۴ پاسخ

عریزم سعی کن. فعلا با قوانین پسرت جلو بری نازشو بکش جایی میرین همون اپل بکو از دور سلام کنید پسرم دوست نداره دست و بوس بده یک لبخند با چاشنی چشمک هم ب پسرت بزن
بذار ببینه هواشو داری
همه توجهت ب اونه
من تا زمانی ک دومی بدنیا نیومده بود پسرم گلی از گلهای بهشت بود چون همه جوره حواسم بهش بود
دومی ک‌اومد شرایطم سخت شد بکم کم توجه سدم کلا پسرم عوض شده
انقدر لج میکنه
انقدر گریه میکنه
انقدر لاغر شده

دختر منم همینجوریه. تازگی ها یکم داره بهتر میشه. البته مورد های دیگه اضافه میشه

باید بیشتر ارتباط با بچه ها بگیره
پسر من قهر و گریه نمی کرد ولی خیلی وابسته بود به من و همسرم
دو سال و نیمش بود مهد بردم و واقعا عالی بود
میتونی کلاس های مادر و کودک ببری تا بیشتر ارتباط بگیره با اطرافیان

دختر منم بود. ولی، رفتم بیرون. بردمش پارک. باهاش حرف بزن. خیلی زیاد.

سوال های مرتبط

مامان آرشا مامان آرشا ۵ سالگی
دوستان راهنماییم کنید من خیلی خستم فرسایش روحی روانی گرفتم از بس که پسرم نافرمانه و هیچ حرفی رو گوش نمیده و مدام کارای بد به عمد میکنه که بشین نکن بهش بگم خسته شدم کلافه شدم دلم ارامش میخواد
ایقد براکارای خوبش تشویقش میکنم ولی بیفایده اس به عمد اون کارو که تشویقش کردمو برعکسش انجام میده که بگم نکن
ایقد اروم و باحوصله بودم ولی چندمدته بی حوصله ترین شدم بخاطر کاراش
به حدی اذیتم میکنه که همه میگن هیچ بچه ای این کارا نمیکنه و البته خودمم. توی همسن و سالاش اصلا ندیدم که در این حد نافرمان باشه
حتی از خستگی زیاد و تموم شدن تاب و تحملمون چندین بار کتک خورده و حتی تهدید شده و ترسیده ولی انگااار نه انگار
موندم چکار کنم
دگه به مرحله ای رسیدم مه هم به اون هم خودم دارم اسیب میزنم
حتی ارزوی بیرون رفتن یا دورهمی باخیال راحت دارم
توماشین هم که دور میزنیم یه کاری به سرکون نیاره که صدبار پشیمون میشیم از بیرون رفتنمون
منم ادمم نیاز به ارامش دارم دگه موندم چطو باهاش رفتار کنم
جایزه و …بیفایده اس برا یه لحظه اش هس😔😔😔😔😔😔
مامان گل پسر و تودلی مامان گل پسر و تودلی هفته بیست‌وهفتم بارداری
خانما تورو خدا کمکم کنید پسر من شبا تو اتاق خودش می‌خوابه خیلی وقته ، هیچ وقتم مشکلی نداشته ، شبا ساعت ده و نیم میبرمس تو اتاقش براش قصه و لالایی میگم بوسش میکنم و با هم حرف می‌زنیم ، دیگه ساعت یازده خواب بود ،بعذس دیگه من میومدم تو اتاقم ، خودش هم میدونین که وقتی خاوبس می‌بره من میام تو اتاقم و هیچ مشکلی نداشت ، الان سه چهار شبه نمی‌دونم چش شده همین کارارو براش میکنم اما میگه خوابم نمی‌بره ،بلند میشه گریه می‌کنه میگه خوابم نمی‌بره بیام تو اتاق شما ، دو شب بردمش تو سالن با هم جا انداختیم خوابیدیم ولی دیدم اینجوری نمیشه ، باباشم باهاش صحبت کرد که باید مثل همیشه هر کسی تو تخت خودش بخوابه ، اونم قبول کرد اما دوباره شب که شد ماجرا شروع شد ، الان دو ساعت آوردمش تو تختش ،هر از چند دقیقه یه بار بلند میشه میشینه میگه من اگر بخوابم تو نری ها ، تو بمون ، مشکلم اینه اگر هم بگم باشه دو باره ساعت سه صبح بیدار میشه با گریه میگه کجایی ، منم از بس نشستم پایین تختش خسته شدم خودمم خوابم میاد عصبانی شدم خیلی دعواش کردم گفتم می‌خوام برم تو اتاق خودم اونم خیلی گریه کرد ولی مجبور شد قبول کرد ،حالا هم فکر کنم خوابیده ، ولی خیلی نگرانشم ، نمی‌دونم چش شده ؟اصلا اینطوری نبود