۱۰ پاسخ

چند تا بخیه خوردی؟

بلاخره چهارتا مغربی جواب داددددددد🤣😍😍

عزیزم مبارکهههههه

عزیزم شما ماما همراه نداشتی؟

اخر چند سانت باز شدی؟
من هفته بد باید بزام حتی ی ثانتم بازنشده

برا ماهم دعا کن ❤

مبارکت باشه باشه گلم چشم و دلت روشن❤

مبارکه بالاخره زاییدی تموم شد😅

مبارک باشه نی نی

عه شهدا بودی😍 من راه به راه اونجام خیلی خوبن

سوال های مرتبط

مامان 🫄🫄🫄🫄🫄 مامان 🫄🫄🫄🫄🫄 روزهای ابتدایی تولد
داستان زایمان دوم 😜

سونو ها هر کدوم یک تاریخ داده بودن، پیش یک دکتر رفتم گفت دو هفته وقت داری ، بعد سه روز زنگ زد اشتباه شده از وقتت هم گذشته باید بری بستری بشه، منم تصمیم گرفتم همون شب برم، که سر غروب دیدم انقباض دارم و هر یک ربع می‌گرفت، تا ساعت شیش که همسرم اومد گفت بریم بیمارستان، ولی خب درد نداشتم ، منم رفتم حموم و شام درست کردم و غذامون هم خوردیم و ظرفارو شستم تا ساعت ده و نیم شب رفتیم بیمارستان تا ساعت یازده و نیم شب بستری شدم و دوازده شب معاینه کردن که گفتن چهار سانت باز شدی،، بعد برام آمپول اپیدورال زدن تا ساعت یک و بیست دقیقه زایمان کردم،زایمانم خیلی خوب بود ، طبیعی بودم، فقط موقع زور زدن چون اپیدورال کردی سخته ، درد زور بیشتر هست، موقع بچه اولم چون اپیدورال نکرده بودم درد زایمانم هست ساعت ولی موقع زور بدون درد بود، ولی این یکی برعکس شد،بخیه هامم درد نمیکنه و نمیسوزه، همه چیز عالی، از بیمارستان راضی بودم، برخورد پرستار و پرسنل بیمارستان هم خوب بود، تنها بدیش معاینه بود که خیلی درد آور،، بچه اولم و که بیمارستان امام رضا بودم خیلی بد بود همه چیزش کشتارگاه واقعی، ولی این بیمارستان عالی، همراهم دوستم بود تو بیمارستان،ولی بعد چند ساعت رفت ،کلا ۲۴ ساعت نگه داشتن و واقعا خسته شدم ول نمی‌کردن ،الان هم یک نینی ناز و ملوس دارم ، احساس سبکی دارم، در کل طبیعی ترس نداره، اگه اپیدورال کنی خیلی بهتر میشه،و دوستدارم تا سال دیگه بچه سوم هم بیارم ☺️
مامان تیام مامان تیام ۶ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۱
خب از اونجایی بگم که من خیلی دنبال سزارین بودم ولی چون بیمارستان های دولتی هزینشون بالا بود و دکتر ها زیر میزی زیاد میخواستن نمی‌تونستم سزارین کنم بیخیال شدم و گفتم میرم طبیعی با اپیدورال
بعد دختر دایی همسرم عمم و خیلیا که تجربه هم طبیعی داشتن هم سزارین بهم گفتن شده پول قرض کن ولی سزارین کن طبیعی خیلی وحشتناکه منم که از قبل ترس طبیعی رو داشتم استرسم هزار برابر شد
آقا دیگه زد شرایط اسفند ماه پیش اومد و ما از کرج اومدیم سمت شهرستانمون ک تو یزد هست چندتا دکتر رفتیم و قبول نکردن سزارین بنویسن گفتم نهایت طلامو میفروشم میرم خصوصی ک بعد عید قیمت بیمارستان های خصوصی سر به فلک کشید آخرین شانسمو امتحان کردم رفتم پیش یک دکتر بیمارستان دولتی که اونم اول مقاومت کرد بعدش گفت حالا ببینم چی میشه من ی امیدی ته دلم گرفتم که سزارینم می‌کنه گفت ۳۵ هفته بیا سونو رشد رفتم و دوباره ۳۷ هفته رفتم و بجای نامه سزارین طبیعی نوشت گفت چون بیمارستان دولتیه من باید یواشکی و به یک بهونه ای بیام سزارینت کنم
مامان نــــورا🦋 مامان نــــورا🦋 ۱۰ ماهگی
سلام مامانا میخام از تجربه زایمان طبیعیم بگم شاید بدردتون بخوره
اول این که برای زایمان طبیعی به بدنتون نگاه کنید باید خیلی بدن قوی و آماده ایی داشته باشین
من روز زایمانم ساعت ۷ صبح بیدار شدم خیلی ترشح های زرد داشتم همراه کمر درد تا ساعت ۱۲ ظهر ترشحات خیلی زیاد شد و غیر قابل کنترل بود و همچنان تنها دردم کمر درد بود رفتم مطب پیش دکترم گفت کیسه آبت پاره شده و چهار سانت دهانه رحمت بازه فوری برو بیمارستان و بستری شو منم الان میرم بیمارستان ساعت ۵ رفتم بیمارستان هفت سانت شدم و دردام قابل تحمل بود تو بیمارستان کلی ورزش انجام دادم پوزیشن های مختلف وقتی نه سانت شدم همه چی آماده کردن برا زایمان برام گاز انتونوکس وصل کردن با این که شنیده بودم خیلی کمک میکنه برای زایمان ولی هیچ تاثییری نداشت برا من امپول ایپیدورال خوب بود وقتی بخیه زدن اصن هیچی حس نکردم ولی با این همه چیز میزا خیلی خیلی زایمان ترسناکی بود ولی تنها خوبی زایمان طبیعی این که بعد عمل سرپایی ولی بازم به کسی پیشنهاد طبیعی نمیکنم چون خودم خیلی اذیت شدم 🥲💔