۹ پاسخ

چرا فکر میکنی سزارین آسونه ؟اخ خدا هنوز کمرم داغونه بخاطر امپول بی حسی... اخ وقتی از اتاق عمل میای بیرون و بیحسی میره درد وحشتناک داری ناتوانی حتی نمیتونی بچتو بغل کنی شیر بدی الان ک مینویسم اشک تو چشمم حلقه زده.... من آرزوم بود طبیعی زایمان کنم اما نشد

آخی 😕❤️ من فک میکردم وقتی ادم تجربه داشته باشه راحتتر باشه... با یه مشاور صحبت کن. جاری منم سر دومی افسردگی زایمان گرفت. خودش میگفت بیشتر بخاطر کم توجهی شوهرش بود. چون شوهرای ما کارشون سنگینه و خیلی همش درگیر کارن یادشون میره زندگی یعنی چی😑

عزیزم کلا مث من بخدا هر چقدر از دردام بگم کسی نمی‌فهمه من خیلی خیلی درد کشیدم اذیت شدم بچه اولم بود هنوز ک هنوزه درد باهامه و گریه میکنم

صبوری کن تا ۴۰ روز دیگه بهتر میشه حالت.
حال بدت طبیعیه ولی بهش اهمیت نده به قول خودت سرتو با بچه گرم کن .

من ۲۴ساعت درد طبیعی رو کشیدم بعدش سزارین شدم
تا ۲۰روز بعد زایمانم یاد زایشگاه میوفتادم گریه میکردم
اصلا فکرشو نمیکردم طبیعی اینقد مضخرف باشه

ب این فکر کن اینهمه درد و تحمل کردی بخاطره اینکه فرشته پاک و معصوم ک طبیعی و با کمک خودت و خدا دنیا آوردیش😍😍
خیلی قشنگه اتفاقا😍😍

اتفاقامنی کع بعدازدوتاطبیعی سومی سزشدم خیلی ناراحتم چرابه بدنم ظلم کردم خیلی دردوحشتناکی داره خیلی خداراشکرکن که طبیعی شدی

ناراحت نباش هر نوع زایمانی سختی خودشو داره زایمان سزارین هم بعدش درد و اذیت زیاد داره

عزیزم من بچه سومم تازه بدنیا اومده و بهت بگم جوری زایمانم سخت بود ودردناک ک فکرشو نمیکنی
خاطره زایمانمو نوشتم دوست داشتی بخون

سوال های مرتبط

مامان دونه برفی❄ مامان دونه برفی❄ ۱ ماهگی
پارت 1
اومدم خاطره زایمانم بگم. بگم که چجوری بهم گذشت. من الان حدود هشت روز زایمان کردم. زایمان اولم خیلی راحت تر بود الا که فکرشو میکنم، زایمان اولم 33 هفته زایمان زود رس داشتم واسه همین برای زایمان دومم می‌ترسیدم. وقتی فهمیدم باردارم، از ده هفتهگی شروع کردم به شیاف گذاشتن تا هفته ۳۶، آخر هفته ۳۶. بعد دیگه زایمان من طبیعی بود. خلاصه من احساس درد داشتم ولی خیلی کم. خیلی هم حالت تهوع شدید و یار شدید تا دقیقه نود داشتم. واسه همین دوست داشتم بچه رو زودتر بردارن. هفته ۳۷ بود که رفتم پیش دکترم معاینه کرد، گفت یک سانتی.
و بهم گفت شیاف گل مغربی استفاده کنم که در عرض یک هفته بتونم زایمان کنم، پیاده‌روی بکنم و اینا. دیگه من اومدم شیاف گل مغربی رو حدود 4شبی استفاده کردم، بدون هیچ تغییری، یعنی یک سانت هم تغیر نکردم. کلی پیاده‌روی کردم، تهوع خیلی به فشار می‌اورد، انقباض داشتم، ولی انقباضای خیلی وحشتناکی بود، ولی منظم نبود، نامنظم بود. طوری بود که دیگه کلافه هم کرد و شوهرم هم از یه طرف مرخصیش تموم می‌شد، همش بهم می‌گفت بری سریع‌تر زایمان کن، بچه رو بردارن مرخصیم تمومه باید برم. خلاصه.
مامان حانیه و علی مامان حانیه و علی ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی

سلام مامانا. من ۶/۵/۴زایمان کردم.
۳۹هفته و ۶روز و چون دردای خودم شروع نشد روز قبلش دکتر معاینه تحریکی کرد. یکم درد داشتم ولی هر چی به شب نزدیک میشد دردا کم میشد.
دیگه صبح ساعت نه و نیم بستری شدم و با آمپول فشار دردا شروع شد.
من زایمان دوم بود اولی هفت ساعت درد کشیدم تا بدنیا اومد ولی سر پسرم نه و نیم که سرم رو وصل کردن یواش یواش دردا شروع شد. ولی تقریبا همون ساعت اول کیسه آبم پاره شد. روند دردا خیلی خوب بود و چندتا آمپول زدن که متفاوت از زایمان اولم بود. خلاثه در کمال تعجب نزدیک دوازده دیدم احساس دفع دارم و ماما گفت که بچه داره میاد و دکترم رو صدا کرد.

برام جالب بود چون دردا نسبت به زایمان اولم بهتر بود و تا لحظه زایمان تایم بدون درد هم داشتم ولی زایمان اولم دیگه اون آخرا همش درد بود.
خلاصه روند دردا ها خوب و قابل تحمل بود و سعی کردم ورزش هم انجام بدم. ولی خوب چون سر بچه یکم بزرگ بود اون لحظه تولد خیلی سختم شد و خدا روشکر بچه سالم بدنیا اومد.
ان شاالله همگی به سلامتی زایمان کنید.