۷ پاسخ

بگو اونا چون خواهر ندارن میخان توام نداشته باشی اخع خواهرا داداشاشونو خیلی دوس دارن بگو قرارع بیاد انقد باهات بازی کنه
اسمشم بگو بیا رو‌کاغذ بنویسیم بندازیم تو به کاسه هرکدومو تو برداشتی اسم خواهرت میشه همون بعد ک خوندی بگو ارنیکاست بزار ب بابا خبر بدم ک تو برای خاهرت چه اسم قشنگی انتخاب کردی😍🥴

بنظرم پیش پسر خواهرات دیگه نبر😂😂خیلی بد اموزی دارن. بازی کن باهاش با قرعه کشی یا بادکنک ترکوندن

هر اسمی خودت دوست داری بزار
به پسرت بگو اون اسم رو اداره قبول نکرده


بهشم بگو اونا حسودن تو داری آبجی دار میشی اونا چون خودشون ندارن از قصد میگن

نزار بره خونه خواهرت تو‌ناخوداگاه بچع تاثیر میزاره خدایی نکرده بعدا زد میوفته با خواهرش

بزارید ارنیکا تو خونه همون ک پسرتون دوس داره صداش کنید تا یکم بزرگتر بشه از این حساسیته دور بشه

بنظرم آرنیا قشنگتر کمتر هم هس نبست ب آرنیکا

بزارید آندیا


بگو ثبت احوال با اسم پیشنهادیت موافقت نکرده

سوال های مرتبط

مامان گل پسرام 😍 مامان گل پسرام 😍 هفته سی‌وهشتم بارداری
من دوتا پسر دارم این یکی هم پسر شده البته پسر بزرگم که ۱۴ سالشه پیش پدرش یعنی شوهر سابقمه زنداداشم ۳تا دختر داره ۱ پسر حالا همش میگه تو اصلا دختر نداری نمیدونی طعم دختر چیه دختر فلانه بسانه خودم میدونم دختر خوبه تو خونه آدم داشته باشه اما حالا که نشده زنداداشم هی تیکه میندازه منم پسر دارم خواهر کوچیکم هم دوتا پسر بعد امروز داشتیم صحبت میکردیم میگه کیان کجاست گفتم با باباش رفتن بیرون میگه آها دیدی الان تنها سدی پسرت بزرگ بشه نمیمونه خونه همش میره بیرون تو تنها میمونی اگه دختر داشتی کنارت میموند منم بهش گفتم اتفاقا استراحت میکنم منم تنها دختر خونه سوگلی خونه روز دختر روز مادر روز زن فقط برا من کادو میخرن خرید برم فقط منم که خرید میکنم اگه دختر داشتم انقدر که باید برا دختر خرید میکردم پولی نمیموند برا خودم بخرم بعد میگه آره راست میگی دقیقا همینطوره من از بس برا دخترام خرج میکنم پولی برا خودم نمیمونه گفتم پس هی نگو خدا بهت دختر نداده خلاصه که خودم از این جور حرفا خوشم نمیاد دختر و پسر هیچ فرقی نداره من خودم وقتی میرم بیرون چیزی ببینم برا کیان قشنگه میخرم چه دختر چه پسر هردو هم سختیهای خودشون رو دارن هم شیرینی دوتاشون هم تو زندگی خوبه اما اینکه همش بگن دختر فلانه پسر فلانه واقعا خوب نیست
مامان فرشته کوچولو مامان فرشته کوچولو هفته سی‌ودوم بارداری
خانما خیلی تو تنگنا هستم شوهرمم یدنده حالا بهتون توضیح میدم راهنماییم کنید چیکار کنم از دیشب اینقدر گریه کردم چشمام درد میکنه صحبت اسم پسرم شد شوهرم تو عقد که بودیم باباشو از دست داد همون موقع میگفت من دوست دارم پسر دارم بشیم اسم بابامو بزارم منم دوست نداشتم حقیقتا این طرز فکرو برام خوشایند نبود ولی اون موقع چیزی نگفتم مخالفتی نکردم گفتم حالا شرایط خوبی نداره الان وقتش نیست بخام بحث کنم از طرفی اسم باباش غلامرضا بود که میگفت بزاریم غلامرضا مخالفت کردم گفتم نمیشه گفت رضا که اونم نمی تونستم باهاش ارتباط بگیرم حقیقتا ولی مخالفتی نکردم گفتم حالا تا اون موقع البته همون زمانم میگفتم که من اسم رضا رو بیشتر به صورت ترکیبی دوست دارم تا تنها ولی میگفتم حالا گوشه ذهنمون داریم تا به موقعش تصمیم بگیریم حالا باردار شدم از وقتی خاهراش فهمیدن پسره همش رضا رضا میکردن خودشم همش میگفت رضا حتی بچه رو به این اسم صدا میکرد منم بهش گفتم من نمی تونم با رضای تنها ارتباط بگیرم باید ترکیبی باشه اول که اصلا زیر بار نمیرفت بعد گفت محمدرضا گفتم محمد رضا رو مردم ممد صدا میکنن من دوست ندارم یا امیر رضا یا علیرضا از طرفی امیررضا اسم کسیه که ازش بدمون میاد و آدم خوبی نیست و این هم خود به خود از گزینه ها رفت کنار علیرضا هم اسم بابای منه منم دیشب گفتم تنها گزینه ای مونده برامون علیرضاست که خوشش نیومدو گفت نمیشه که دقیقا اسم باباتو بزاری رو بچه بعدا مردم میگن که چرا حالا اسم اونو گذاشتینو از این حرفا منم خیلی ناراحت شدم و کلی گریه کردم گفتم تو منو تو تنگنا گذاشتی که اسم بابام باشه و فلان نذاشتی من برای بچم با خیال راحت اسم انتخاب کنم من به خاطر تو اینقدر گزینه هام محدود شد و ... بعدم یجورایی بحثمون شد