۶ پاسخ

خودتو مجبور کن که حداقل روزی دو صفحه بخونی حتی شبها ، دیگه نصف راه رو رفتی همت کن تمومش کن

رشته چی میخونی

من کل بارداری درگیر ارشد و پایان نامه بودم با شکم نه ماهه رفتم دفاع کردم سه روز بعدش پسرم بدنیا اومد😅

منم‌ارشدم حامله رفتم زاییدم دو ترم‌مرخصی گرفتم بعدش باز رفتم یعنی دهنم سرویس شد استادا همش بهم تشر میزدن خیلی بد بود برگردم عقب اصلا نمیرم الان یه درس دیگه امتحان دارم با پایان نامه هنوز درگیرم

همیشه از درس بدم میومد خوب حوصله دارین

کتاباتو بزار جلوت
بگو فقط یک صفحه مجبووورم بخونم بعد ۲ ۳ روز راه میوفتی
منم درگیر خوندم ولی جون امتحانی نیس که فشار باشه روم تنبلی ی مدته اومده سراغم

سوال های مرتبط

مامان دیاکو و دلوان مامان دیاکو و دلوان ۳ سالگی
بیاین یکم منو ریلکس کنید 😮‍💨🫠
با ی بچه خونم تقریبا ترکیده ی رو ب قابل تحمل بود الان با دوتا بچه مث طویله ایه ک انگار بمب خورده فقط وقتایی ک مهمون میخاد بیاد با شوهرم دوتایی خودمونو جر میدیم یکم جم میکنیم تمیزه بلافاصله بعد از مهمون دوباره ب حالت قبل برمیگرده
خابم خیلی کمه شبا تا دیاکوومیخابه میشه۲ تا صبم یسره دلوان نق نق میکنه ک میخاد هی بچرخونمش شیز بدم آروغ بگیرم پوشک عوض کنم هواسم اون وسط ب دیاکوام باشه ک پتو بکشم روش یخ نکنه
صبا دلوان زود بیدار میشه تقریبا ۸ اینا دیگه شروع میکنه من نمیرسم صبونه بخورم نمیرسم چایی دم کنم چایی مونده شبو میخورم اونم یا داغ داغ میخورم ک تا ناکجا ابادم میسوزه یا انقد یخ میخورم ک آب از اون گرم‌تر حساب میشه
حموم نمیتونم برم مگه وقتایی ک زنگ بزنم مامانم بیاد اینارو نگه داره
خونمون پر آشغاله پر نون ریزه و خوراکی حالا خونه زندگی ب درک اصن
خابمم میگیم ولشکن
ولی این غذا خوردنو چیکا کنم وقت نمیکنم درست کنم شوهرم همش از بیرون میگیره تو خونه هم من هیچی اصلا نمیتونم چیزی بخورم این بچه یسره نق نق بغلمه دیاکو اونور حوصلش سر میره ی وقتایی گشنه میمونه نمیرسم ی لقمه بدم دست اون بخام ب خودمو دیاکو برسم دلوان اینور غش میکنه از گریه
چ غذاهایی میشه درست کرد تو فریزر بمونه خراب نشه خسته شدم از وضعیت گشنگی حداقل ی روز ک مامانم هس بتونم یچی سرهم کنم بچپونم فریزر دو وعده گشنگی نکشم هرچند همونم وقت نمیشه بخورم نمیتونم بخورم ولی بازم از هیچی بهتره
مامان دوتا نینی مامان دوتا نینی ۱۷ ماهگی