سوال های مرتبط

مامان حانیه و علی مامان حانیه و علی ۱۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی

سلام مامانا. من ۶/۵/۴زایمان کردم.
۳۹هفته و ۶روز و چون دردای خودم شروع نشد روز قبلش دکتر معاینه تحریکی کرد. یکم درد داشتم ولی هر چی به شب نزدیک میشد دردا کم میشد.
دیگه صبح ساعت نه و نیم بستری شدم و با آمپول فشار دردا شروع شد.
من زایمان دوم بود اولی هفت ساعت درد کشیدم تا بدنیا اومد ولی سر پسرم نه و نیم که سرم رو وصل کردن یواش یواش دردا شروع شد. ولی تقریبا همون ساعت اول کیسه آبم پاره شد. روند دردا خیلی خوب بود و چندتا آمپول زدن که متفاوت از زایمان اولم بود. خلاثه در کمال تعجب نزدیک دوازده دیدم احساس دفع دارم و ماما گفت که بچه داره میاد و دکترم رو صدا کرد.

برام جالب بود چون دردا نسبت به زایمان اولم بهتر بود و تا لحظه زایمان تایم بدون درد هم داشتم ولی زایمان اولم دیگه اون آخرا همش درد بود.
خلاصه روند دردا ها خوب و قابل تحمل بود و سعی کردم ورزش هم انجام بدم. ولی خوب چون سر بچه یکم بزرگ بود اون لحظه تولد خیلی سختم شد و خدا روشکر بچه سالم بدنیا اومد.
ان شاالله همگی به سلامتی زایمان کنید.
مامان آقا علی 🩵🤰🏻 مامان آقا علی 🩵🤰🏻 هفته سی‌وهشتم بارداری
مامان 🌙MAHDYAR💙 مامان 🌙MAHDYAR💙 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمانم(طبیعی)۱۴۰۵.۶.۱💙😍پارت چهارم:تو اون حین ساعت ۶ صبح هم یه صبحانه دادن خلاصه من اصلا و ابدا درد نداشتم ریلکس بچه هم حرکاتش خوب بود ساعت ۹ تا ۱۲ که سرم فشار برام وصل بود درد شدید گرفتم انقباضات منظم و هر ۳ الی ۵ دقیقه یکبار بود منم چون کیسه آبم ۳ شب پاره شده بود قبلش هم فعالیت داشتم خسته بودم جون نداشتم وقتایی که درد نداشتم خوابم میامد وقتی درد داشتم حس شدید زود با دم و بازدم و صدا های بم رد میکردم بدترین قسمت ماجرا این بود اون نوار قلب کوفتی همش بهم وصل بود جلو دست و پاهام بود همش هم رو تخت دراز بودم سرما تو دست آویزون از دستگاه نمیتونستم یکم تحرک کنم حین درد یا رو توپی چیزی بپر بپر کنم حرکات لگنی کنم دردم کم بشه هیچ کس هم کمکم نمیکرد راهنمایی نمی‌کرد تو اتاق تنها بودم فقط با دم و بازدم رد میکردم درد هارو خدارشکر آستانه دردم بالا بود درکل کل پروسه زایمان و دردم از ۹ صبح تا ۱۲ ظهر که زایمان کردم ۳ ساعت بود کلا ۳ ساعت درد کشیدم و زایمان کردم....
بارداری زایمان زایمان شیردهی شیردهی نوزاد نوزاد تغذیه