۵ پاسخ

منم بچه اولم تا رسیدم زایشگاه ۱ ساعت طول کشید تا دنیا بیاد این یکیو میگم حتما زودتر میاد چون تازه زایمان کردیم

ببخشید میتونم بپرسم اولی چن دیقه یا ساعت طول کشید دنیا بیاد؟

مبارک باشه گلم
بستگی به شرایط ادم داره کسی که کل درداشو تو خونه بکشه و وقتی دید هر چند دیقه درد زایمان داره بره زایشگاه زودتر زایمان میکنه
البته عین شما زایشگاه نزدیک باشع ادم اینجوری کنه وگرنه علایم زایمانو دیدین به خاطر دوری راه زودتر بره

آره بابا طبیعی زایمان دوم راحت تر و سریعتره
من اولی ۳ ساعت طول کشید دومی نیم ساعت

انشالله برا سومی راحترین باشی

سوال های مرتبط

مامان فاطمه‌وتودلی🐣 مامان فاطمه‌وتودلی🐣 ۱ سالگی
سلام مامانا خوبین
من از الان استرس زایمان و بیمارستان رو دارم چون زایمانم طبیعیه دلم نمی‌خواد اصلا بیمارستان دولتی برم زایمان کنم دولتی خیلی اذیت میکنن و بی ادبن سر دخترم رفتم خصوصی دکتر خودمم خیلی خیلی عالی و خوب بود خودش بدون دستمزد اومد زایمانم کرد کلی هم برام وقت گذاشت با وجودی که هم شب قدر بود هم ۲ فروردین کلا بخاطر من تو بیمارستان مونده بود تا بزام حالا زنگ زدم بیمارستان میگن زایمان طبیعی ۸۵ پایه اش تازه بدون بی حسی اسپاینال و ماما همراه و اتاق خصوصی و ......
همسرم میگه حیفه این پولو بدیم بیمارستان الکی برو دولتی این پولو بدم بهت از یه طرف واقعا دلم نمیاد از یه طرفم دلم نمی‌خواد برم دولتی باز اگر سزارین بودم می‌گفتم دولتی عمل می‌کنه تموم میشه می‌ره اما طبیعی خیلی سخته از الان غصه ام گرفته موندم چیکار کنم ترس و وحشت زایمان طبیعی هم دارم باز سر دخترم نمی‌دونستم چطوریه زایمان طبیعی استرس نداشتم الان که دردش رو کشیدم خیلی خیلی استرس دارم خیلی هم سخت زا بودم پدرم در اومد دو شب بیمارستان خوابیدم 😮‍💨😭😭
مامان ریان مامان ریان ۱۴ ماهگی
تجربه ی من از زایمان طبیعی شکم دوم دوس داشتین بخونید
پری روز صبح از خواب بیدار شدم استفراغ میکردم سرگیجه داشتم ی دردای ریزی داشتم شکمم و کمرم تحمل کردم شب رفتم بیمارستان معاینه کرد گف دو سانتی ان اس اتی گرف خوب نبود سرم اینا زدن خوب شد نوار قلبش ولی چون قند خون کنترل نشده داشتم دکتر بهم گفت دردات شروع شد برو نشد برو بدون درد بچه خفه نشه و اینا برگشتم خونه ی دردایی داشتم شب تا صبح ولی قابل تحمله صبح چون خون همراه ترشح ازم در اومد ترسیدم رفتم بیمارستان معاینه کردن همون دو سانتم ولی فشارم رو ۱۵بودش د زود بستریم کردن اورژانسی با امپول فشار زاییدم از ساعت یک ظهر تا پنج ظهر زایمان کردم ساعتش کمتر از زایمان اول بود ولی خیلی سختر بود همه دانشجو یکی سوئد میزاره یادمیگیره بام چون بلد نیستن خیلی درد میگرفتم یکی انژیوکت یک فشار یکی معاینه همه همزمان اتاق پر ماما دانشجو بودش خیلی ترسیده بودم خیلی بد بودش اصلن اجازه ندادن از رو تخت بلند شم همش دراز کشیده بودم نوار قلب بچه وصل بودش ی دردایی میگرفتم جونم در میومد تا دختری دنیا اومد خیلی ریزس ولی از بس رو خودم فشار اوردم زور زدم از داخل پاره شدم چندنا بخیه خوردم از داخل با اینک مثل زایمان اولم نی چون از داخب بیرون خیلی بخیه خورده بودم ولی زایمان اولم راحتز بود ازدیزوز ک زایمان کردم تا خود الا دارم درد میکشم هر نیم ساعت ی دلپیجه بدی میگیرتم وقتی بچه رو شیر میدم همینطور ک گناه دارهه اصلن بش نمیدم در حد چن قطره موقع زایمانم بچه خیلی بالا بود هی فشارم میدادن با دوتا دستاش به دانشجو ها میگف ایطور‌ فشار بدین هی فشار میدن تا خود الان نمیتونم نفس بکشم میگهه بچت سرش عرضی بودش نمیدونم چطور شد زایمان کردم 🥲🥲
مامان اناردون مامان مامان اناردون مامان ۱ سالگی