مرخص شدم

( پارت های قبلی هم هست اگه دوست داشتید برید از اول بخونید ) مرسی که وقت گذاشتید امیدوارم به دردتون بخوره


تمام 🌱
مامان کوثر 🌸 مامان کوثر 🌸 ۳ ماهگی
پارت 7
اونجا هم بودم دیدم بازم شوهرم اومد دم زایشگاه گل و شیرینی اورد و با کلی نسکافه و اینا برام رفع بی حسی دیگ اونجا خواب رفتم از خستگی وقتی بیدار شدم کوثر رو اوردن شیر دادم بعد دکتر بیهوشی اومد امپول اپیدورال رو از کمرم در اورد و رفت منم اماده شدم برا رفتن به بخش
دیگ رفتم بخش اتاقم خصوصی بود دیگ دراز کشیدم استراحت کردم راستی کل لوازم بهداشتی رو هم دادن شورت نخی پریودی با کلی نوار مسواک خمیر و یه دست لباس نو برای کوثر خودشون پوشوندن و لباس های مارو قبول نکردن دیگ دم به دقیقه اومدن برای اموزش و اینا دیگ طرفای شب بود مامانم که از شهر دیگ راه افتاده بود رسید پیشم شام دادن خوابیدیم شب چند بار اومدن برای چک کردن بچه و خودم فشار گیری و اینا خیلی پیگیر بودن حتی کوثر رو میبردن خودشون عوض میکردن تمیز میکردن میاوردن صبح شد دکتر شنوا سنجی اومد گوشای بچه رو‌ نگا کرد خوب بود بعد دکتر‌ خودم اومد ویزتم کرد داروهامو نوشت رفت بعد دکتر کوثر‌ اومد ویزیت کرد گفت سالمه بچه رفت و در اخر هم ما ترخیض شدیم ساعت 4/30 بردن کوثر رو اماده کردن اوردن لباساشو عوض کرده بودن یه البوم خاطرات هم دادن و اولش هم عکسشو انداخته بودن چسبونده بودن
مامان سیدمتین مامان سیدمتین ۲ ماهگی
سلام مجدد
ساعت ۱۰:۲۰ بود که سیدمتین با سلام و صلوات دکتر آهنگری بدنیا اومد ( دکتر آهنگری خیلی خوشرو هست و من همیشه حس خیلی خوبی ازش میگرفتم و روز عمل هم قوت قلبم بود ) تا ۱۱:۳۰ اتاق عمل بودم بعدم رفتم ریکاوری تا ۱۲ ریکاوری بودم ، ۱۲ رفتم بخش . بچه رو بردن نوزادان برای اکسیژن گفتن بچه‌های سزارین رو ۲_۳ ساعت میبریم اکسیژن بعدش میاریم . ۲:۳۰ بچه رو آوردن گفتن شیر بده شیر دادن با بیحسی خیلی سخت و ستم بود نه خودت تسلط داری نه بچه در کل سر سینه‌هام چاک چاک شد
تا ۸ ساعت هم نباید چیزی بخوری بعد ۸ ساعت باید مایعات رو شروع کنی و کم کم پشتی تخت رو بلند کنی بشینی و آروم بیای لب تخت و بیای پایین راه بری (یه ربع قبل از این که پاشم شیاف گذاشتم )
خوردنی هم چیزای مقوی و ملین بخورید که زودتر شکمتون کار کنه تا زود مرخصتون کنن
من از ۸ شب تا فردا ظهر که مرخص بشم اینا رو خوردم
(عرق گوشت ، حلیم ، آب برگه و انجیر ، نسکافه ، هلو ، شلیل ، کمپوت گلابی ، کمپوت آناناس ، آب هویج ، آدامس نعنایی حتما بگیرید بعد این که پاشدید بجوید و راه برید نفخ رو میگیره زودتر شکمتون کار میکنه من یکم به مشکل خوردم ، کسایی که مثل من یبوست دارن بیشتر باید حواسشون باشه راستی تو خود بیمارستان شربت لاکسی ژل دادن اول گفتن ۱قاشق شکمم کار نکرد گفتن ۳قاشق بخور . آخر نزدیک ظهر شکمم کار کرد )